به گزارش اکوایران، سال 1988، جورج شولتز، وزیر امور خارجه ایالات متحده، سفری سه هفته ای به آسیا داشت و در هنگ کنگ و سرزمین اصلی چین، اندونزی، ژاپن، جزایر مارشال، فیلیپین، کره جنوبی و تایلند توقف کرد. شولتز در جلسات طولانی شرکت کرد تا به میزبانانش از دوستی و علاقه پایدار واشنگتن به منطقه اطمینان دهد –(رویکردی که بعدها در قاب دیپلمات نیکلاس برنز به عنوان "علف های هرز، آبیاری و مراقبت از باغ دیپلماتیک یاد شد). شولتز باور داشت که منافع ایالات متحده به بهترین وجه با تکیه بر اهرم های دیپلماتیک تامین می شود.برمبنای این اصل فکری، آزادسازی اقتصادی و سیاسی، به جای تحمیل فشارهای سنگین، موجب خواهد شد تا کشورهای منطقه با لیبرال دموکراسی های جهان همسو شوند.اما امروز چین به واسطه تغییر پارادایم هایش در عرصه سیاست خارجی، واشنگتن را در تنگای دشواری قرار داده است. فارن افرز، ضمن اشاره به این مولفه، به چرایی قدرت نمایی اژدهای زرد پرداخته و به راه خروج واشنگتن از بن بست حاکم اشاره دارد.اقتصادنیوز این یادداشت را در دو بخش ترجمه کرده است که بخش نخست آن در ادامه آمده است.

چرایی رویکرد تهاجمی چین؟

به نوشته اقتصادنیوز، بدر آن بازه زمانی، رقابت‌های سنتی منطقه ادامه یافت و نارضایتی‌های تاریخی حل‌نشده باقی ماندند، اما از آنجایی که کشورهای آسیایی توسعه اقتصادی را بر هزینه‌های نظامی در اولویت قرار دادند، خطر درگیری اندک بود. اما استراتژی واشنگتن پس از جنگ سرد در آسیا دیگر قابل اجرا نیست. بسیاری از کشورهای آسیایی با تمرکز بر تجارت و توسعه، برای تقویت ارتش خود رویکردی منسجمی را دنبال نمی کنند و به همین دلیل در برابر حمله چین آسیب پذیتر شده اند. چین از دهه 1930 تا کنون با سرعت توان نظامی اش را افزایش داده و با گسترش حضور نظامی و شبه نظامی خود در مناطق مورد مناقشه مانند تنگه تایوان و شرق چین و دریاهای چین جنوبی از انفعال همسایگانش سوء استفاده کرده است.

چین به واسطه مزیت های طبیعی که از آن بهره مند است، با تکیه بر یارانه های هنگفت و اعطای اعتبار ارزان به شرکت های داخلی برای کاهش هزینه های تولید و ایجاد انحراف در بازارهای خارج برای خود فرصت سازی کرده. همانطور که شرکت‌های چینی رقبای خارجی خود را کنار می‌زنند، چین زنجیره‌های عرضه و ارزش منطقه‌ای را جذب کرده و بدین طریق خروج از پایگاه صنعتی و تولیدی آمریکا را تسریع بخشیده است. تا زمانی که واشنگتن با متحدان و شرکای آسیایی خود معامله متفاوتی انجام ندهد، این روندهای نامطلوب ادامه خواهد داشت.

-1x-1 (1)

اهرم اصلی پکن برای کنار زدن واشنگتن

آنگونه که فارن افرز نوشته، ایالات متحده پیشتر خطرات مرتبط با بازار چین را تشخیص داده و متحدان خود را تشویق می کند تا در ارتش سرمایه گذاری کنند. اما استراتژی موثر باید فراتر این تعریف شود. مزیت نظامی چین در قیاس با جغرافیای دیگر آسیا در حال گسترش است و پکن در مناقشات ارضی اش با چندین همسایه از رویکردی خصمانه پیروی می کند. از همین رو گروهی از ناظران می گویند، رقبای چین باید برای محافظت از خود در برابر توسعه‌طلبی پکن، خون و گنج را قربانی کنند. واشنگتن ظاهرا نمی‌تواند شرکای آسیایی را برای حمایت از اولویت‌های دفاعی شان در برابر پکن تقویت کند، اما قادر است مشوق‌هایی برای همکاری نزدیک‌تر با ایالات متحده فراهم کند. تبدیل قدرت‌های بی‌طرف کنونی به شرکای فعال ایالات متحده برای امن‌تر کردن منطقه و آسیب‌پذیری کمتر در برابر جاه‌طلبی‌های سرزمینی و ژئوپلیتیکی چین ضروری است.

در طول دو دهه گذشته، هدف اصلی چین کاهش حضور آمریکا در آسیا و در نهایت سهولت خروج ایالات متحده از منطقه بوده است. برای تحقق این امر، پکن بر تضعیف اتحادهای ایالات متحده و منزوی کردن کشورهایی مانند استرالیا و ژاپن متمرکز شده. از منظری دیگر، ایالات متحده به دلیل فاصله جغرافیایی خود از منطقه، به قلمرو شرکای آسیایی اش متکی است. چین با درک آسیب‌پذیری رقیب، متحدان آمریکا را تحت فشار قرار داده تا تعهدات امنیتی شان در ارتباط با قبال ایالات متحده را کنار بگذارند.در اصل، برنامه بازی پکن این است که راه را برای جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای خود با حذف بازیکنان قدرتمند هموار کند.

7777777777777777

اهرم اصلی چین برای خنثی کردن همسایگانش اقتصاد است. برای مثال، پکن با توسل به اهرم های مذاکره دوجانبه به عنوان بخشی از ابتکار کمربند و جاده، پروژه توسعه زیرساخت‌های جهانی چین، نخبگان حاکم کشورهایی مانند اندونزی، مالزی و تایلند را با وعده منافع اقتصادی وسوسه می‌کند. همسایگان چین از این واقعیت آگاه هستند اما به دلیل وابستگی اقتصادی شان کمتر می توانند در برابر خواسته‌های چین مقاومت کنند. پکن با استفاده از این فرصت، مذاکرات چند جانبه را در مورد چگونگی مدیریت اختلافات ارضی منطقه طولانی کرده - و از زمان اضافی برای تغییر واقعیات در میدان استفاده می کند. در این میان، چین به سرعت نیروهای مسلح خود را مدرن کرده و جزایر مصنوعی نظامی را در آب های مورد مناقشه ساخته است. برخی از ایالت های کوچکتر با تطابق آشکار دفاعی خود، از ایجاد توازن در برابر چین صرف نظر کرده اند.