یعنی با افزایش عایدی حاصل از بازار سهام -که معمولا قدرت نقدشوندگی بالایی هم دارد- ارزش داراییهای مالی خانوارها و سرمایهگذاران نیز بیشتر شده و اعتماد و توان خرید تقویت میشود و بخشی از این شوک مثبت به صورت افزایش تقاضا و سپس افزایش قیمت در بازار مسکن دیده میشود.
در دورههای عادیتر، در دورههای آرام اقتصادی اگر بازده سهام در ماه قبل رشد یک درصدی داشته باشد، بازده مسکن در این ماه حدود ۰٫۱۹٪ بیشتر میشود (سرریز مثبت از سهام به مسکن). اما در دورههای رکودی و پرتلاطم رفتار رابطه تغییر میکند و این سرریز از سهام به مسکن بسیار ضعیف و حتی منفی میشود.
اما آیا نتایج این پژوهشها درخصوص بازار سهام و مسکن در آمریکا در ایران هم صدق میکند.
در تحلیل رفتار بازار سهام و مسکن در ایران باید به این نکته خیلی توجه کنیم: اندازه بازار سهام ایران نسبت به بازار مسکن خیلی کوچکتر است، اما باتوجه به وضعیت کلان اقتصادی با توجه به تورم این بازار خیلی سریع روی انتظارات و تصمیمهای سرمایهگذاری خانوار اثر خودش را نشان میدهد.
معمولا وقتی خانوار از بورس به سود میرسد، در محیط تورمی، بخشی از آن نقدینگی را برای حفظ قدرت خرید به سمت کالاهای بادوام (مثل مسکن) منتقل میکند.
اگر شاخص قیمت سهام ۱٪ رشد مثبت داشته باشد، شاخص قیمت مسکن در بلندمدت حدود ۰٫۲۰٪ زیاد میشود؛ اما برعکس آن، شوکهای منفی الزاما به افت معنادار قیمت مسکن منجر نمیشوند. (این یعنی کاهش بورس در ایران معمولاً مسکن را پایین نمیکشد)
با این وجود به طور کلی میتوانیم نتیجه گیری کنیم که در فضای تورمی اقتصاد ایران، حتی با وجود کوچکتر بودن بازار سهام نسبت به مسکن و ترجیح مردم بر داراییهای بادوام و واقعی، تغییرات مثبت بورس میتواند روی انتظارات و تصمیمهای سرمایهگذاری اثر بگذارد و رونق در بخش مسکن را به همراه داشته باشد. این یعنی اگر بورس شارژ شود به احتمال زیاد مسکن اصلیترین بازار هدف عایدی برای سرمایههای کلان است.
البته شدت این اثر به شرایط کلان (تورم، نرخ سود، نااطمینانی و سیاستهای اعتباری) وابسته است و در دورههای رکودی ممکن است انتقال ضعیفتر شود.