پژوهشکده پولی و بانکی در گزارشی تورم هسته در شهریور ۱۴۰۴ را مورد ارزیابی قرار داده است. بررسی روند تورم نقطهبهنقطه در کنار شاخصهای مختلف تورم هسته نشان میدهد که تصویر تورمی اقتصاد ایران در فاصله فروردین ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴، پیچیدهتر از آن چیزی است که صرفاً از مسیر تورم کل قابل مشاهده باشد. اگرچه در برخی مقاطع، کاهش یا ثبات نسبی تورم نقطهبهنقطه این تصور را ایجاد کرده که فشارهای تورمی در حال تخلیه است، اما تحلیل همزمان تورم هسته نشان میدهد بخش قابلتوجهی از تورم، ماهیتی پایدار، فراگیر و چسبنده داشته است.
طبق آمار بانک مرکزی، نرخ تورم نقطهبهنقطه در شهریور ۱۴۰۴ به ۴۳.۹ درصد رسیده که نسبت به مرداد همان سال ۲.۵ واحد درصد افزایش داشته است. این در حالی است که نرخ تورم نقطهبهنقطه در ابتدای سال ۱۴۰۳ در سطحی پایینتر قرار داشت، اما از ابتدای سال ۱۴۰۴، هرگز به زیر ۴۰ درصد سقوط نکرده است. به بیان دیگر، حتی در سال ۱۴۰۴ و با وجود سیاستهای کنترل نقدینگی، اقتصاد همچنان در محدوده تورمهای بسیار بالا حرکت کرده است.
در مقابل تورم کل، شاخص تورم هسته میانهٔ وزنی تصویر متفاوتی از تحولات قیمتی ارائه میدهد. این شاخص که بر «مرکز توزیع تورم اقلام مصرفی» تمرکز دارد، در شهریور ۱۴۰۴ به ۳۲.۹ درصد رسیده است. تورم هسته میانهٔ وزنی در این ماه نسبت به مرداد ۲ واحد درصد افزایش یافته و نسبت به ابتدای سال جاری نیز ۳.۱ واحد درصد افزایش را ثبت کرده است. فاصله حدود ۱۱ واحد درصدی این شاخص با تورم کل نشان میدهد بخشی از تورم نقطهبهنقطه ناشی از اقلام با نوسان شدید بوده، اما افزایش پیوسته تورم هسته میانهٔ وزنی تأیید میکند که فشار تورمی محدود به چند قلم خاص نبوده و به بدنه اصلی سبد مصرفی نفوذ کرده است.
رفتار تورم هسته «میانگین کوتاهشده» نیز مؤید همین نکته است. این شاخص که با حذف اقلام دارای تورمهای بسیار بالا و بسیار پایین محاسبه میشود، در اغلب ماههای دوره مورد بررسی روندی نزدیک به تورم کل داشته است. شباهت مسیر حرکتی تورم کل و تورم هسته «میانگین کوتاهشده» نشان میدهد شوکهای مقطعی تنها عامل افزایش قیمتها نبودهاند و بخش قابلتوجهی از تورم، ناشی از عوامل ساختاری و درونزا بوده است. این موضوع بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که تورمهای موقتی معمولاً پس از مدتی تخلیه میشوند، اما تورمهای فراگیر بهسرعت در کل اقتصاد پخش میشوند و مهار آنها دشوارتر است.

در این میان، تورم هسته حذفی (با حذف کامل گروه خوراکیها و آشامیدنیها) یکی از مهمترین نشانههای پایداری تورم را ارائه میکند. طبق آمارهای این گزارش و بررسی تورم از ابتدای سال ۹۶ تا شهریور ۱۴۰۴، میانگین تورم هسته حذفی در کل بازه بررسیشده ۳۹٫۳۵ درصد گزارش شده، در حالی که میانگین تورم نقطهبهنقطه کل ۳۴٫۱۲ درصد بوده است. بالاتر بودن تورم هسته حذفی از تورم کل به این معناست که در برخی مقاطع، کنترل یا افت قیمت خوراکیها باعث شده تورم کل کمتر از واقعیت فشار تورمی در سایر بخشها به نظر برسد. این مسئله نشان میدهد که سیاستهای تنظیم بازار در گروه خوراکیها، اگرچه ممکن است تورم کل را موقتاً پایین بیاورد، اما لزوماً به کاهش فشار تورمی در کل اقتصاد منجر نشده است.
همچنین بر اساس ارزیابیهای این گزارش، تفاوت معناداری میان نوسانپذیری تورم کل و تورم هسته را وجود دارد. انحراف معیار تورم نقطهبهنقطه در این دوره ۱۵.۶۷ بوده، در حالی که انحراف معیار تورم هسته میانگین کوتاهشده ۱۰.۶۶، تورم هسته میانهٔ وزنی ۱۲.۵۴ و تورم هسته حذفی ۱۳.۰۴ واحد درصد گزارش شده است. لذا میتوان گفت تورم ناشی از عوامل موقتی مانند شوکهای خارجی در اقتصاد ایران فزاینده بوده و به مرور در سایر بخشهای اقتصاد نشت کرده است. به عبارتی تکانههای کوتاهمدت به نوعی به تورم پایدارتر هم منتقل شدهاند؛ در نتیجه، انتقال افزایش قیمتها از اقلام پرنوسان به اقلام پایدارتر اتفاق افتاده است.
در نهایت میتوان گفت دادههای تورم مورد بررسی این گزارش نشان میدهد کاهشهای مقطعی تورم نقطهبهنقطه بیش از آنکه حاصل مهار پایدار تورم باشد، نتیجه تغییرات کوتاهمدت در برخی اقلام خاص بوده است. همزمان، سطوح بالای تورم هسته چه به روش میانهٔ وزنی و چه به روش حذفی نشان میدهد فشارهای تورمی در بخش بزرگی از سبد مصرفی تثبیت شدهاند. از این منظر، تداوم تورمهای بالای ۳۰ درصد در شاخصهای هسته، هشداری جدی نسبت به چسبندگی تورم و محدود بودن اثر سیاستهای کوتاهمدت در مهار آن محسوب میشود.