به گزارش اکوایران، یادداشتی از فدرال رزرو آمریکا نشان میدهد که رشد نیروی کار این کشور در سال ۲۰۲۶ ممکن است به نزدیک صفر برسد؛ روندی که عمدتاً ناشی از کاهش شدید رشد جمعیت و افت نرخ مشارکت نیروی کار است. این تحول، که در تاریخ معاصر اقتصاد آمریکا کمسابقه توصیف شده، پیامدهای مهمی برای بازار کار و رشد اقتصادی به همراه دارد.
در این یادداشت، نیروی کار بهعنوان مجموع افراد شاغل و جویای کار تعریف شده و تمرکز بر «نیروی کار بالقوه» است؛ شاخصی که اثرات چرخههای اقتصادی را حذف میکند. بر این اساس، رشد نیروی کار تابعی از رشد جمعیت و نرخ مشارکت است. از دهه ۱۹۶۰ تاکنون، رشد سالانه نیروی کار بهطور متوسط حدود ۱.۴ درصد بوده، اما در سال جاری این روند بهشدت تضعیف شده است.
کاهش شدید رشد جمعیت آمریکا
کاهش رشد جمعیت، که نقش اصلی در این افت دارد، بهطور مشخص به افت مهاجرت خالص بازمیگردد. دادههای اخیر نشان میدهد رشد جمعیت در اوایل ۲۰۲۶ به حدود ۰.۴ درصد رسیده که حتی از دوره همهگیری نیز پایینتر است. همزمان، پیر شدن جمعیت باعث کاهش نرخ مشارکت نیروی کار شده و فشار مضاعفی بر رشد عرضه نیروی کار وارد کرده است.
برآیند این عوامل به آن معناست که تعداد نیروی کار جدید در اقتصاد آمریکا ممکن است به کمتر از ۱۰ هزار نفر در ماه محدود شود. این وضعیت مستقیماً بر شاخصی کلیدی در بازار کار یعنی «رشد اشتغال در نقطه سر به سر» اثر میگذارد؛ شاخصی که نشان میدهد برای ثابت ماندن نرخ بیکاری، چه تعداد شغل باید ایجاد شود.
در دهههای گذشته، این عدد بهطور قابل توجهی نوسان داشته است؛ از حدود ۱۸۵ هزار شغل در ماه در دهه ۱۹۷۰ تا کمتر از ۸۰ هزار در دهه ۲۰۱۰. در دوران همهگیری نیز این رقم به حدود ۵۰ هزار شغل کاهش یافت. اما اکنون، با افت شدید رشد نیروی کار، این سطح میتواند به کمتر از ۱۰ هزار شغل در ماه برسد؛ سطحی بیسابقه در ۶۵ سال اخیر.
آثار تضعیف رشد نیروی کار
یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، افزایش نوسان در دادههای اشتغال است. حتی در شرایطی که اقتصاد در سطح تولید بالقوه خود حرکت میکند، ممکن است در برخی ماهها کاهش قابل توجه اشتغال مشاهده شود. به بیان دیگر، رشد منفی اشتغال میتواند به همان اندازه رشد مثبت آن محتمل باشد، بدون آنکه لزوماً نشانه رکود باشد.
در سطح کلانتر، کاهش رشد نیروی کار پیامد مهمی برای تولید ناخالص داخلی بالقوه دارد. بهطور سنتی، رشد اقتصادی از 2 منبع تأمین میشود: افزایش تعداد نیروی کار و رشد بهرهوری. با نزدیک شدن رشد نیروی کار به صفر، عملاً تمام رشد بالقوه اقتصاد باید از محل افزایش بهرهوری تأمین شود. این موضوع اهمیت سرمایهگذاری در فناوری، نوآوری و بهبود کارایی را دوچندان میکند.
احتمال پایداری کاهش رشد نیروی کار
همچنین، روندهای جمعیتی از جمله پیر شدن جمعیت و محدودیت در مهاجرت، ماهیتی بلندمدت دارند و بهسرعت تغییر نمیکنند. از این رو، انتظار میرود رشد پایین نیروی کار به یک ویژگی پایدار در اقتصاد آمریکا تبدیل شود.
اقتصاد آمریکا در آستانه یک تغییر ساختاری قرار گرفته است؛ جایی که کمبود نیروی کار به عامل تعیینکننده در بازار کار و رشد اقتصادی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، ثبات نرخ بیکاری دیگر به ایجاد گسترده شغل وابسته نیست و رشد اقتصادی بیش از هر زمان به بهرهوری گره میخورد. این تغییر، نهتنها سیاستگذاری اقتصادی را پیچیدهتر میکند، بلکه معیارهای سنتی ارزیابی سلامت بازار کار را نیز نیازمند بازتعریف خواهد کرد.