اکوایران: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که به بسته شدن تنگه هرمز منتهی شد، نگرانی‌هایی درباره وقوع بحران جهانی غذا به‌وجود آورده است. با این‌حال کارشناسان براین باورند که هرچه این رخداد تنش‌‌زا زودتر برطرف شود، احتمال ایجاد بحران غذایی کمتر بوده یا حداقل از شدت آن خواهد کاست. اینجاست که مذاکرات اخیر بین ایران و آمریکا برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز نقش مهمی را ایفا می‌کند.

شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در 28 فوریه سال 2026 و 9 اسفند 1404 منجر به بسته شدن تنگه هرمز به مدت طولانی شد. گذرگاهی که نقش اساسی در نقل و انتقال کالاهای مرتبط با تولید مواد غذایی مانند کود داشته و از طرف دیگر یکی از مهم‌ترین آبراه‌هایی است که از آن برای عبور و مرور نفتکش‌ها استفاده می‌شود. بنابراین بسته شدن این تنگه آثار گسترده‌ای بر اقتصاد جهان داشته است؛ از جمله افزایش قابل‌توجه قیمت نفت.

با این‌حال قیمت اقلام غذایی در جهان آنچنان تحت تاثیر این بحران قرار نگرفته، گرچه کارشناسان براین باورند که با تاخیر خود را نشان خواهد داد. از طرف دیگر کارشناسانی که با الجزیره گفت‌وگو کرده‌اند به این امر اشاره داشته‌اند که اگر مذاکرات کنونی با شکست مواجه شوند، بحران مواد غذایی در قاره‌های آفریقا و آسیا شدیدتر خواهد بود. از این‌رو موفقیت مذاکرات به رفع این بحران و جلوگیری از بحران جهانی غذا کمک خواهد کرد.

شوک بحران غذایی در جهان با چه شدتی رخ می‌دهد؟

با ادامه‌دار شدن جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، نگرانی‌ها درباره یک فاجعه جهانی در حوزه غذا رو به افزایش است. با اینکه قیمت جهانی مواد غذایی تاکنون فقط به‌طور محدود افزایش یافته، تحلیل‌گران می‌گویند اثر واقعی این درگیری هنوز ظاهر نشده است. در حدود دو ماهی که از آغاز جنگ می‌گذرد، قیمت سوخت و کودهای شیمیایی در سراسر جهان افزایش یافته است. سؤال اصلی که اکنون ذهن اقتصاددانان و سیاست‌گذاران را درگیر کرده این است که این شوک چه زمانی و با چه شدتی به قیمت مواد غذایی منتقل خواهد شد. تحلیل‌گران تقریباً هم‌نظرند که اثر واقعی هنوز دیده نشده، چون بین افزایش هزینه نهاده‌های کشاورزی و بالا رفتن قیمت در فروشگاه‌ها یک فاصله زمانی وجود دارد.

آن‌ها همچنین معتقدند شدت پیامدها تا حد زیادی به این بستگی دارد که اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز تا چه مدت ادامه پیدا کند؛ تنگه‌ای که معمولاً حدود یک‌سوم تجارت دریایی کودهای شیمیایی و یک‌چهارم نفت جهان از آن عبور می‌کند. ماتین قایم، مدیر مرکز پژوهش‌های توسعه در دانشگاه بن آلمان، به الجزیره گفت:

«در ماه‌های آینده قیمت مواد غذایی قطعا افزایش خواهد یافت و این موضوع تأمین رژیم غذایی سالم و کافی را برای بسیاری از مردم جهان دشوارتر می‌کند.»

او افزود: «افراد فقیر در آفریقا و آسیا بیشترین آسیب را خواهند دید، چون بخش بزرگی از درآمدشان صرف غذا می‌شود. گرسنگی و سوءتغذیه به احتمال زیاد افزایش خواهد یافت.»

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) هفته گذشته هشدار داد که ادامه بحران در تنگه هرمز، که ایران در واکنش به جنگ با آمریکا و اسرائیل آن را بسته، می‌تواند به یک «فاجعه جهانی غذایی» منجر شود. کشورهایی مانند هند، بنگلادش، سریلانکا، سومالی، سودان، تانزانیا، کنیا و مصر از جمله آسیب‌پذیرترین کشورها هستند. برنامه جهانی غذا نیز اعلام کرده است که اگر درگیری‌ها تا اواسط سال ادامه یابد و قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار بماند، نزدیک به ۴۵ میلیون نفر دیگر ممکن است با کمبود شدید غذا مواجه شوند.

تولید جهانی غلات

تا این لحظه، جنگ فقط تأثیر محدودی بر قیمت غذا داشته، موضوعی که برخی را شگفت‌زده کرده است. طبق شاخص قیمت مواد غذایی FAO، قیمت جهانی غذا در ماه گذشته نسبت به فوریه ۲.۴ درصد افزایش یافته است. قیمت غلات حتی کمتر افزایش یافته و تنها ۱.۵ درصد رشد داشته است. برای مقایسه، قیمت کلی غذا هنوز حدود ۱۱ درصد پایین‌تر از میانگین سال ۲۰۲۲ است؛ زمانی که بازارها تحت تأثیر همزمان جنگ اوکراین و همه‌گیری کووید-۱۹ بودند. با اینکه افزایش قیمت نفت و کود هزینه تولید غذا را بالا برده، بیشتر غذایی که اکنون مصرف می‌شود پیش از شروع جنگ تولید شده است. تولید جهانی غلات نیز در سطحی بی‌سابقه قرار دارد.

پیش‌بینی می‌شود ذخایر غلات تا پایان فصل کشاورزی ۲۰۲۶ به رکورد ۹۵۱.۵ میلیون تن برسد که حدود ۹ درصد بیشتر از سال قبل است. ساندرو اشتاینباخ، کارشناس سیاست کشاورزی، می‌گوید این افزایش‌های اخیر قیمت باید با احتیاط تفسیر شوند؛ «این‌ها یک سیگنال ترکیبی هستند، نه یک دلیل واضح برای نگرانی.» او توضیح می‌دهد: «شوک‌های نهاده‌ها با تأخیر منتقل می‌شوند. موجودی انبارها، خرید کودهای قبلی، و عدم قطعیت درباره طول بحران می‌توانند موقتا اثر را خنثی کنند.»

شورو داسگوپتا نیز اشاره می‌کند که شاخص‌های کلی لزوما فشار واقعی بر خانوارهای فقیر را نشان نمی‌دهند. او می‌گوید در کشورهای کم‌درآمد، هزینه سوخت مستقیماً بر قیمت مواد غذایی اثر می‌گذارد، چون حمل‌ونقل سهم بیشتری از هزینه خانوار را تشکیل می‌دهد.

به گفته او، حتی پیش از هر شوک برداشت، افزایش هزینه انرژی در شهرهایی مانند داکا، قاهره و لاگوس در حال فشار آوردن بر بودجه غذایی خانوارهاست. او هشدار می‌دهد که با افزایش قیمت‌ها، خانواده‌ها به سمت غذاهای ارزان‌تر و پرکالری اما کم‌کیفیت حرکت می‌کنند، که پیامدهای بلندمدتی برای سلامت، به‌ویژه کودکان، دارد.

شدت بحران

با وجود توافق کلی درباره تأخیر اثرات جنگ، درباره شدت آن اختلاف نظر وجود دارد. بازارهای مالی تنها افزایش متوسطی در قیمت‌ها پیش‌بینی می‌کنند؛ قراردادهای آتی گندم و ذرت افزایش ۴ تا ۵ درصدی تا پایان سال را نشان می‌دهند. در برخی جنبه‌ها، جهان نسبت به بحران‌های قبلی وضعیت بهتری دارد. در بحران غذایی ۲۰۰۷-2008، قیمت گندم بیش از ۱۳۵ درصد افزایش یافت و بسیاری از کشورها صادرات را محدود کردند، که خود بحران را تشدید کرد. در بحران فعلی، چنین واکنش گسترده‌ای دیده نشده است.

الیزابت رابینسون، استاد اقتصاد محیط‌زیست، می‌گوید:

«بازار غلات مختل نشده و کشورها مانند سال ۲۰۰۸ واکنش نشان نداده‌اند. بنابراین احتمال جهش شدید قیمت‌ها در کوتاه‌مدت کم است.»

استیو ویگینز نیز معتقد است پیش‌بینی‌های بدبینانه، توانایی سیستم کشاورزی برای سازگاری را دست‌کم می‌گیرند. او یادآوری می‌کند که در بحران ۲۰۰۷-2008 نیز قیمت‌ها در نهایت به سطح پایین بازگشتند، برخلاف پیش‌بینی‌هایی که سیستم غذایی را «بحرانی» می‌دانستند.

احتمال کاهش بازدهی

با این حال، هرچه بسته ماندن تنگه هرمز طولانی‌تر شود، قیمت کودهایی مانند اوره، آمونیاک و فسفات افزایش بیشتری خواهد یافت و هزینه کشاورزان بالا می‌رود. FAO برآورد کرده که در صورت تداوم بحران، قیمت کودها در نیمه اول سال ۲۰۲۶ به‌طور میانگین ۲۰ درصد بیشتر خواهد شد. پس از افزایش کوتاه‌مدت تردد دریایی، اکنون عبور کشتی‌ها در تنگه به حداقل رسیده است، زیرا ایران اعلام کرده تا زمانی که آمریکا محاصره بنادرش را ادامه دهد، محدودیت‌ها برقرار خواهد بود.

در همین حال، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرده که احتمال تمدید آتش‌بس موقت پایین است. کارشناسانی مانند کتی بیلیس هشدار می‌دهند که ممکن است به‌زودی افزایش‌های قابل توجهی در قیمت غذا در برخی کشورها دیده شود. او می‌گوید: «اگر سطح زیر کشت کاهش یابد، نشانه‌ای از واکنش به افزایش هزینه‌ها خواهد بود. اما حتی اگر سطح زیر کشت ثابت بماند، ممکن است به دلیل کاهش استفاده از نهاده‌ها، بازدهی محصولات افت کند.»

* منبع: الجزیره