اظهارنظر وزیر اقتصاد درباره نرخ پس‌انداز ۳۵ درصدی در کنار سرمایه‌گذاری خالص نزدیک به صفر، یک تناقض مهم را برجسته می‌کند: اگر منابعی برای پس‌انداز در اقتصاد وجود دارد، چرا این منابع به افزایش ظرفیت تولید و انباشت سرمایه منجر نمی‌شوند؟

بررسی روند تشکیل سرمایه خالص نشان می‌دهد این مسئله سابقه‌ای طولانی دارد. در سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰، تشکیل سرمایه خالص منفی بوده؛ به این معنا که سرمایه‌گذاری انجام‌شده حتی برای جبران استهلاک سرمایه موجود نیز کافی نبوده است. در سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ این روند معکوس شد و تشکیل سرمایه خالص افزایش یافت، اما رشد این متغیر لزوماً به معنای افزایش متناسب ظرفیت تولید نیست.

بخشی از این افزایش می‌تواند ناشی از «اثر جبرانی» باشد؛ یعنی اقتصادی که چند سال با کاهش سرمایه‌گذاری و ظرفیت‌های بلااستفاده مواجه بوده، در دوره بعد بخشی از این عقب‌ماندگی را جبران کند، بدون آنکه الزاماً بهره‌وری یا فناوری بهبود پیدا کرده باشد.

از سوی دیگر، نااطمینانی، تحریم و افزایش هزینه سرمایه‌گذاری می‌تواند هم انگیزه سرمایه‌گذاری را کاهش دهد و هم کیفیت آن را تحت تأثیر قرار دهد. حتی تغییر سال پایه و نحوه اندازه‌گیری نیز می‌تواند در مقایسه ارقام سرمایه‌گذاری در سال‌های مختلف اثرگذار باشد.

بنابراین مسئله اقتصاد ایران فقط کمبود پس‌انداز یا پایین بودن حجم سرمایه‌گذاری نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا منابع موجود به سرمایه‌گذاری مولد، افزایش ظرفیت تولید و رشد پایدار تبدیل نمی‌شوند؟

در پایان هم این سوال را از نوید رئیسی، پژوهشگر اقتصاد پرسیدیم که چرا روند موجودی سرمایه خالص در سالهای اخیر نوسان داشته است؟