نویسنده: دیوید هندرسون
واسیلی لئونتیف (1906-1999) دانشجوی دانشگاه سنتپیترزبورگ (۱۹۲۱–۱۹۲۵) و سپس دانشگاه برلین بود. در سال ۱۹۳۱ به ایالات متحده مهاجرت کرد و در دانشگاه هاروارد به تدریس پرداخت؛ جایی که در سال ۱۹۶۴ در آن به مقام استادی رسید. در سال ۱۹۴۸ «پروژه پژوهش اقتصادی هاروارد» را تأسیس کرد که خود تا سال ۱۹۷۳ مدیریت آن را بر عهده داشت.
واسیلی لئونتیف را بنیانگذار تحلیل داده-ستانده (Input-Output Analysis) میشناسند؛ تحلیلی که وابستگی متقابل در نظام تولید را در چهارچوب شبکهای از مبادلات میان بخشهای گوناگون تولید توصیف میکند. این روش ابزارهایی را برای تحلیل نظاممندِ مبادلات پیچیده میانصنعتی در یک اقتصاد فراهم آورد. لئونتیف همچنین بهسبب توسعه برنامهریزی خطی، شیوهای ریاضی برای حل مسائل پیچیده عملیات اقتصادی، شناخته میشود. افزون بر خود لئونتیف که جایزه نوبل 1973 اقتصاد را از آن خویش ساخت، چهار نفر از دانشجویان دکترای او (پاول ساموئلسون، رابرت سولو، ورنون اسمیت و توماس شلینگ) نیز موفق به دریافت این جایزه شدند.
جداول داده-ستانده
از همان دورهای که واسیلی جوانی روبهرشد در سنپترزبورگ بود، مطالعات خود را وقف تحلیل داده-ستانده میکرد. پیش از آنکه در نوزدهسالگی روسیه را برای پیگیری دوره دکتری در دانشگاه برلین ترک کند، نشان داده بود که چگونه نظریه تعادل انتزاعی لئون والراس قابلیت کمّیسازی دارد. اما فقط سالها پس از آن یعنی در ۱۹۴۱، زمانیکه استاد دانشگاه هاروارد بود، یک جدول داده-ستانده را برای اقتصاد آمریکا محاسبه کرد. این کار و اصلاحات بعدی آن بود که جایزه نوبل را در سال ۱۹۷۳ برای لئونتیف به ارمغان آورد.
تحلیل داده-ستانده فرایند گستردهای را نشان میدهد که از طریق آن ورودیها در یک شاخه از صنعت، خروجیهایی را برای مصرف یا برای استفاده بهعنوان ورودی در شاخه صنعتی دیگر تولید میکنند. ماتریسی که لئونتیف تدوین کرد، اغلب برای نشان دادن اثر تغییر در تولید یک کالای نهایی بر تقاضا برای ورودیها به کار میرود؛ برای نمونه، افزایش ۱۰ درصدی در تولید کفش را در نظر بگیرید. با استفاده از جدول داده-ستانده میتوان برآورد کرد که چه مقدار اضافی چرم، نیروی کار، ماشینآلات و سایر ورودیها برای افزایش تولید کفش مورد نیاز خواهد بود.
بیشتر اقتصاددانان در استفاده از این جدول محتاط هستند، زیرا این جدول - در همین مثال تولید کفش - فرض را بر این میگیرد که تولید کفش در همان نسبتی به ورودیها نیاز دارد که در دوره زمانیِ مورد استفاده برای برآورد جدول به کار رفتهاند؛ و مشکل دقیقاً همینجاست. هرچند این جدول بهعنوان یک تقریب کلی از ورودیهای مورد نیاز مفید است، بااینحال اقتصاددانان از روی شواهد انبوه میدانند که این نسبتها ثابت نیستند. بهطور مشخص، هنگامیکه هزینه یک ورودی افزایش مییابد، تولیدکنندگان استفاده از آن ورودی را کاهش میدهند و ورودیهای دیگری را که قیمتشان افزایش نیافته است، جایگزین میسازند؛ مثلاً اگر نرخهای دستمزد افزایش یابد، تولیدکنندگان میتوانند سرمایه را جایگزین نیروی کار گردانند و حتی با پذیرش اتلاف بیشتر مواد، میتوانند مواد خام را جایگزین نیروی کار سازند. انعطافناپذیری جدول داده-ستانده بدان معناست که اگر بهراستی برای انجام پیشبینی به کار رود، ناگزیر پاسخهای نادرستی خواهد داد.
در زمان نخستین کار لئونتیف بر تحلیل داده-ستانده، تمام جبر ماتریسیِ مورد نیاز با استفاده از ماشینحسابهای دستی و صرف زحمت فراوان انجام میشد. از آن زمان به بعد رایانهها این فرایند را بسیار ساده کردهاند و تحلیل داده-ستانده که اکنون «تحلیل میانصنعتی (Interindustry Analysis)» نامیده میشود، بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. جدولهای لئونتیف معمولاً توسط بانک جهانی، سازمان ملل متحد و وزارت بازرگانی ایالات متحده آمریکا به کار گرفته میشوند.
پارادوکس لئونتیف
تحلیل داده-ستانده نخست برای برآورد گستره اقتصادی پیامدهای گذار از تولیدات جنگی به تولیدات غیرنظامی پس از جنگ جهانی دوم بهکار گرفته شد. کاربرد دیگر آن درک جریان تجارت میان کشورها بوده است. درواقع مقالهای از لئونتیف در سال ۱۹۵۴ این را نشان میدهد که با استفاده از تحلیل داده-ستانده صادرات ایالات متحده در مقایسه با واردات این کشور نسبتاً کاربرتر (Labor-intensive) بوده است. این نتیجهگیری، با توجه به سطح بالای دستمزدها در ایالات متحده و مقدار نسبتاً زیاد سرمایه بهازای هر کارگر در این کشور، خلاف انتظار اقتصاددانان آن زمان بود. یافته لئونتیف را «پارادوکس لئونتیف» نام نهادند. این پارادوکس از آن زمان تاکنون حل شده است. اقتصاددانان نشان دادهاند که در کشوری که بیش از دو کالا تولید میکند، فراوانی سرمایه نسبت به نیروی کار لزوماً به این معنا نیست که جهتگیری سرمایهای صادرات آن باید از جهتگیری سرمایهای وارداتش بیشتر باشد.
لئونتیف در سرتاسر زندگی خود علیه «فرضیات نظری و واقعیتهای مشاهدهنشده» (عنوان سخنرانیای که در دوران ریاست او بر انجمن اقتصاددانان آمریکا، ۱۹۷۰–۱۹۷۱، ایراد شد) مبارزه کرد. بهنظر لئونتیف بسیاری از اقتصاددانان تمایلی نداشتند که با کار کردن بر روی دادههای خام تجربی «دستهای خود را کثیف کنند.» واسیلی لئونتیف در همین راستا کارهای فراوانی را انجام داد تا دادههای کمّی را در مطالعه علم اقتصاد در دسترستر و ضروریتر سازد.