آکرلوف مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ اقتصاد در سال ۱۹۶۲ از دانشگاه ییل و مدرک دکتری اقتصاد را در سال ۱۹۶۶ از مؤسسهٔ فناوری ماساچوست (MIT) دریافت کرد. او در بیشتر دوران حرفهای خود استاد اقتصاد در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی بوده است. در سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ اقتصاددان ارشد شورای مشاوران اقتصادی رئیسجمهور ریچارد ام. نیکسون بود و از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰ بهعنوان استاد اقتصاد در مدرسهٔ اقتصاد لندن فعالیت میکرد.
مسئله «لیموها»
آکرلوف در مقاله کلاسیک سال ۱۹۷۰ با عنوان «بازار لیموها» (The Market for Lemons) توضیح تازهای برای پدیدهای شناختهشده ارائه داد: این واقعیت که خودروهایی که فقط چند ماه از عمرشان گذشته است، با قیمتی بسیار پایینتر از قیمت خودروی نو فروخته میشوند. مدل آکرلوف ساده اما بسیار قدرتمند بود. فرض کنید برخی خودروها «لیمو» (بیکیفیت) هستند و برخی دیگر کیفیت بالایی دارند. اگر خریداران میتوانستند تشخیص دهند کدام خودروها لیمو هستند و کدام نیستند، دو بازار جداگانه بهوجود میآمد: بازاری برای خودروهای لیمویی و بازاری برای خودروهای باکیفیت؛ بااینحال اغلب اطلاعات نامتقارن وجود دارد؛ خریداران توان تشخیص این را ندارند که کدام خودروها لیمو هستند، درحالیکه بدیهی است که فروشندگان این را میدانند. بنابراین، خریدار میداند که احتمال دارد خودرویی که میخرد لیمو باشد و در نتیجه حاضر است مبلغی کمتر از حالتی بپردازد که مطمئن باشد خودرویی باکیفیت میخرد. این قیمت پایینتر برای همه خودروهای دستدوم، فروشندگان خودروهای باکیفیت را دلسرد میکند؛ اگرچه برخی از آنان حاضر بودند خودروهای خود را با قیمتی بفروشند که خریدارانِ خودروهای دستدومِ با کیفیت بالاتر مایل به پرداخت آن هستند، اما حاضر نیستند آنها را به قیمت پایینتری بفروشند که بازتابدهنده ریسک خوردن خودروی با کیفیت پایینتر به تور خریدار است. در نتیجه، مبادلاتی که میتوانست هم برای خریدار و هم برای فروشنده سودمند باشد، انجام نمیگیرد و کارایی از بین میرود.
آکرلوف به این نتیجه نرسید که مسئله «لیموها» لزوماً مستلزم دخالت دولت است. در عوض، او اشاره کرد که بسیاری از نهادهای بازار آزاد را میتوان راههایی برای حل یا کاهش «مشکلات لیمویی» دانست. یکی از راهحلهایی که آکرلوف مطرح کرد، ارائهٔ ضمانتنامههاست؛ زیرا این ضمانت به خریدار اطمینان میدهد که خودرو لیمو نیست و بنابراین خریدار حاضر است برای خودرویی که گارانتی دارد مبلغ بیشتری بپردازد. همچنین فروشندگانی که مایل به ارایهٔ گارانتی هستند، معمولاً کسانیاند که اطمینان دارند خودروی لیمویی نمیفروشند. راهحل بازارمحور دیگری که پس از مقالهٔ آکرلوف پدید آمده «کارفکس» (Carfax) است؛ روشی بسیار کمهزینه برای اطلاع یافتن از سابقهٔ تعمیرات و وضعیت یک خودرو. آکرلوف همچنین فراتر از بازار خودرو رفت و نشان داد که همین نوع مسائل در بازارهای اعتباری و بازار بیمهٔ سلامت نیز ـتنها برای نام بردن از دو موردـ پدید میآیند.
آکرلوف، به همراه همکار خود ژانت یلن از پیشگامان اقتصاد کینزی نوین نیز بهشمار میآیند. آنها وضعیت بنگاههایی با قدرت بازار را بررسی کردند که در قیمتگذاری از یک قاعدهٔ سرانگشتی پیروی میکنند؛ قاعدهای که آنها در نظر گرفتند این بود که بنگاهها هنگام افزایش تقاضا قیمت را بالا نمیبرند و هنگام کاهش تقاضا قیمت را پایین نمیآورند. آنها نشان دادند که چنین قاعدهای «نزدیک به عقلانی» است؛ به این معنی که بنگاهها در مقایسه با راهبردِ تعدیل فوری قیمتها، با پیروی از این روش سود چندانی را از دست نمیدهند؛ بااینحال، آنها همچنین نشان دادند که اگر تعداد زیادی از بنگاهها از این راهبرد پیروی کنند، اثر آن بر کل اقتصاد قابلتوجه خواهد بود. به گفتهٔ آنها، این عدم تعدیل قیمتها به معنای آن است که افزایش در نرخ رشد عرضهٔ پول باعث افزایش رشد تولید واقعی میشود و کاهشهای کوتاهمدت در رشد عرضهٔ پول، رشد تولید واقعی را کاهش میدهد.
اقتصاد هویت
در سالهای اخیر آکرلوف کوشیده است تداوم نرخهای بالای فقر و جرموجنایت را در میان آمریکاییهای سیاهپوست توضیح دهد. او به همراه همکار خود ریچل کرانتون استدلال میکند که بسیاری از سیاهپوستان با انتخابی دشوار روبهرو هستند: یا با فرهنگ غالب جامعه همراه شده و از نظر اقتصادی موفق شوند، یا در مخالفت با آن فرهنگ عمل کنند و عملاً به خود آسیب بزنند. بهگفتهٔ آنان، مشوقها برای انتخاب گزینهٔ دوم بسیار قوی است.
در ژوئن 2024 شانزده اقتصاددان برنده جایزه نوبل، از جمله آکرلوف، نامهای سرگشاده را امضاء کردند که در آن نسبت به سیاستهای مالی و بازرگانی دولت ترامپ، تلاشهای آن برای محدودسازی استقلال فدرالرزور و پیامدهای تورمزای آن هشدار میداد [1].
پانویس
[1] https://www.axios.com/2024/06/25/nobel-prize-winners-biden-economy-trump-inflation