جاگدیش باگواتی (زاده‌ی 1934) استاد ممتاز دانشگاه در رشته اقتصاد و حقوق در دانشگاه کلمبیا و پژوهشگر ارشد اقتصاد بین‌الملل در شورای روابط خارجی است. او مدرک کارشناسی بازرگانی خود را از کالج سیدنهام در بمبئی دریافت کرد. در سال ۱۹۵۶ مدرک کارشناسی دیگری در اقتصاد از دانشگاه کمبریج و دکترای اقتصاد خود را از اِم.آی.تی گرفت.

نویسنده: دیوید هندرسون


جاگدیش باگواتی سهم‌های بنیادینی را در مطالعات تجارت بین‌الملل، تعرفه‌ها و سهمیه‌ها و توسعه صنعتی ادا کرده است. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای او درباره تعرفه‌ها این بود که نشان داد، هنگامی‌که بازارها دچار اعوجاجند یا سیاست‌های دولت موجب اعوجاج در اقتصاد داخلی می‌شوند، تعرفه‌ها هرگز بهترین راه‌حل نیستند؛ برای هر اعوجاج معین، همواره یک سیاست داخلی وجود دارد که در اصلاح آن اعوجاج کارآمدتر از تعرفه‌هاست. دستاورد مهم دیگر او این بود که نشان داد تعرفه‌ها و سهمیه‌های وارداتی تنها تحت فروض محدودکننده با یکدیگر معادل‌اند. باگواتی نوشته‌های متعددی در دفاع سنجیده از تجارت آزاد و نقد سیاست‌های حمایت‌گرایانه منتشر کرده است.

تجارت بین‌الملل و تعرفه‌ها

یکی از سهم‌های کلیدی باگواتی مقاله مشترک او در سال ۱۹۶۳ با عنوان «اعوجاج‌های داخلی، تعرفه‌ها و نظریه یارانه بهینه» (1) است که در کتاب ۱۹۶۹ او با عنوان «تجارت، تعرفه‌ها و رشد» (2) بازچاپ شد. این مقاله اصل هدف‌گیری را معرفی می‌کند. باگواتی و راماسوامی نشان دادند هنگامی‌که یک اعوجاج داخلی وجود دارد، سیاست باید مستقیماً آن را هدف قرار دهد، نه اینکه به‌طور غیرمستقیم با اعمال محدودیت‌های تجاری با آن برخورد کند. کوتاه‌سخن، نکته‌ی آنها این است که باید مشکل را در سرچشمه‌ی آن اصلاح کرد. ایده‌ی اصلی این است که تعرفه‌ها و سهمیه‌ها هم تصمیم‌ها پیرامون تولید و هم تصمیم‌ها پیرامون مصرف را دچار اعوجاج می‌کنند؛ برای مثال، اگر یک اثر جانبی مثبت تولید (3) موجود باشد، بهترین راه مقابله با آن اعطای یارانه به تولید است، نه وضع تعرفه وارداتی (که ترکیبی از یارانه تولید و مالیات بر مصرف است). یک تعرفه که به‌درستی انتخاب شده باشد، شاید اعوجاج داخلی را کاهش دهد، اما به‌طور کلی تعرفه‌ها کارآمدترین ابزار سیاستی برای دستیابی به اهداف داخلی نیستند.

باگواتی و همکاران مختلف او همچنین سیاست‌ها را بر اساس میزان کارآمدی آنها در دستیابی به برخی اهداف دولت رتبه‌بندی کردند. درست است که ایده‌ی استفاده از سیاست داخلی برای اصلاح اعوجاج‌ها بر این فرضِ مورد تردید استوار است که دولت آن را به‌خوبی انجام خواهد داد؛ بااین‌حال، این فرض بیش از این فرض که دولت تعرفه‌ها یا سهمیه‌های وارداتی را به‌خوبی اجرا کند، محل تردید نیست.

تنها وضعیتی که در آن تعرفه‌ها سیاستی، بهترین گزینه‌ی در دسترس یک کشور به‌شمار بیایند، زمانی است که کشور در تجارت دارای قدرت انحصاری باشد: می‌تواند با مهار تقاضای ساکنانش برای کالاهای سایر کشورها، از طریق تعرفه‌ها، قیمت واردات خود را کاهش دهد. بااین‌حال، حتی در آن حالت نیز دو مشکل وجود دارند: نخست، دولت‌های دیگر کشورها ممکن است مقابله‌به‌مثل کنند و زیان‌هایی به کشور آغازگر وارد سازند که از منافع تعرفه‌های اولیه بیشتر باشد؛ دوم، تعرفه‌های اولیه به مردم سایر کشورها زیان وارد می‌کند و بنابراین تعرفه‌ها راهی برای افزایش رفاه اقتصادی جهانی نیستند.

باگواتی همچنین نشان داد که تعرفه‌ها و سهمیه‌ها همواره هم‌ارز یکدیگر نیستند. اگر صنعت داخلی که تعرفه‌ها یا سهمیه‌ها از آن حمایت می‌کنند، از نوع صنایعی باشند که بنگاه‌ها در آن از حدی از توان بازاری برخوردارند، این بنگاه‌ها می‌توانند هنگام استفاده از سهمیه از این قدرت به میزان بیشتری بهره‌برداری کنند؛ دلیلش این است که سهمیه یک محدودیت مقداری ثابت بر واردات است. سهمیه عرضه واردات را کاملاً ناکششی می‌کند. صرف‌نظر از اینکه بنگاه‌های داخلی تا چه اندازه از توان بازاری خود برای افزایش قیمت‌ها استفاده کنند، این قیمت‌های بالاتر نمی‌توانند واردات بیشتری را تحریک کنند؛ بنابراین، بدون مهار رقابت ناشی از واردات، بنگاه‌های داخلی ممکن است حتی تولید را کاهش دهند. در مقابل، با وجود تعرفه، انضباط قیمتی ناشی از واردات خارجی همچنان برقرار است و بنابراین بنگاه‌های داخلی تولید را کاهش نمی‌دهند، بلکه در واکنش به افزایش قیمت ناشی از تعرفه، تولید را افزایش می‌دهند.

توسعه اقتصادی هند

یکی از سهم‌های اولیه باگواتی در زمینه توسعه اقتصادی، که به‌طور مشترک با پادما دسای (4) نوشته شد، کتاب ۱۹۷۰ آنها با عنوان «هند: برنامه‌ریزی برای صنعتی‌شدن» (5) بود. این کتاب از نخستین آثار ادبیات توسعه‌ بود که به نقد این ایده برخاست که دولت با مداخله در اقتصاد برای ایجاد رشد اقتصادی کار مناسبی انجام خواهد داد (6). کتاب مذکور، راهبرد توسعه‌ی هند پس از ۱۹۵۱ را بررسی می‌کرد و بر برنامه‌ریزی صنعتی، نظام مجوزدهی، کنترل‌های تجاری و سیاست نرخ ارز تمرکز داشت. باگواتی و دسای نشان دادند که نظام تعرفه‌ها و کنترل اداری هند قیمت‌ها را دچار اعوجاج می‌کرد، رقابت را سرکوب می‌نمود و رفتارهای رانت‌جویانه را تشویق می‌کرد. برنامه‌ریزان مرکزی که نقش بزرگی در تخصیص سرمایه داشتند، از همان مشکلاتی رنج می‌بردند که همه برنامه‌ریزان مرکزی با آن مواجه‌اند: فقدان دانش محلی و نبود انگیزه برای اتخاذ تصمیم‌های درست.

نظام مجوزدهی، انضباط بازارهای آزاد را با تخصیص سیاسی جایگزین کرد؛ امری که به‌نوبه خود برای بنگاه‌هایی که دولت به آنها لطف داشت، سود ایجاد می‌کرد. کنترل‌های ارز خارجی، در عمل صادرات را مشمول مالیات و صنعت داخلیِ تحت حمایت را یارانه‌دار می‌کرد. نتیجه، صنعتی‌شدن پرهزینه، انگیزه‌های ضعیف برای کارآمدی و تخصیص نادرست منابع بود.

یکی از مشکلات برنامه‌ریزی مرکزی، مدت‌زمانی است که برنامه‌ریزان برای اتخاذ تصمیم صرف می‌کنند. باگواتی و دسای گزارشی را نقل کردند که نشان می‌داد در سال ۱۹۶۵، از میان ۲۶۴ درخواست برای همکاری خارجی، زمان طی شده برای تصمیم‌گیری پیرامون ۱۱۱ مورد آن، شش ماه یا بیشتر بود. آنان افزون بر این مشاهده کردند که کارآمدی هرگز در سیاست‌های دولت جایی نداشت. نویسندگان همچنین اشاره کردند که تخصیص دولتی فولاد «اغلب با رشوه‌خواری تحریک می‌شد.» موضوعی مرتبط با این یافته آن بود که خودروهایی که عمداً کمتر از قیمت واقعی عرضه می‌شدند، بر مبنای «اولویت» به «کارمندان دولتی و سیاستمداران در دولت» تخصیص می‌یافتند.

فعالیت‌های سودجویانه‌ی مستقیماً غیرمولد

باگواتی در مقاله سال ۱۹۸۲ خود با عنوان «فعالیت‌های سودجویانه مستقیماً غیرمولد (DUP)» (7)، اصطلاح «فعالیت‌های سودجویانه مستقیماً غیرمولد» را معرفی کرد. این مفهوم مشابه مفهوم رانت‌جویی آن کروگر (8) بود، اما همچنین درآمدجویی و گریز از سیاست را نیز در بر می‌گرفت. او در این مقاله یک طبقه‌بندی از شیوه‌های گوناگونی ارائه داد که از طریق آنها DUP می‌تواند تولید اقتصادی را کاهش دهد و به‌درستی به کروگر و نیز به مقاله‌ای در سال ۱۹۶۷ از گوردون تالوک با عنوان «هزینه‌های رفاهی تعرفه‌ها، انحصار و سرقت» (9) اعتبار داد. درحالی‌که بینش او درباره بسیاری از آنچه او و دسای در مطالعه توسعه اقتصادی هند یافته بودند کاربرد داشت، باز با کمال تعجب به کتاب ۱۹۷۰ خود ارجاع نداد.

نوشته‌های عمومی باگواتی

باگواتی کتاب‌ها و مقالات عمومی بسیاری نوشته است که در آنها استدلال می‌کند باید تعرفه‌ها کاهش یابند و مذاکرات تجاری چندجانبه برای کاهش موانع تجاری تقویت شوند.

در کتاب «حمایت‌گرایی»، باگواتی به شیوه‌هایی پرداخت که از طریق آنها می‌توان قواعد سیاستی را علیه تجارت آزاد چید. او اشاره کرد که مقامات دولتی اغلب رویه‌های تجاری ناعادلانه را برای واردات تشخیص می‌دهند، درحالی‌که وقتی همان رویه‌ها برای فروش کالاهای داخلی به کار می‌رود، هیچ‌کس هیچ اهمیتی نمی‌دهد. او گفته‌ی فرد اسمیت فقید از «مؤسسه کسب‌وکار رقابتی» (10) را نقل کرد که می‌گوید: «اگر همان قوانین ضد دامپینگ درباره شرکت‌های آمریکایی اعمال می‌شد، هر حراج پس از کریسمس ممنوع می‌شد.» او همچنین به مورد عجیبی اشاره کرد که در آن کشوری (لهستان) متهم شد که خودروهای گلف را در ایالات متحده دامپینگ کرده و آنها را در آمریکا با قیمتی پایین‌تر از قیمتی که در لهستان مطالبه می‌کرد فروخته است. باگواتی به دو مشکل اشاره نمود: نخست، «اصلاً هیچ راهی وجود ندارد که بتوان هزینه‌های "واقعی" یا "منصفانه" را برای اقتصادهای برنامه‌ریزی متمرکز به‌طور معنادار تعیین کرد.» دوم، خودروهای گلف در لهستان فروخته نمی‌شدند؛ درنتیجه، مدافعان حمایت‌گرایی به جست‌وجوی کشورهای قابل‌مقایسه برای دستمزدها و سایر هزینه‌ها پرداختند تا بتوانند هزینه‌های واقعی لهستان را بازسازی کنند. آنها در نهایت اسپانیا را به‌عنوان نامزد ایده‌آل برگزیدند.

باگواتی در کتاب «حمایت‌گرایی» همچنین به استدلالی معیوب درباره اینکه دولت باید از صنایع گوناگون حمایت کند، پرداخت. استیون کوهن و جان زیسمن در کتابی در سال ۱۹۸۷ با عنوان «کار کارخانه‌ای اهمیت دارد: افسانه‌ی اقتصاد پسا-صنعتی» (11) استدلال کرده بودند که برای داشتن صنایع پایین‌دستی، اقتصاد یک کشور باید نهاده‌های بالادستی را تولید کند. کوهن و زیسمن مثالی عینی آورده بودند: گوجه‌فرنگی و سس کچاپ. آنها نوشته بودند: «مزرعه گوجه‌فرنگی را به خارج منتقل کنید و کارخانه کچاپ را تعطیل یا به خارج منتقل می‌کنید. راه دیگری وجود ندارد.» باگواتی با طعنه اظهار داشت: «وقتی این ادعای قابل‌توجه درباره مزرعه گوجه‌فرنگی و کارخانه کچاپ را می‌خواندم، مشغول خوردن مارمالاد کهنه مورد علاقه‌ام از برند Crabtree & Evelyn  بودم. قطعاً به ذهنم خطور نکرده بود که انگلستان پرتقال‌های خودش را کشت می‌کند.»

در کتاب سال ۲۰۰۴ خود با عنوان «دفاع از جهانی‌شدن» (12)، باگواتی جهانی‌شدن را ادغام اقتصادهای ملی در اقتصاد بین‌المللی تعریف کرد. او دفاعی ظریف از جهانی‌شدن ارائه داد و اشاره کرد که این پدیده هم از نظر اقتصادی و هم اجتماعی بی‌ضرر است. کار کودکان را برای نمونه در نظر بگیرید. باگواتی خاطرنشان ساخت که وقتی درآمد افراد فقیر به اندازه کافی افزایش می‌یابد، آنها تمایل دارند کودکان خود را از کار خارج کرده و به مدرسه بفرستند؛ و البته وقتی کشورهای فقیر خود را به روی تجارت می‌گشایند، درآمدها معمولاً افزایش می‌یابند. بنابراین افزایش جهانی‌شدن احتمالاً کار کودکان را کاهش می‌دهد. باگواتی اشاره کرد که وقتی تولیدکنندگان پوشاک از تصویب قانونی در ایالات متحده که واردات منسوجات تولیدشده با کار کودکان را ممنوع می‌کرد هراس داشتند، تقریباً پنجاه هزار کودک را از کارخانه‌ها اخراج کردند. این امر در واقع موجب شد برخی از کودکان به فحشا روی آورند.

در «یک‌جانبه‌گرایی تهاجمی» (13)، کتابی که با هیو تی. پاتریک ویرایش کرد، باگواتی استدلال کرد که سیاست‌گذاران تجاری آمریکا با گسترش معنای تجارت ناعادلانه، نظام تجارت جهانی را در معرض خطر قرار می‌دهند. او دلیل این امر را چنین بیان می‌کند: «چون اگر همه‌چیز به مسئله تجارت منصفانه تبدیل شود، تنها نتیجه حذف کامل امکان توافق بر سر یک نظام تجاری مبتنی بر قواعد خواهد بود.»

باگواتی اغلب استدلال‌هایی را در محدودسازی تجارت شناسایی می‌کرد که می‌توانستند مورد سوءاستفاده مدافعان حمایت‌گرایی قرار گیرند؛ برای مثال، در بحث درباره‌ی ادعای لورا تایسون (اقتصاددان) مبنی بر اینکه دولت آمریکا باید از صنایعی که آثار جانبی مثبت تولید می‌کنند حمایت کند، باگواتی نوشت: «اما مشکل این است که برای سیاست‌گذاران بسیار دشوار و برای لابی‌گران بسیار آسان است که تصمیم بگیرند کدام صنایع دارای آن آثار جانبی هستند.» باگواتی گفته رابرت سولو را نقل کرد که اگرچه می‌دانست صنایع بسیاری وجود دارند که در آنها چهار دلار خروجی اجتماعی در برابر یک دلار خروجی خصوصی وجود دارد، اما نمی‌دانست آن صنایع کدام‌اند.

 

پی‌نوشت‌ها

(1) Domestic Distortions, Tariffs and the Theory of Optimum Subsidy

(2) Trade, Tariffs, and Growth

(3) positive production externality

(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Padma_Desai

(5) India: Planning for Industrialization

6) توضیح اکوایران: ممکن است در «ادبیات توسعه» نقد این ایده در سال 1970 بی‌سابقه یا کم‌سابقه بوده باشد، اما دست‌کم در تاریخ نظریه‌ی اقتصادی به‌هیچ‌عنوان نقد مداخله‌گرایی دولتی برای توسعه‌ی کشورهای جهان سوم در آن زمان بی‌سابقه نبود؛ هرچند اقتصاددانان معمولاً توجهی به این نقدها نمی‌کردند. هیچ‌یک از مواردی که نویسنده در ادامه در این بخش به‌عنوان مصداق ذکر می‌کند، چیزی نیستند که بارها در مورد آن‌ها بحث نشده باشد. در مورد هند، حتی علی‌نقی عالی‌خانی که در دهه‌ی 1960 میلادی در ایران وزیر اقتصاد بود و تبعاً با مقامات اقتصادی هند نیز ارتباط داشت، در مصاحبه‌های خود به سیاست‌های سوسیالیستی دولت هند و پیامدهای منفی آن بر کیفیت پایین محصولات تولیدی این کشور اشاره کرده است.

(7) Directly Unproductive, Profit-seeking (DUP) Activities

(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Anne_Osborn_Krueger

(9) The Welfare Costs of Tariffs, Monopoly, and Theft

(10) https://en.wikipedia.org/wiki/Competitive_Enterprise_Institute

(11) Manufacturing Matters: The Myth of the Post-Industrial Economy

(12) اکوایران: این کتاب با مشخصات زیر به فارسی ترجمه شده است:

باگواتی، جاگدیش. 1393. دفاع از جهانی شدن. ترجمه مسعود کرباسیان. تهران: انتشارات علمی‌فرهنگی

(13) Aggressive Unilateralism