یکی از این موارد توصیههای محمد فاضلی، جامعهشناس در تابستان سال 1397 بوده است. فاضلی اجرای این اصلاحات و توصیهها را وابسته به تشخیص درست مسئله از جانب سیاستگذار میدانست. همچنین او بر این باور بود که شروع اصلاحات باید از طریق بهبود در مسائل جزئی کشور باشد.
طیفی از این اصلاحات شامل بهبود وضعیت بانکی، شفافیت در بودجه و چابکسازی دولت میشوند. علاوه بر این موارد ضرورت اصلاحات در سیاست خارجی، جلوگیری از تخریب محیط زیست و رسیدگی به صندوقهای بازنشستگی از دیگر توصیههای فاضلی در سال 1397 بوده است. در نهایت نیز این جامعهشناس برجسته اصلاحاتی دیگر برای نظام حکمرانی در نظر گرفته است که شامل تعیین تکلیف سرمایهگذاری خارجی، مقابله با فساد و رسیدگی به شرکتهای خصولتی میشوند.
با اینحال اصلاحات و توصیههای فاضلی پیگیری نشده و مسائل موجود در سال 1397 به بحران تبدیل و بحرانهای جدیدی مانند ناترازی انرژی نیز به این موارد افزوده شدند. به این ترتیب نتیجه توجه نکردن به نظرات و یافتههای پژوهشگران منجر به ایجاد بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شده که تا به امروز نیز شاهد آنها هستیم.