در برنامه تیتر یک امروز شنبه 18 بهمن 1404، ابتدا به سراغ گزارش هشداردهنده مرکز پژوهش‌های مجلس می‌رویم؛ جایی که برنامه هفتم توسعه نه به‌عنوان نقشه راه، بلکه به‌مثابه نمادی از تله بوروکراسی و شکست حکمرانی اقتصادی کالبدشکافی می‌شود. سپس به بازار برنج می‌رسیم؛ بازاری که در جهان آرام است اما در ایران، قربانی سیاست‌های ناهماهنگ و تصمیم‌های پرهزینه شده.

در ادامه، خبر متفاوتی از بازار مسکن جنوب تهران داریم؛ جایی که عقب‌ماندگی قیمتی، روزنه‌ای از امید برای خانه‌دار شدن برخی خانوارها باز کرده است. از آن‌سو، نگاهی می‌اندازیم به «خودروی سال اروپا» و شکاف عمیق قدرت خرید که دسترسی ایرانیان به خودروهای روز دنیا را به رؤیا تبدیل کرده است.

در بخش بین‌الملل، چرخش سیاست خارجی عربستان و گره خوردن رؤیای نئوم به تحولات منطقه‌ای را بررسی می‌کنیم و در نهایت، با معرفی رئیس جدید فدرال رزرو، به سراغ منشأ نوسان‌های اخیر بازارهای جهانی می‌رویم.

«تیتر یک» امروز، روایت واقعیت‌های تلخی است که اقتصاد، سیاست و زندگی روزمره را به هم پیوند می‌زند.

کالبدشکافی شکست حکمرانی در برنامه هفتم

گزارش ارزیابی عملکرد سال اول «قانون برنامه هفتم پیشرفت» که توسط مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر شده، فقط یک گزارش نظارتی نیست؛ این سند، آینه‌ای تمام‌قد از بحران حکمرانی اقتصادی در ایران است. بحرانی که ریشه آن نه در کم‌کاری فردی، بلکه در یک چرخه معیوب نهادی میان دولت و مجلس نهفته است.

داده‌های گزارش نشان می‌دهد شکاف میان اهداف مصوب و واقعیت اجرایی، به مرحله خطرناکی رسیده است. شورای عالی راهبری برنامه، که قرار بود موتور نظارت و حل گره‌های اجرایی باشد، عملاً به پناهگاه امن بوروکراسی تبدیل شده؛ نهادی که به‌جای تصمیم‌های پرهزینه و اصلاحات ساختاری، به تولید آیین‌نامه و برنامه‌های کاغذی ذیل ماده ۱۱۹ بسنده کرده است.

در سوی دیگر، اعلام رسمی «غیرقابل اجرا» بودن ۱۱ درصد احکام و ۳۷ درصد اهداف کمی برنامه، پرده از یک واقعیت تلخ سیاسی برمی‌دارد: بخش عمده این احکام توسط مجلس و بدون توجه به ظرفیت‌های مالی و نهادی اقتصاد تحمیل شده‌اند. نتیجه؟ از کار افتادن هسته سخت برنامه؛ یعنی اصلاح بودجه و رشد اقتصادی.

وقتی نظارت به خوداظهاری تقلیل می‌یابد، شورای راهبری مسئولیت محتوای گزارش‌ها را نمی‌پذیرد و بودجه سالانه نیز پیوندی با برنامه ندارد، باید از «مرگ عملی برنامه‌ریزی توسعه» سخن گفت. برنامه‌ای که اجرا نمی‌شود، بودجه‌ای که مسیر خودش را می‌رود، و نهادی که بیشتر سند تولید می‌کند تا تغییر.

پیام گزارش روشن است: بدون بازگشت به واقع‌گرایی، برنامه‌نویسی حداکثری و اجرای حداقلی، فقط منابع کشور را فرسوده‌تر خواهد کرد.

تولید مشترک برنج با چین

بازار جهانی برنج در سال ۲۰۲۵ یکی از آرام‌ترین دوره‌های خود در شش سال اخیر را تجربه می‌کند؛ جایی که طبق گزارش فائو، قیمت‌ها به پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۹ رسیده‌اند. اما در ایران، همین محصول استراتژیک به نمادی از بی‌ثباتی، التهاب و تصمیم‌های ناهماهنگ تبدیل شده است.

ریشه این تناقض را باید در زنجیره‌ای از سیاست‌های نادرست جست‌وجو کرد؛ از قیمت‌گذاری دستوری که انگیزه تولید را تضعیف کرد و قاچاق معکوس را رقم زد، تا تنظیم بازاری که بیش از حد به واردات وابسته شد اما در اجرا با تأخیر، کمبود ارز و افزایش هزینه‌ها مواجه بود. حذف ارز ترجیحی، این چرخه معیوب را تکمیل کرد و شوک تازه‌ای به بازار داد.

در نهایت، فاصله میان منطق اقتصادی و سیاست‌گذاری دستوری، بازاری را شکل داده که نه به نفع تولیدکننده است و نه به سود مصرف‌کننده؛ بازاری که در آن، ارزان‌ترین برنج جهان به گران‌ترین تجربه داخلی تبدیل شده است.

خبر خوش از «مسکن جنوب تهران»

در کنار «سکوی طلایی» خرید مسکن که در هفته‌های گذشته به کمک «خریداران در مناطق جنوبی شهر تهران» آمده؛ در همین مناطق یک رخداد جدید نیز از همین گروه تقاضا در حال پشتیبانی است.

روند نسبتاً بلندمدت رشد قیمت مسکن در مناطق مختلف شهر تهران حکایت از آن دارد که «مناطق پایین‌شهر» در رالی قیمت‌ها، فعلاً با فاصله قابل‌توجهی از مناطق 1 تا 5 عقب‌تر هستند.

این به معنای است که مناطق 9 تا 20 از سال 97 تا کنون، رشد قیمت کمتری نسبت به شمال شهر تجربه کرده‌اند.

در نموداری که فرید قدیری، دبیر بخش مسکن روزنامه «دنیای‌اقتصاد»، از داده‌های رشد منطقه‌ای قیمت مسکن در پایتخت بدست آورده است، مشخص می‌شود: طی 8 سال گذشته، قیمت آپارتمان‌های 1 تا 5 بیش از 30 برابر شده در حالیکه این نرخ برابری رشد برای جنوب تهران حدود 28 است.

این رخداد، شانس خانه‌دار شدن خانوارهایی که با تبدیل دارایی‌هایی همچون سکه و طلا، قصد دارند در مناطق جنوبی صاحب مسکن شوند، بالا می‌برد.

ضمن آنکه، این گروه وقتی از آخرین وضعیت مناطق مختلف در «رالی قیمت‌ها» با خبر می‌شوند، با امیدواری و انرژی بیشتری، دست به تبدیل دارایی برای ورود به بازار مسکن خواهند زد.

خودروی سال اروپا

انتخاب «خودروی سال اروپا» بیش از شش دهه است که انجام می‌شود و برخلاف تصور عمومی، این عنوان معمولاً به خودروهای اقتصادی و در دسترس برای بخش بزرگی از جامعه اروپا تعلق می‌گیرد. در سال ۲۰۲۵، نسل جدید مرسدس‌بنز CLA موفق شد این جایزه را پس از ۵۲ سال بار دیگر برای این برند به ارمغان بیاورد.

CLA خودرویی حدوداً ۴۸ هزار یورویی است که در کنار برند و طراحی لوکس، با ارائه نسخه‌های تمام برقی و پلاگین هیبرید، توجه کارشناسان را به خود جلب کرده است. استفاده گسترده از فناوری‌های روز، شارژ سریع و برد حرکتی قابل‌توجه تا ۷۸۰ کیلومتر، نقش مهمی در این انتخاب داشت.

اما مقایسه این خودرو با بازار ایران، شکاف عمیق قدرت خرید را آشکار می‌کند. جایی که حتی اقتصادی‌ترین محصولات مرسدس‌بنز با قیمت‌هایی معادل خودروهای لوکس جهانی عرضه می‌شوند و دسترسی به خودروهای روز دنیا، برای بخش بزرگی از جامعه عملاً ناممکن شده است.

چرخش ریاض؛ وقتی رؤیای نئوم به سیاست خارجی گره می‌خورد

از سال ۲۰۱۵، محمد بن‌سلمان با ترسیم «چشم‌انداز ۲۰۳۰» تلاش کرد عربستان را از یک اقتصاد نفت‌محور به قطب سرمایه‌گذاری و گردشگری جهان تبدیل کند. ابرپروژه‌هایی مانند نئوم، نماد این بلندپروازی بودند. اما تحقق این رؤیاها نیازمند ثبات منطقه‌ای است؛ ثباتی که زیر سایه تنش‌های خاورمیانه به‌راحتی از دست می‌رود.

ریاض به‌تدریج دریافت که ادامه رویکرد تدافعی و اتکا به ائتلاف‌های سنتی، امنیت لازم برای جذب سرمایه را تضمین نمی‌کند. در همین چارچوب، شکاف با امارات متحده عربی، به‌ویژه در پرونده یمن، به نقطه عطف سیاست خارجی عربستان تبدیل شد. تشدید درگیری میان نیروهای مورد حمایت دو کشور در دسامبر ۲۰۲۵، عمق این اختلاف را آشکار کرد.

در سطحی گسترده‌تر، عربستان در حال بازتعریف نقش منطقه‌ای خود است؛ از فاصله گرفتن از عادی‌سازی روابط با اسرائیل گرفته تا اتخاذ لحن انتقادی نسبت به آمریکا. این چرخش بیش از آنکه صرفاً ایدئولوژیک باشد، ریشه در فشارهای داخلی دارد. با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل چشم‌انداز ۲۰۳۰، کندی اصلاحات اقتصادی، کسری بودجه و کاهش قیمت نفت، ریاض را به استفاده از سیاست خارجی برای مدیریت مخاطرات داخلی سوق داده است.

رئیس جدید فدرال‌رزرو کیست؟

کوین وارش نامی آشنا در سیاست پولی آمریکا است؛ عضوی سابق از هیأت‌مدیره فدرال رزرو که تجربه حضور در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع اقتصاد مدرن، یعنی بحران مالی ۲۰۰۸، را در کارنامه دارد. وارش از همان سال‌ها به‌عنوان چهره‌ای به‌شدت بدبین نسبت به گسترش ترازنامه فدرال رزرو و پیامدهای تورمی سیاست‌های انبساطی شناخته می‌شد؛ نگاهی که حتی در اوج رکود و بیکاری بالا نیز تغییر نکرد.

همین سابقه، او را به یک «هاک» تمام‌عیار در ذهن فعالان بازار تبدیل کرده است. اما آنچه امروز اهمیت دارد، نه فقط دیدگاه‌های کلاسیک وارش درباره تورم، بلکه همسویی او با چرخش ساختاری مورد نظر دولت ترامپ است. در این چارچوب، نقش فدرال رزرو به‌عنوان موتور اصلی نقدینگی باید محدود شود و بار تأمین مالی اقتصاد واقعی دوباره بر دوش بانک‌ها و نظام اعتباری قرار گیرد.

بازارها بیش از آنکه نگران مسیر نرخ بهره باشند، از پیامدهای این تغییر رژیم سیاست‌گذاری هراس دارند؛ فدرال رزروی کوچک‌تر، کم‌مداخله‌تر و کم‌حرف‌تر که بخشی از مدیریت انتظارات را به خود بازار واگذار می‌کند. واکنش‌های تند هفته گذشته، نشانه‌ای از همین نااطمینانی ساختاری است.

معرفی تجارت فردا 626

شماره ۶۲۶ هفته‌نامه تجارت فردا با تیتر جلد «سلطه سیاسی» منتشر شد؛ پرونده‌ای که ریشه‌های بی‌ثباتی ارزی را نه صرفاً در اقتصاد، بلکه در سیاست جست‌وجو می‌کند. این شماره با گفت‌وگویی ویژه با ولی‌اله سیف، رئیس‌کل اسبق بانک مرکزی، به چالش‌های سیاست‌گذاری ارزی می‌پردازد. از تحلیل فشار تورم بر دهک‌های مختلف و هزینه ناآگاهی نخبگان سیاسی، تا بررسی ماندگاری آمریکا در خاورمیانه، این شماره تصویری چندلایه از اقتصاد و سیاست امروز ارائه می‌دهد. گزارش‌هایی از چشم‌انداز اقتصاد جهانی و ایران، و پرونده‌هایی درباره رانت ارزی، تاب‌آوری خانواده ایرانی و حیات سیاسی احمدی‌نژاد، این شماره را به خواندنی تحلیلی تبدیل کرده است.

00:00
00:00