به گزارش اکوایران، چرا در جنگ ۱۲روزه برخلاف انتظار، قیمت دلار و طلا در ایران کاهش پیدا کرد؟
این پرسشی است که بسیاری از فعالان و مردم عادی از خود میپرسند و در نهایت نیز پاسخ خود را نمیگیرند؛ به راستی علت این اتفاق در چیست؟!
در ادبیات اقتصاد مالی، وقوع جنگ، تنشهای ژئوپلیتیک یا شوکهای نااطمینانی معمولاً نقطه آغاز جهش در قیمت داراییهای امن است؛ داراییهایی همچون طلا، نقره و برخی ارزهای قدرتمند که در نگاه سرمایهگذاران، حکم پناهگاههای امن را دارند. منطق بازار نیز روشن است: وقتی سایه تهدید گسترده میشود، سرمایهها میگریزند و به سمت داراییهایی روانه میشوند که از دید فعالان بازار، کمریسکتر و پایدارترند.
با این حال، در ایران و در جریان جنگ ۱۲روزه، مسیر بازار برخلاف انتظار عمومی حرکت کرد. نه تنها جهشی رخ نداد، بلکه قیمت دلار و طلا کاهش یافت؛ رخدادی که بسیاری از معاملهگران و تحلیلگران را حیرتزده کرد و آنها را به جستوجوی دلایل این واگرایی واداشت. این رفتار متفاوت بازار را میتوان در سه محور اصلی توضیح داد.

اختلال گسترده در اینترنت و انجماد جریان اطلاعات
در نخستین روزهای جنگ، کشور با قطعیها و اختلالهای فراگیر اینترنت روبهرو شد؛ وضعیتی که ضربهای مستقیم بر سرعت گردش اطلاعات در بازار وارد کرد. قیمت جهانی طلا بهروز نمیشد، مسیر انتقال اخبار کند شد و معاملهگران خرد که عمدتاً تصمیماتشان را بر لحظهبهلحظه دادهها بنا میکنند، عملاً از میدان خارج شدند. بسیاری از بسترهای قیمتدهی، صرافیهای آنلاین و کانالهای معاملاتی نیز به حالت نیمهتعطیل درآمدند.
این خلأ اطلاعاتی، بازار را در نوعی «بیحسی» فرو برد؛ قیمتها افت کردند، اما نه لزوماً به دلیل تغییر بنیادی در عرضه و تقاضا، بلکه به دلیل آنکه بازار توانایی خوانش درست و آنی از شرایط جهانی را از دست داده بود. با این حال، این عامل بهتنهایی نمیتواند روند نزولی شکلگرفته را توضیح دهد. طبیعی است که با بازگشت جریان پایدار اینترنت در دوره پساجنگ، قیمتها دوباره به سمت ارزشهای واقعیتر حرکت کنند.

فشار نقدینگی و فروش اجباری؛ مهمترین عامل کاهش قیمتها
جنگ، علاوه بر نااطمینانی و ریسک، برای بخش قابلتوجهی از شرکتها و خانوارها یک پیام روشن داشت: نیاز فوری به نقدینگی.
در این دوره، بسیاری از کسبوکارها با افت فروش مواجه شدند و برخی شرکتها ناچار به تعدیل نیرو یا کاهش فعالیتهای خود شدند. هزینههای جاری همچنان برقرار بود، اما جریان ورودی نقد کاهش یافت. شرکتهای حقوقی برای حفظ بقا و خانوارها برای تأمین معیشت، ناچار شدند بخشی از داراییهای خود را نقد کنند.
در چنین شرایطی، بازار طلا و ارز شاهد موجی از عرضه اضطراری شد. هنگامی که عرضه ناگهان از تقاضا پیشی میگیرد، حتی در میانه جنگ نیز قیمتها به سمت پایین اصلاح میشوند.
در واقع، برخلاف تصور عمومی، در جنگ ۱۲روزه این تحولات ژئوپلیتیک نبود که قیمتها را پایین کشید، بلکه فشار نقدینگی و فروش اجباری بود که بازار را به سمت کاهش برد.

پیشخور شدن انتظارات تورمی و بازاری
بازارهای مالی همیشه پیشنگرند. پیش از آغاز جنگ، بهویژه در نیمه دوم سال ۱۴۰۴، بازار طلا و ارز رشد قابلتوجهی را تجربه کرده بود. بخش مهمی از این افزایش قیمت ناشی از انتظارات وقوع جنگ بود؛ انتظارات تورمی که سایه خود را پیش از جنگ نیز بر بازارهایی همچون ارز انداخته بود. یعنی معاملهگران احتمال بروز تنش را در مسیر قیمتگذاری از مدتها قبل لحاظ کرده بودند.
به همین دلیل، زمانی که جنگ واقعاً آغاز شد، بازار با خبر جدیدی مواجه نبود. اتفاقی که ماهها زمزمهاش در بازار پیچیده بود، به وقوع پیوست و بهجای ایجاد هیجان، باعث خنثی شدن آن شد. انتظارات برآورده شد و بازار وارد فاز اصلاح شد.
این همان اصل آشنا در ادبیات مالی است:
«با شایعه بخر، با خبر بفروش».
بازار ارز و طلا نیز دقیقاً همین الگو را تکرار کرد.