فاصله بازدهی شاخص کل و هم‌وزن تنها طی یک هفته از ۱۰ به ۱۶ واحد درصد رسیده است؛ شکافی که از حرکت قوی‌تر بدنه بازار نسبت به نمادهای بزرگ حکایت دارد. هم‌زمان، افزایش محسوس قدرت خریداران حقیقی نشان می‌دهد رشد سهم‌های کوچک صرفاً محصول محاسبات شاخصی نیست و تقاضای فعالی پشت بازار قرار دارد.

چگونه ممکن است سهم‌هایی که کمتر دیده می‌شوند، از بزرگ‌ترین شرکت‌های بورس جلو بزنند؟ تصویر روزانه بازار معمولاً زیر سایه شاخص کل شکل می‌گیرد؛ نماگری که به‌دلیل وزن بالای شرکت‌های بزرگ، بیش از هر چیز وضعیت نمادهای شاخص‌ساز را منعکس می‌کند. اما بررسی بازدهی نماگرهای بازار از ابتدای سال، روایت متفاوتی را نشان می‌دهد.

شاخص کل از ابتدای سال ۵۱ درصد رشد کرده، در حالی که بازدهی شاخص هم‌وزن به ۶۷ درصد رسیده است. به این ترتیب، فاصله عملکرد این دو نماگر که هفته گذشته حدود ۱۰ واحد درصد بود، اکنون به ۱۶ واحد درصد افزایش یافته است. این واگرایی نشان می‌دهد بخش بزرگی از بازده بازار، دور از کانون توجه و در میان شرکت‌های کوچک‌تر ساخته شده است.

شکاف ۱۶ درصدی چه می‌گوید؟

تفاوت شاخص کل و هم‌وزن از نحوه محاسبه آنها ناشی می‌شود. در شاخص کل، شرکت‌های بزرگ‌تر وزن بیشتری دارند و تغییر قیمت چند نماد شاخص‌ساز می‌تواند مسیر کل نماگر را تعیین کند. در شاخص هم‌وزن، تمام شرکت‌ها اثر تقریباً یکسانی دارند؛ بنابراین این شاخص تصویر دقیق‌تری از وضعیت عمومی نمادهای بازار ارائه می‌دهد.

بازدهی ۶۷ درصدی شاخص هم‌وزن در برابر رشد ۵۱ درصدی شاخص کل به این معناست که صعود بورس فقط بر دوش بزرگان نبوده است. برعکس، میانگین عملکرد نمادهای کوچک و متوسط از شرکت‌های بزرگ بهتر بوده و این برتری نیز طی روزهای اخیر تقویت شده است.

داده‌های روزانه نیز همین وضعیت را تأیید می‌کنند. در روز مورد بررسی، شاخص کل ۲.۰۸ درصد افزایش یافت، اما شاخص هم‌وزن رشد ۲.۵۴ درصدی را ثبت کرد. شاخص ۵۰ شرکت برتر نیز ۲.۲۳ درصد بالا رفت. بنابراین حتی در روزی کاملاً مثبت، سرعت رشد بدنه بازار از بزرگان بیشتر بوده است.

افزایش فاصله از ۱۰ به ۱۶ واحد درصد طی یک هفته، فقط ادامه یک روند قبلی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد شتاب صعود سهم‌های کوچک در مقایسه با نمادهای سنگین بیشتر شده است.

رالی سهم‌هایی که در حاشیه ماندند

در هفته‌های گذشته، بخش زیادی از توجه رسانه‌ای و تحلیلی بازار به شرکت‌های بزرگ، رکوردهای شاخص کل و حرکت نمادهای شاخص‌ساز اختصاص داشت. بااین‌حال، شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد سهم‌های کوچک در همین دوره نه‌تنها متوقف نشده‌اند، بلکه بازده بیشتری نیز نصیب سهامداران خود کرده‌اند.

این وضعیت می‌تواند چند دلیل داشته باشد. نخست آنکه بسیاری از شرکت‌های کوچک پس از دوره‌ای کم‌تحرک، از نظر قیمتی عقب‌تر از بزرگان قرار داشتند و با بهبود فضای عمومی بازار، زمینه جبران این عقب‌ماندگی فراهم شد.

عامل دوم، محدودیت دامنه نوسان و پایین‌تر بودن ارزش بازار این شرکت‌هاست. ورود حجم کمتری از نقدینگی می‌تواند تغییرات قیمتی بزرگ‌تری در آنها ایجاد کند؛ بنابراین هنگامی که تقاضا از نمادهای شاخص‌ساز به سایر گروه‌ها سرایت می‌کند، واکنش قیمتی سهم‌های کوچک سریع‌تر و شدیدتر است.

عامل سوم نیز چرخش تدریجی نگاه سرمایه‌گذاران از صرفاً نمادهای بزرگ به فرصت‌های موجود در کل بازار است. زمانی که صعود از چند شرکت خاص فراتر می‌رود، شاخص هم‌وزن معمولاً عملکرد بهتری ثبت می‌کند. از این منظر، سبقت هم‌وزن می‌تواند نشانه افزایش عمق نسبی موج صعودی باشد.

بااین‌حال، رشد بیشتر شرکت‌های کوچک لزوماً به معنای ارزندگی تمام این نمادها نیست. در این بخش از بازار، نقدشوندگی پایین‌تر و حساسیت بیشتر قیمت‌ها به جریان پول، ریسک اصلاح را نیز افزایش می‌دهد. بنابراین باید میان «گسترش صعود» و «رشد بدون پشتوانه همه سهم‌ها» تفاوت قائل شد.

اکوایران

خریداران حقیقی به میدان برگشتند

نمودار سرانه معاملات حقیقی در ۲۵ روز اخیر، تغییر محسوسی در قدرت تقاضا نشان می‌دهد. در آخرین روز، سرانه خرید هر کد حقیقی به ۱۱۰.۳ میلیون تومان رسیده، در حالی که سرانه فروش تنها ۳۲.۶ میلیون تومان بوده است.

به بیان دیگر، سرانه خرید حدود ۳.۴ برابر سرانه فروش ثبت شده و اختلاف آنها به ۷۷.۷ میلیون تومان رسیده است. این قوی‌ترین وضعیت خریداران حقیقی در بازه نمایش‌داده‌شده محسوب می‌شود.

در روزهای قبل نیز سرانه خرید عمدتاً بالاتر از فروش قرار داشت، اما فاصله دو طرف در روز پایانی به‌شکل چشمگیری افزایش یافته است. این اتفاق نشان می‌دهد تقاضای موجود در بازار فقط از نظر تعداد خریداران گسترده نیست، بلکه خریداران فعال با مبالغ بزرگ‌تری وارد معاملات شده‌اند.

البته این نمودار به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که پول حقیقی دقیقاً وارد شرکت‌های کوچک شده است. بااین‌حال، قرار گرفتن آن در کنار رشد ۲.۵۴ درصدی شاخص هم‌وزن و افزایش شکاف بازدهی از ابتدای سال، احتمال گسترش تقاضا در بخش وسیع‌تری از بازار را تقویت می‌کند.

مهم‌ترین آزمون این روند، ماندگاری قدرت خرید در روزهای آینده است. اگر سرانه خرید حقیقی بالا بماند و شاخص هم‌وزن همچنان از شاخص کل جلوتر حرکت کند، می‌توان گفت نقدینگی از مدار محدود نمادهای شاخص‌ساز عبور کرده و به لایه‌های پایین‌تر بازار رسیده است. در مقابل، افت سریع سرانه خرید می‌تواند نشان دهد بخشی از جهش اخیر، هیجانی و کوتاه‌مدت بوده است.

پیام روشن این شکاف عمیق

فاصله ۱۶ واحد درصدی میان بازدهی شاخص هم‌وزن و شاخص کل، پیام روشنی دارد: موتور اصلی بازدهی بورس فقط شرکت‌های بزرگ نیست. سهم‌های کوچک و متوسط، با وجود حضور کمتر در تیترهای خبری، از ابتدای سال عملکرد بهتری ثبت کرده‌اند و در روزهای اخیر نیز سرعت رشد آنها افزایش یافته است.

قدرت بالاتر خریداران حقیقی، این تصویر را تقویت می‌کند. وقتی سرانه خرید به بیش از سه برابر سرانه فروش می‌رسد و هم‌زمان شاخص هم‌وزن از شاخص کل سبقت می‌گیرد، می‌توان از گسترش تقاضا در بدنه بازار سخن گفت.

بااین‌حال، پایداری این حرکت به تداوم ورود نقدینگی و حفظ تعادل معاملات بستگی دارد. اگر قدرت خرید حقیقی دوام بیاورد، شکاف میان دو شاخص می‌تواند بیشتر شود؛ اما اگر تقاضا کاهش یابد، سهم‌های کوچک به‌دلیل نقدشوندگی پایین‌تر، با سرعت بیشتری در معرض اصلاح قرار خواهند گرفت. بنابراین فاصله فعلی هم نشانه قدرت پنهان بدنه بازار است و هم هشداری برای رصد دقیق کیفیت نقدینگی.