به گزارش اکوایران، در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با وجود اصرار بر اینکه پس از ماهها تلاش ناموفق برای دستیابی به توافق، همچنان فرمان را در دست دارد، اکنون مشخص شده که بیش از هر زمان دیگر به مسافر جنگ علیه ایران تبدیل شده است. در واقع، او با تلاش برای نشان دادن خود به عنوان فردی که اوضاع را در دست دارد و انکار واقعیتهای پیچیده میدانی، تنها مسیر رسیدن به توافق را دشوارتر کرده است.
نمایشِ شبانهی توانایی ترامپ در تعیین جهت جنگ و معادله جدید در خاورمیانه
به نوشته فارین پالیسی، توانایی محدود ترامپ در تعیین جهت جنگ، طی یک نمایش شبانه به نمایش گذاشته شد -زمانی که اسرائیل و ایران برای اولین بار از زمان آغاز آتشبس در اوایل آوریل، به تبادل آتش پرداختند. روز دوشنبه، ترامپ از هر دو طرف خواست تا سریعا متوقف شوند و آنها فعلاً متوقف شدهاند. با این حال، ایران هشدار داده که ادامه تجاوز، از جمله در جنوب لبنان، منجر به «اقدامات بسیار شدیدتر و خردکنندهتر» خواهد شد و اسرائیل هم وعده داده که به مبارزه علیه حزبالله ادامه دهد.
به نظر میرسد با اشتیاق ترامپ برای دستیابی به توافق و عدم تمایل به بازگشت به جنگ تمام عیار، ایران از بنبست تنگه هرمز (و بحران انرژی مرتبط با آن) و حمله اسرائیل به لبنان به عنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده میکند. به گفته اوفر شلح، پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیت ملی: تهران «معادلهای جدید در خاورمیانه» ایجاد کرده که بر اساس آن حمله اسرائیل به حزبالله موجب حمله ایران به اسرائیل میشود.
ناکامی تکرار «وضعیت ونزوئلا» و باتلاق خاورمیانه
این وضعیت نشاندهنده دشواریهایی است که ترامپ در تلاش برای هدایت مجموعهای از شرایط پیچیده و درهمتنیده در خاورمیانه با آن مواجه خواهد بود. در واقع، اگرچه ایالات متحده نزدیکترین متحد اسرائیل است، اما نفوذ واشنگتن بر رهبران اسرائیل تا این حد نیست. کاخ سفید در بیانیههای خود در مورد درگیری لبنان به دفاع از حق اسرائیل برای دفاع از خود ادامه داده، اما این موضوع همچنان برای ترامپ دردسرساز است، زیرا او همچنان به دنبال راهی برای خروج از جنگ است. دولت ترامپ برای جدا کردن درگیری لبنان از جنگ ایران تلاش زیادی کرده، اما ایران توافق صلح را منوط به توقف خصومتها در لبنان کرده است.
یک پرتابه در جریان حمله موشکی ایران به اسرائیل به صورت خطی حرکت میکند، 7 ژوئن 2026/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
تلاشهای ترامپ برای وادار کردن نتانیاهو به عقبنشینی از حمله به لبنان به منظور جلوگیری از از بین رفتن شانس توافق صلح با ایران، تنها موضع تهران را مبنی بر جداییناپذیر بودن این مسائل تقویت میکند. و واقعیت این است که درگیری لبنان و جنگ ایران اساساً به هم مرتبط هستند. از همان روزهای اولیه آتشبس آشکار بود که لبنان برای ترامپ یک مشکل و مانع برای توافق نهایی خواهد بود. این آتشبس تقریباً پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل در ابتدا از گنجاندن لبنان به عنوان بخشی از توافق خودداری کردند، فرو ریخت.
به گفته شلح: «نتانیاهو و اسرائیل متوجه شده که جنگ برای ترامپ جنگ تمام شده و تنها چیزی که در حال حاضر به آن اهمیت میدهد نوعی توافق با ایران است که به او اجازه میدهد جنگ را تمام شده اعلام کند». شلح یادآور شد که پس از موفقیت حمله ماه ژانویه که منجر به دستگیری رئیسجمهور وقت ونزوئلا شد، ترامپ فرصتی برای «پیروزی آسان» در ایران دید، اما این «وضعیت مادورو» محقق نشده است و به نظر میرسد ترامپ علاقه خود را از دست داده و میخواهد به راه خود ادامه دهد. اما همانطور که چندین رئیس جمهور آمریکا قبل از ترامپ قبلاً آموختهاند، جنگها در خاورمیانه عادت دارند به باتلاقهایی تبدیل شوند که خروج آسانی از آنها وجود ندارد.
تلآویو زیر میز ترامپ میزند؟
از سوی دیگر، خبرگزاری رویترز در گزارشی تصریح کرده آغاز حملات مجدد به ایران از سوی اسرائیل در مخالفت با آشکار با دونالد ترامپ بود که تلاش میکند تا در میز مذاکرات حرفی برای گفتن داشته باشد. در واقع، با وجود اینکه ترامپ علناً از اسرائیل خواسته بود تا به آتشبس پایبند باشد، این رژیم برای اولین بار از زمان آتشبس در ماه آوریل، به تلافی شلیک موشکهای که در واکنش به حملات به پایتخت لبنان بود، به اهدافی در ایران حمله کرد.
حمله هوایی اسرائیل در شهر صور در جنوب لبنان، 7 ژوئن 2026/ عکس از خبرگزاری فرانسه
به گفته دنی اورباخ، مورخ نظامی ، اسرائیل با آغاز این حملات، پیامی به واشنگتن فرستاده بود مبنی بر اینکه اگر منافع اسرائیل نادیده گرفته شود، هیچ توافق نهایی با ایران حاصل نخواهد شد، زیرا «اگر منافع اسرائیل را بیش از حد زیر پا بگذارد، اسرائیل میتواند میز مذاکره را واژگون کند».
هفته گذشته نتانیاهو پس از تماس تلفنی با ترامپ، حملات هوایی به بیروت را لغو کرد. ترامپ بعداً تأیید کرد که در این مکامله پرتنش، رهبر اسرائیل را «دیوانه» خطاب کرده است. منتقدان داخلی نتانیاهو را متهم کردند که با محدود کردن اقدامات نظامی اسرائیل برای حفظ مذاکرات ایالات متحده، بدون داشتن کرسی در میز مذاکره، عملاً حاکمیت خود را واگذار کرده است. یک مقام ارشد نظامی اسرائیل به رویترز گفته که اسرائیل نمیتواند سناریویی را بپذیرد که در آن حملات ایران به اسرائیل یک «پاسخ متقابل» موجه به حملات اسرائیل به لبنان تلقی شود. به گفته این مقام، یکی از اهداف این بود که مشخص شود هرگونه توافق آتی ایالات متحده و ایران، حق اسرائیل برای حمله به حزبالله در جنوب لبنان و حفظ نیروهایش در آنجا را از بین نمیبرد.
از سرگیری کوتاه مدت درگیریهای اسرائیل و ایران و سرپیچی نتانیاهو از خواستههای ترامپ، جدیدترین رویدادی است که تنشهایی را که گاهی بین این دو رهبر محافظهکار بروز کرده، آشکار میکند. نتانیاهو در خفا اذعان کرده که در تأثیرگذاری بر تفکر ترامپ در مورد ایران مشکل دارد و به دستیارانش گفته است که «هیچ قدرت مانوری» برای هدایت تصمیمگیریهای رئیسجمهور آمریکا ندارد.
بازدارندگی در برابر حملات آینده
لارنس نورمن و جرد مالسین، گزارشگران والاستریت ژورنال هم در این رابطه نوشتند، سلسله حملات موشکی ایران به سمت اسرائیل، نشاندهنده تمایل تهران به بازیابی قدرتش در سراسر منطقه، قرار دادن واشنگتن در حالت دفاعی است و نشان میدهد این کشور علیرغم حملات هوایی شدید ایالات متحده و اسرائیل، قابلیتهای تهاجمی خود را به طور قابل توجهی را حفظ کرده است.
بقایای یک موشک در نزدیکی شهر نجها، سوریه، ۸ ژوئن ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
در واقع تهران، با متحمل شدن نزدیک به چهل روز حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل، جسورتر شده و با اعمال هزینه به اقتصاد جهانی از طریق مسدود کردن تنگه استراتژیک هرمز و حمله به همسایگان نسبتاً آسیبپذیر خود در خلیج فارس، نوعی بازدارندگی در برابر حملات آینده ایجاد کرده است. بیمیلی کاخ سفید برای بازگشت مجدد به جنگ، با وجود چالشهای مداوم برای آتشبس، این دیدگاه را در تهران تقویت کرده که میتواند بدون ایجاد واکنش نظامی، قاطعتر عمل کند.
به گفته اوفر گوترمن، محقق ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی: «تصمیمات ایران نشان میدهد که آنها معتقدند دست بالا را دارند و ترامپ از ادامه جنگ منصرف شده است. این به آنها اجازه میدهد تا قدرت خود را -آن هم نه به شیوهای پیش پا افتاده- به نمایش بگذارند». به گفته گوترمن، تمایل تهران به تشدید تنش، برخی از دستاوردهای ایالات متحده و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه ژوئن گذشته را از بین برده است.
مقامات ارشد تهران اکنون از توانایی خود برای تهدید منافع ایالات متحده و اسرائیل و شکلدهی به مسیر دیپلماتیک سخن میگویند. از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، نسل جدیدی از مقامات دههها احتیاط در حمله به اسرائیل و اهداف حیاتی در کشورهای همسایه را کنار گذاشتهاند. هدف آنها بازگرداندن بازدارندگی با پاسخ به هرگونه چالشی برای منافعشان و اطمینان از این است که نه آمریکا و نه اسرائیل با این احساس که پیروز شدهاند، از جنگ خارج نشوند.
عادیسازی درگیری مستقیم دو دشمن؛ جنگی که ریسک پذیری را بالا برد
در واقع، حملات ایران بار دیگر نشان داد که ترامپ در صورت احساس خطر برای توافق دیپلماتیک، علناً نتانیاهو را برای کاهش حملات تحت فشار قرار خواهد داد و تنشهای اسرائیل و آمریکا بر سر پایان دادن به جنگی که تهران امیدوار به بهرهبرداری از آن است را آشکار کرد. اسرائیل خواهان آزادی ادامه حمله در لبنان حتی در صورت پایان جنگ در ایران است. این رژیم همچنین ترجیح میدهد تا به جنگ علیه ایران ادامه دهد تا ظرفیت صنعتی کشور را بیشتر تضعیف کند- هر چند میداند که برای از سرگیری کامل خصومتها به تأیید ترامپ و حمایت نظامی ایالات متحده نیاز دارد.
بقایای ناشی از حملههواییاسرائیل به ساختمانی در ضاحیه در حومه جنوبی بیروت، 7 ژوئن 2026/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
نتانیاهو روز دوشنبه گفت که او برای اطمینان از اینکه ایران و حزبالله نمیتوانند «یک معادله جدید غیرقابل تحمل را به ما تحمیل کنند» که در آن اسرائیل قادر به پاسخ به حملات گروههای لبنانی یا تهران نباشد، اقدام کرده است. به گفته علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران: «پس از حمله اسرائیل به بیروت در روز یکشنبه، حمله ایران عزم این کشور را برای حفظ ارتباط بین دو جبهه در جنگ نشان داد. ایران واشنگتن را در تلاش برای جدا کردن دو جبههای که محرکهای اصلی آنها خارج از کانال ایالات متحده و ایران باقی ماندهاند، تنها گذاشته است: آزادی عمل ادعایی اسرائیل در لبنان و امتناع حزبالله از عقبنشینی. جنگ مطمئناً باعث شده است که ایران کمتر، نه بیشتر، از ریسک کردن اجتناب کند.»
حمله ایران به اسرائیل همچنین نشان میدهد که چگونه درگیری مستقیم بین این دو دشمن منطقهای، که قبل از سال ۲۰۲۴ غیرقابل تصور بود، در حال عادیسازی است. اکنون، ایران به دنبال نشان دادن این موضوع است که برای دفاع از متحدانش در محور مقاومت، ریسک خواهد کرد. از زمان آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، این نیروها نشان دادهاند که همچنان یک تهدید علیه آمریکا و متحدانش هستند. نیروهای مقاومت عراق، پهپادهایی را به عربستان سعودی پرتاب کردند، در حالی که حزبالله، که در طول جنگ 12 روزه تقریبا منفعل بود، در طول جنگ اخیر بارها به اهداف اسرائیلی شلیک کرد. این امر باعث گسترش دامنه نفوذ ایران در طول حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و سایر کشورهای منطقه شد.
در واقع، ایران سعی دارد با ریسک بیشتر کمبودهای قدرت نظامی خود را جبران کند. به گفته دنی سیترینوویچ، رئیس سابق بخش ایران در اطلاعات دفاعی اسرائیل و عضو کنونی شورای آتلانتیک: «در گذشته، نیروهای نیابتی از ایران محافظت میکردند و ایرانیها از نظر استفاده از موشک و پهپاد بسیار ریسکگریز بودند. اکنون برعکس است - ایران از قابلیتهای خود برای محافظت از خود محور مقاومت استفاده میکند».