به گزارش اکوایران، تفسیر متفاوت دو طرف ایرانی و آمریکایی از مفاد ناظر بر مدیریت تنگه هرمز در یادداشت تفاهم میان این دو کشور، وضعیت جنگی را دوباره در منطقه احیاء کرده است.
متن تفاهمی که کار را دشوارتر کرد
به گزارش نشریه نیویورکتایمز، ترامپ توافقی را امضا کرد که به گفته ایران، کنترل این آبراه و در نتیجه منابع انرژی جهان را به تهران واگذار کرد. اکنون ایران در حال اعمال این اقتدار است.
برای مدت دو ماه، بر اساس توافقی محرمانه با نیروی دریایی ایالات متحده، نفتکشهای تجاری هنگام عبور از تنگه پرمخاطره هرمز برای انتقال نفت و گاز به بازارهای جهانی، فرستندههای شناسایی (ترانسپوندرهای) خود را خاموش میکردند تا از شناسایی جلوگیری شود.
ارتش آمریکا برای مواقعی که به این کشتیها حمله میشد، پوشش هوایی محدودی فراهم میکرد و افسران نیروی دریایی از طریق بیسیم به کشتیها دستور میدادند تا در امتداد سواحل عمان، در سوی مقابل ساحل ایران، حرکت کنند. این اقدام باعث شد طی ماههای مه و ژوئن، در دوره آتشبس شکننده جنگ، تردد کشتیها از تنگه بهتدریج افزایش یابد.
اما توافق چارچوبی که ترامپ ماه گذشته با ایران امضا کرد، به دلیل عباراتی که به ایران قدرت رسمی در تنگه میبخشید و نیز ابهام موجود در برخی بندهای مهم آن، به این تلاش پایان داد و آن را به بحرانی آتشین تبدیل کرد.
ترامپ توافقی را که در ۱۴ ژوئن حاصل شد، بهسان گشایش دوباره تنگه جشن گرفت. او در شبکههای اجتماعی نوشت: «کشتیهای جهان، موتورهای خود را روشن کنید. بگذارید نفت جریان پیدا کند!»
اما منتقدان میگویند این توافق در واقع وضعیتی را رسمیت بخشید که مقامهای ایرانی در سراسر جنگ بارها بر آن تأکید کرده بودند: اکنون ایران کنترل تنگه را در اختیار دارد.
دوراهی کشتیها در تنگه: تأیید کنترل ایران یا گذر ناامن
حملات موشکی و پهپادی ایران به کشتیهای تجاری در تنگه، اندکی پس از آغاز جنگ توسط ایالات متحده و اسرائیل، عملاً این آبراه را تعطیل کرد. سپس، چند هفته پس از آنکه آمریکا و ایران در اوایل آوریل به یک آتشبس موقت و غیررسمی دست یافتند، برخی نفتکشها استفاده از مسیر جنوبی تنگه، دورتر از سواحل ایران، را آغاز کردند.
کشتیهایی که در نزدیکی تنگه هرمز، در سواحل عمان، در تاریخ ۲۷ ژوئن لنگر انداختهاند/عکس از خبرگزاری فرانسه
اکنون ایران میکوشد کشتیها را وادار کند از آبهای سرزمینی ایران در بخش شمالی تنگه عبور کنند؛ جایی که تهران میتواند برای دریافت عوارض یا هزینههای عبور، توجیه حقوقی ارائه دهد.
روز سهشنبه به سه کشتی در مسیر جنوبی تنگه هرمز حمله شد. ترامپ نیز در واکنش، دستور انجام حملات هوایی علیه ایران را صادر کرد. تین تنشها با اعلام نیروی دریایی ایران وارد مرحله تازهای شد؛ این نیرو اعلام کرد به یک کشتی دیگر در تنگه تیراندازی کرده و این آبراه را «تا پایان دخالت آمریکا در منطقه» بسته است.
سنتکام اعلام کرد در پاسخ، حدود ۱۴۰ هدف نظامی ایران را هدف قرار داده است؛ به این ترتیب، مجموع حملات آمریکا طی یک هفته گذشته به ۳۱۰ حمله رسید.
همزمان با هشدار ترامپ مبنی بر اینکه به تصور او توافق ماه ژوئن «دیگر پایان یافته است،» قیمت جهانی انرژی بار دیگر رو به افزایش گذاشته و نگرانیها درباره بازگشت جنگی تمامعیار نیز شدت گرفته است. پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از تولیدکنندگان خاورمیانه از طریق تنگه هرمز عبور میکرد.
بحران کنونی، به گفته مقامهای پیشین آمریکا و تحلیلگران، نتیجهای کاملاً قابل پیشبینی از توافق ماه ژوئن است.
ترامپ که با نارضایتی ناشی از افزایش قیمت بنزین و جهش تورم روبهرو بود، مشتاق بود هرچه سریعتر تنگه را بازگشایی کند و فشار بر اقتصاد جهانی را کاهش دهد. از جمله امتیازاتی که داد، پایان دادن به محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا و اجازه ازسرگیری فروش نفت ایران به مدت ۶۰ روز بود؛ در مقابل، ایران نیز متعهد شد تنگه را بازگشایی کند.
توافق ماه ژوئن که در قالب یادداشت تفاهم (Memorandum of Understanding) تنظیم شد، همچنین زمینه را برای مذاکرات بیشتر با هدف دستیابی به توافقی جامعتر و پایدارتر برای صلح فراهم کرد.
درحالیکه بسیاری از مقامهای آمریکایی و خارجی از آتشبس استقبال کردند، منتقدان هشدار دادند که این توافق به شکلی خطرناک مبهم است؛ بهویژه بند پنجم آن که میگوید ایران «با بهکارگیری بهترین تلاشهای خود، ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز فراهم خواهد کرد.»
مایکل رَتنی، دیپلمات باسابقه بازنشسته و آخرین سفیر ایالات متحده در عربستان سعودی، گفت: «هیچکس نباید از این موضوع شگفتزده شود که ایران این عبارت را به منزله واگذاری صریح نقشی دائمی به خود برای کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز تلقی میکند.» او افزود: «کنترل ایران آشکارا اهرم فشار قدرتمندی در اختیار تهران قرار میدهد و به نظر میرسد این کشور حاضر است برای حفظ این اهرم، حتی خطر ازسرگیری درگیریها یا فروپاشی کامل آتشبس را نیز بپذیرد.»
در یک کنفرانس خبری در ۱۸ ژوئن، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اصرار داشت که خواستههای ترامپ درباره تنگه هرمز در توافق نهایی آینده تثبیت خواهد شد. او گفت: «همه برگهای برنده دست ماست.»
رقابت بر سر کنترل تنگه هرمز، شرکتهای کشتیرانی را با یک دوراهی دشوار روبهرو کرده است: آیا از مسیر جنوبی، نزدیکتر به سواحل عمان، عبور کنند و خطر حمله ایران را بپذیرند؟ یا از مسیر شمالی در آبهای ایران استفاده کنند، هزینههای سنگین بپردازند و در عمل ادعای حاکمیت تهران را تقویت کنند؟
سندی پرمناقشه
نزدیک به شصت سال، کشتیهای تجاری از مسیر عبوری در تنگه هرمز استفاده میکردند که سازمان ملل متحد آن را تعیین کرده بود. دولت ایران در سال ۱۹۶۸ از ایجاد این مسیر حمایت کرد و با وجود آنکه این مسیر از آبهای سرزمینی ایران عبور میکرد، هرگز تلاش نکرد کنترل آن را در دست بگیرد.
مسیرهای سهگانه و مورد اختلاف برای گذار از تنگه هرمز/طرح از اکوایران
پس از انقلاب اسلامی تهران اعلام کرد که خود را ملزم به توافق سازمان ملل نمیداند، هرچند دولت ایران طی سالهای بعد تنها بهطور موردی عبور کشتیها از تنگه را به چالش کشید. این وضعیت پس از حمله نیروهای آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه تغییر کرد.
نیروهای نظامی ایران به سرعت حمله به کشتیهای تجاری و مینگذاری در آبراه را آغاز کرد و رفتوآمد دریایی را تقریباً متوقف ساخت. تنها کشتیهایی که حاضر بودند مبالغ هنگفتی به ایران بپردازند، اجازه عبور ایمن در امتداد سواحل این کشور را دریافت میکردند.
منتقدان میگویند ترامپ در توافق ماه ژوئن با تهران، همین وضعیت تازه را پذیرفت. به اصرار مذاکرهکنندگان ایرانی، سند ۱۴ بندی این توافق عملاً قدرت ایران در تنگه را به رسمیت میشناسد. این سند دریافت عوارض یا هزینه عبور را ممنوع میکند، اما فقط برای مدت ۶۰ روز و تا زمانی که مذاکرات برای دستیابی به توافق بعدی ادامه دارد. (خود ترامپ نیز گفته است که ایالات متحده ممکن است در آینده تلاش کند از کشتیها عوارض دریافت کند.)
افزون بر این، یادداشت تفاهم هیچ تضمین قاطع و خدشهناپذیری درباره امکان عبور ایمن کشتیها از هر بخش تنگه ارائه نمیدهد.
مقامهای ایرانی و کارشناسان دیپلماتیک میگویند آخرین بند این سند، بهطور رسمی نقش محوری ایران را در اداره تنگه هرمز واگذار کرده است: «جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان گفتوگو خواهد کرد تا با مشورت سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس و در چارچوب حقوق بینالملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، سازوکار آینده اداره و ارائه خدمات دریایی در تنگه هرمز را تعیین کند.»
در زمان امضای توافق، ترامپ آن را بازگشت آزادی کشتیرانی در تنگه توصیف کرد؛ اما مقامهای ایرانی خیلی زود همین متن را مبنایی برای تعیین مسیر حرکت کشتیها قرار دادند؛ یعنی عبور از مسیری نزدیک به سواحل ایران.
دنیس راس، مذاکرهکننده باسابقه خاورمیانه برای رؤسای جمهور هر دو حزب آمریکا، گفت برداشت ایران از این توافق کاملاً روشن است. او اظهار داشت: «قرار بود تنگه باز شود؛ اما فقط به این شرط که ایران کنترل کامل آن را در اختیار داشته باشد و هیچ مسیر دیگری قابل قبول نباشد.»
حسین ایبیش، پژوهشگر مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس، نیز گفت: «تمام حقوق بینالملل در یک جهت حرکت میکند، اما این یادداشت تفاهم دقیقاً در جهت مخالف آن قرار گرفته است.»
کاخ سفید در پاسخ به درخواست اظهارنظر، خبرنگاران را به نشست تلفنی روز جمعه ارجاع داد؛ نشستی که به شرط ناشناس ماندن مقامهای آمریکایی برگزار شده بود.
یکی از مقامهای آمریکایی حاضر در مذاکرات گفت ایران در جریان گفتوگوها میدانست که کشتیها از مسیر نزدیک به سواحل عمان استفاده میکنند و حتی به برخی از آنها پهپاد شلیک کرده بود؛ بنابراین، وقتی ایران متعهد شد «بهترین تلاش خود» را برای تأمین عبور ایمن انجام دهد، این تعهد به معنای خودداری از حمله به کشتیها در آن مسیر تلقی میشد.
هدایت دریایی
مذاکرهکنندگان ایرانی در اوایل تابستان، هنگام بحث درباره توافق پیشنهادی، بهخوبی میدانستند که در برابر آمریکا از اهرم فشار قابلتوجهی برخوردارند. در ۴ مه، ارتش آمریکا عملیاتی با نام «پروژه آزادی» (Project Freedom) را آغاز کرد تا با اسکورت کشتیهای تجاری سرگردان، روند بازگشایی تنگه را شروع کند.
اما ترامپ کمتر از ۴۸ ساعت بعد، پس از آنکه ولیعهد عربستان سعودی از بیم تلافی ایران اجازه استفاده از حریم هوایی این کشور را به آمریکا نداد، این عملیات را متوقف کرد.
قایقهای یدککش نفتکشی حامل نفت خام امارات را پس از عبور از تنگه هرمز در ماه مه هدایت میکنند/عکس از خبرگزاری رویترز
پس از آن، پنتاگون به سراغ راهکاری کمسروصداتر رفت که عمدتاً بر هدایت رادیویی کشتیها استوار بود.
از اوایل ماه مه، نیروهای آمریکایی به بیش از ۸۰۰ کشتی تجاری که در مجموع حدود ۴۰۰ میلیون بشکه نفت خام حمل میکردند، مسیر حرکت در امتداد سواحل عمان را هدایت کردهاند. این مطلب را کاپیتان تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام که مسئول عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه است، اعلام کرد.
این کشتیها از مسیری استفاده میکردند که سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)، نهاد مستقر در لندن وابسته به سازمان ملل متحد که مقررات کشتیرانی جهانی را تنظیم میکند، آن را تعیین کرده بود. این سازمان با همکاری عمان این مسیر را ایجاد کرد تا امکان خروج حدود ۶۰۰ کشتی را که مدتها در منطقه گرفتار شده بودند، فراهم کند.
آتشبسی که در ابتدا غیررسمی بود، با امضای توافق ماه ژوئن به آتشبسی رسمی تبدیل شد. بر اساس دادههای شرکت اطلاعات دریایی کپلر، در فاصله هفت روزی که از ۲۰ ژوئن آغاز شد، نزدیک به ۴۰۰ کشتی از تنگه گذر کردند؛ بالاترین میزان رفتوآمد هفتگی از زمان آغاز جنگ. اما پس از حملات ایران در روز پنجشنبه، تنها ۲۲ کشتی از تنگه گذر کردند.
هماینک، بیش از دوازده ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا، از جمله دو ناو هواپیمابر، همراه با دهها هواپیمای تهاجمی و شناسایی مستقر بر ناوها و پایگاههای زمینی، همچنان در محدوده دریای عرب حضور دارند. ارتش آمریکا همچنین با استفاده از شناورهای خودکار، مأموریتهای شناسایی و کشف مین را در تنگه هرمز انجام میدهد. به گفته کاپیتان هاوکینز، «هیچ تضمینی» وجود ندارد که هدایت و پشتیبانی نظامی آمریکا بتواند از کشتیهای تجاری هنگام عبور از تنگه محافظت کند.
مسیر ایرانی
در اوج جنگ، برخی شرکتهای کشتیرانی ترجیح دادند مسیر نزدیکتر به سواحل ایران را انتخاب کنند و به تضمین ارتش ایران برای عبور ایمن تکیه کنند. ایران به این شرکتها اعلام کرده بود که برای هر کشتی باید تا دو میلیون دلار پرداخت کنند. ایران اعلام کرده است که همه کشتیهایی که قصد عبور از تنگه را دارند، باید از همین مسیر استفاده کنند و پیش از عبور نیز از «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس»، نهادی که تهران در ماه مه ایجاد کرد، مجوز دریافت کنند.
ایران همچنین زیر فشار کشورهای منطقه است تا پیشنهادات خود را در مورد تنگه هرمز روشن کند/عکس از ایسنا
پس از امضای توافق با ایران در ماه گذشته، ترامپ این مسیر را «کاملاً امن، مطمئن و بدون مشکل» توصیف کرد.
بااینحال دن آلاماریو، استراتژیست ارشد ژئوپلیتیک در شرکت تحقیقاتی سرمایهگذاری Alpine Macro، میگوید با ادامه رقابت ایران و آمریکا برای افزایش اهرم فشار که عمدتاً از طریق توان نظامی دنبال میشود، خطرات پیش روی شرکتهای کشتیرانی نیز ممکن است افزایش یابد.
ایران اگرچه متحمل خسارات اقتصادی شده است، اما چهبسا آمادگی تحمل فشارهای بیشتری را نیز داشته باشد. ترامپ هفته گذشته ممنوعیت فروش نفت ایران را که ماه گذشته بهطور موقت تعلیق کرده بود، دوباره برقرار کرد؛ اما هنوز محاصره دریایی بنادر ایران را از سر نگرفته است. آلاماریو در پایان گفت: «پرسش اصلی این است که کدامیک زودتر از پا درمیآید: اقتصاد ایران یا اقتصاد جهانی؟»
سیاست «بیطرفی فعال» سوئیس خاورمیانه
در رابطه با تنگه هرمز نشریه بلومبرگ در گزارشی به نقش عمان در مدیریت کشمکشهای منطقهای پرداخته است. به نوشته تحلیلگر این نشریه:
در پی جنگ ایران و بسته شدن تنگه هرمز، عمان به یکی از کانونهای اصلی ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده است. این سلطنت عربی، کشوری بیابانی با جمعیتی اندک که از ذخایر قابلتوجه نفت و گاز طبیعی برخوردار است، در بخش جنوبی این گذرگاه باریک و راهبردی قرار دارد؛ یکی از مهمترین مسیرهای تجارت انرژی در جهان.
مسقط، پایتخت عمان/عکس از نشریه بلومبرگ
درحالیکه ایالات متحده و ایران در تلاشاند بر سر یک توافق صلح دائمی مذاکره کنند، آینده تنگه هرمز به یکی از مهمترین نقاط اختلاف تبدیل شده است. عمان که به بیطرفی شهرت یافته، اکنون خود را تحت فشار هر دو طرف میبیند: ایران از مسقط میخواهد با ایجاد نظامی برای مدیریت مشترک تردد کشتیها و دریافت هزینه برای برخی خدمات دریایی موافقت کند، در حالی که آمریکا و همچنین بسیاری از کشورهای اروپا و آسیا اصرار دارند آزادی کشتیرانی پیش از جنگ باید دوباره برقرار شود و کشتیها بدون پرداخت هرگونه هزینه اجباری اجازه عبور داشته باشند.
عمان که با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و یمن هممرز است، سالهاست سیاستی را دنبال میکند که از آن با عنوان «بیطرفی فعال» یاد میشود؛ به این معنا که با بازیگران مختلف منطقه تعامل میکند، اما از همسو شدن با هر اردوگاهی پرهیز دارد.
این رویکرد تا حدی از آنجا ناشی میشود که عمان تنها کشوری است که اکثریت جمعیت آن پیرو مذهب اباضی هستند؛ شاخهای از اسلام که نه سنی است و نه شیعه. برخی تحلیلگران معتقدند همین ویژگی باعث شده عمان بتواند اعتماد هم ایران که اکثریت جمعیت آن شیعه هستند و هم کشورهای سنی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی را حفظ کند.
عمان به دلیل بیطرفی و میانجیگریهای مکرر میان کشورهای درگیر، لقب «سوئیس خاورمیانه» را به خود اختصاص داده است. این کشور، در کنار قطر و امارات متحده عربی، یکی از باتجربهترین میانجیهای حل منازعات در منطقه به شمار میرود.
عمان میزبان مذاکرات محرمانه میان آمریکا و ایران بود؛ مذاکراتی که زمینه را برای توافق هستهای سال ۲۰۱۵ فراهم کرد؛ توافقی که دونالد ترامپ سه سال بعد، در نخستین دوره ریاستجمهوری خود، از آن خارج شد. عمان همچنین در هفتههای منتهی به جنگ کنونی، اصلیترین واسطه میان دو کشور برای ازسرگیری گفتوگوها بود.
این کشور برخی از دورهای مذاکراتی را نیز تسهیل کرد که در نهایت به آشتی میان ایران و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ انجامید. همچنین سال گذشته به میانجیگری برای برقراری آتشبس میان حوثیهای یمن که به کشتیها در دریای سرخ حمله میکردند و ایالات متحده، که در حال اجرای کارزار بمباران علیه این گروه بود، کمک کرد.
مصونیت نسبی عمان در جنگ ایران
عمان در مقایسه با دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس، آسیب کمتری از حملات ایران دید. برخلاف سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ایالات متحده هیچ نیروی نظامی یا پایگاه دائمی در عمان ندارد. البته دو کشور همکاری نظامی نزدیکی دارند و بر اساس توافقهای دفاعی چند دهه گذشته، نیروهای آمریکایی میتوانند برای برخی عملیاتها از تأسیسات عمان استفاده کنند.
رانندههای تاکسی در مسقط منتظر مسافر هستند. عمان یک راهبرد توسعه ملی سریع را از طریق گوناگونسازی اقتصادی با فاصله گرفتن از نفت و گاز دنبال میکند/عکس از نیویورکتایمز
پایتخت عمان، مسقط، که حدود ۱.۷ میلیون نفر از جمعیت ۵.۷ میلیون نفری این کشور را در خود جای داده است، از حملات ایران در امان ماند؛ هرچند دستکم یک کشتی در آبهای ساحلی آن هدف حمله قرار گرفت.
در مقابل، بنادر دیگر عمان، از جمله دقم و صلاله، هدف اصابت پرتابهها قرار گرفتند. عمان از آغاز درگیریها توانسته صادرات نفت خود را حفظ کند، زیرا بنادری خارج از تنگه هرمز در اختیار دارد.
درآمد این کشور از فروش نفت خام، همزمان با افزایش قیمت جهانی انرژی در پی جنگ، رشد چشمگیری یافت. در شرایطی که اختلالات اقتصادی در عمان نسبتاً محدود باقی ماندند، بازار سهام این کشور تا اوایل ماه ژوئیه یکی از بهترین عملکردها را در میان بازارهای جهان ثبت کرده است.
بر اساس پیشبینی صندوق بینالمللی پول، تولید ناخالص داخلی عمان در سال ۲۰۲۶ با سریعترین نرخ رشد در میان کشورهای حوزه خلیج فارس افزایش خواهد یافت.
تنگه هرمز، خلیج فارس را به دریای عرب و در نهایت به اقیانوس هند متصل میکند. طول این آبراه حدود ۱۰۰ مایل (۱۶۱ کیلومتر) و عرض آن در باریکترین نقطه تنها ۲۴ مایل (حدود ۳۹ کیلومتر) است. بخش عمده تنگه در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد؛ بهویژه منطقه برونبومی (اِکسکلیو) مسندم متعلق به عمان که به بخش جنوبی این آبراه راهبردی میرسد.
پیش از آغاز جنگ، هیچیک از دو کشور مانعی بر سر عبور کشتیها از تنگه هرمز ایجاد نمیکردند و بابت عبور از آن نیز عوارضی دریافت نمیشد؛ رویهای که با کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها (UNCLOS) مطابقت داشت. هر دو کشور این معاهده بینالمللی را امضا کردهاند، هرچند ایران هرگز آن را به تصویب نرسانده است.
طرح تفکیک مسیرهای تردد دریایی (Traffic Separation Scheme) توسط ایران و عمان پیشنهاد شد و در سال ۱۹۶۸ به تصویب سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) وابسته به سازمان ملل رسید.
بر اساس این طرح، دو مسیر کشتیرانی در میانه تنگه تعیین شد؛ یکی برای ورود و دیگری برای خروج کشتیها، تا از برخورد میان آنها جلوگیری شود.
عمان چگونه در تلاشها برای تعیین آینده تنگه هرمز نقش ایفا میکند؟
ایران خواهان ایجاد نظامی برای مدیریت مشترک تنگه هرمز با عمان است؛ نظامی که در صورت لزوم امکان دریافت هزینه از کشتیها را نیز فراهم کند. مواضع عمان در این زمینه تا حدودی دوپهلو بوده است، هرچند مسقط همواره تأکید کرده که به حقوق بینالملل دریایی پایبند خواهد ماند.
بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، از کشتیها صرفاً به دلیل عبور از آبهای سرزمینی نمیتوان هزینه دریافت کرد، اما برای «خدمات مشخص ارائهشده» امکان دریافت هزینه وجود دارد.
در بیانیه مشترک ایران و عمان که در ۲۳ ژوئن منتشر شد، دو کشور اعلام کردند برای دستیابی به توافقی درباره نحوه اداره آینده ناوبری در تنگه هرمز، از جمله هزینههای مربوط به این خدمات، تلاش خواهند کرد؛ اما تنها دو روز بعد، عمان به همراه ایالات متحده و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بیانیهای را امضا کرد که به گفته واشنگتن، «هرگونه عوارض، هزینه یا تلاش برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز را رد میکند.»
در حال حاضر، آمریکا همچنان بهشدت با هرگونه کنترل تنگه هرمز از سوی ایران یا عمان مخالفت میکند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشدار داده است که ایالات متحده هر طرفی را که در دریافت عوارض از کشتیها همکاری کند، مجازات خواهد کرد.