اکوایران: هدف ایران نه جنگ است و نه صرفاً دستیابی به یک توافق؛ بلکه هدف، تغییر شکل واقعیت استراتژیک به گونه‌ای است که جایگاه ایران را به شکل قابل‌توجهی ارتقا دهد.

به گزارش اکوایران،  دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز سه‌شنبه پس از دیدار با رهبران کشورهای خاورمیانه ادعا کرد «شتاب و تحرک زیادی» برای دستیابی به توافق با ایران وجود دارد؛ این سخنان تنها ساعاتی پس از آن بیان شد که او گفته بود ایالات متحده می‌تواند با تهران به توافق برسد و یا آن را «نابود» کند.

به نوشته المانیتور، ترامپ گفت: «فکر می‌کنم انگیزه و شتاب زیادی برای آن‌ها جهت دستیابی به توافق وجود دارد». او با بیان اینکه هدف آمریکا «منزوی کردن کامل ایران از نظر مالی» است، ادعا گرد: «امیدوارم آن‌ها پیش از آنکه خیلی دیر شود، کار درست را انجام دهند؛ می‌دانید، زمانی فرا می‌رسد که دیگر خیلی دیر شده و ما فرصتی برای اینکه اجازه دهیم آن‌ها به عنوان یک ملت باقی بمانند، نخواهیم داشت».

ترامپ همچنین به برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد و گفت که جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای، همچنان یکی از اهداف اصلی کارزار ایالات متحده است. ترامپ گفت: «بخش بزرگی از اقداماتی که انجام داده‌ایم، شاید ۹۹ درصد آن، برای اطمینان از این بوده که ایران سلاح هسته‌ای نداشته باشد؛ آن تأسیسات منهدم شده‌اند. ممکن است مجبور شویم یکی دیگر را هم منهدم کنیم: کوه پیک‌اکس. ما در آنجا فعالیت زیادی نمی‌بینیم، اما اگر ببینیم، بلافاصله آن را منهدم خواهیم کرد».

ترامپ بارها تهدید کرده که به کوه پیک‌اکس حمله خواهد کرد؛ تأسیساتی به‌شدت مستحکم که در نزدیکی مرکز غنی‌سازی اورانیوم نطنز در ایران قرار دارد. تهران پیش‌تر کوه پیک‌اکس را به عنوان کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ معرفی کرده، اما عدم دسترسی بازرسان بین‌المللی به آن از زمان ساختش در سال ۲۰۲۰، نگرانی‌هایی را در غرب ایجاد کرده مبنی بر اینکه ممکن است از این مکان برای اهداف پنهانی دیگر، مانند غنی‌سازی اورانیوم، استفاده شود.

نیاز به رویکردی تازه

در نشست روز سه‌شنبه، ترامپ با شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی (نخست‌وزیر قطر)، علی الزیدی (نخست‌وزیر عراق)، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن)، رجب طیب اردوغان (رئیس‌جمهور ترکیه)، احمد الشرع (رئیس‌جمهور سوریه)، نواف سلام (نخست‌وزیر لبنان)، بدر عبدالعاطی (وزیر امور خارجه مصر)، شاهزاده فیصل بن فرحان (وزیر امور خارجه عربستان سعودی) و شیخ صباح خالد الحمد الصباح (ولیعهد کویت) دیدار کرد.

این دیدار که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک برگزار شد، در شرایطی صورت گرفت که جنگ وارد هفتمین ماه خود شده، تردد در تنگه هرمز همچنان مختل است و حوثی‌های یمن حملات خود را علیه تأسیسات انرژی و نفتی عربستان تشدید کرده‌اند. ترامپ پیش‌تر در روز سه‌شنبه، در سخنرانی حدوداً ۳۵ دقیقه‌ای خود خطاب به رهبران جهان گفت: «من باید تصمیم بزرگی بگیرم. آیا توافقی با ایران حاصل خواهد شد که به آن‌ها اجازه دهد کشوری بسیار بزرگ‌تر و بهتر از گذشته بسازند — شاید یکی از بزرگ‌ترین کشورهای خاورمیانه یا حتی جهان؟ یا اینکه جمهوری اسلامی را نابود کنم — آن هم به سرعت — و هرگز به آن‌ها فرصتی ندهم که دوباره دست به کشتار و ویرانی مردم و کشورها بزنند؟»

photo_2026-09-23_01-02-56

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در حاشیه هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، در نشستی چندجانبه با حضور رهبران و مقامات ارشد کشورهای عربی و ترکیه شرکت کرد/ عکس از خبرگزاری فرانسه

پیش از آن در روز سه‌شنبه، مقامات ارشد آمریکا و ایران مذاکراتی سه ساعته انجام دادند که ترامپ آن را «بسیار سازنده» توصیف کرد و قرار شد دیدار دیگری نیز در «آینده نزدیک» برگزار شود. جرد کوشنر و استیو ویتکاف، مشاوران ترامپ در امور خاورمیانه، در این مذاکرات حضور داشتند. ویتکاف در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره این دیدار گفت: «در حال حاضر احساس بسیار خوبی دارم.»

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هم‌زمان با ادامه مناقشه، تلاش کرده‌اند کانال‌های دیپلماتیک خود را با ایران حفظ کنند. روز یکشنبه، انور قرقاش، مشاور رئیس‌جمهور امارات، به المانیتور گفت که مذاکرات میان واشنگتن و تهران باید با گفتگویی منطقه‌ای و موازی همراه باشد. قرقاش اظهار داشت: «ما به رویکردی تازه نیاز داریم؛ گفتگوهایی درباره اینکه همگی خواهان چه نوع منطقه‌ای هستیم، برای چه نوع ثباتی دعا می‌کنیم و چه ارکان توسعه‌ای مد نظر ماست — که ارتباط تنگاتنگی با ثبات دارد. چنین گفتگوهایی، اگرچه می‌تواند در سطح ایران و آمریکا انجام شود، باید در سطح ایران و کشورهای عربی نیز صورت گیرد».

تلاش قدرت‌های منطقه‌ای برای کاهش تنش پس از هشدار ترامپ

در همین رابطه، یک منبع امنیتی ایرانی به الجزیره گفته در صورت برآورده شدن شروط و تعهدات ایران از سوی واشنگتن، ممکن است زمینه برای تعاملات دیپلماتیک بیشتر فراهم شود. این تماس‌ها پس از آن صورت گرفت که یک مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفت هیئت نمایندگی تهران در نیویورک برای پیشبرد دیپلماسی اختیار کامل دارد و نشست سازمان ملل را «فرصتی طلایی» برای بازگشت واشنگتن به میز مذاکره توصیف کرد. این مقام اظهار داشت که ایران آخرین پیشنهاد خود را در تاریخ ۱۶ سپتامبر از طریق واسطه‌ها به واشنگتن ارائه کرده و جزئیات توافق احتمالی برای پایان دادن به خصومت‌ها می‌تواند در نیویورک مورد بحث قرار گیرد. او  گفت اگر ایالات متحده فشار نظامی را کاهش دهد و محاصره بنادر ایران را لغو کند، ایران می‌تواند تنگه هرمز را ظرف هفت روز بازگشایی نماید.

photo_2026-09-16_13-21-37

کشتی‌ها در نزدیکی تنگه هرمز، بندر عباس، 7 سپتامبر 2026/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس

این مذاکرات غیرمستقیم با تلاش‌های دیپلماتیک گسترده‌تری همراه بوده که کشورهای حوزه خلیج فارس و سایر کشورهای منطقه در آن مشارکت دارند. قطر اعلام کرد که برای کاهش تنش میان واشنگتن و تهران، تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و تقویت ثبات منطقه‌ای، با پاکستان همکاری می‌کند. عمان نیز در زمینه دیپلماسی دریایی مربوط به این آبراه فعال بوده و پیش‌تر درباره ترتیبات دریایی با هدف تسهیل کشتیرانی در تنگه هرمز با تهران گفتگو کرده است. رویترز گزارش داد که پیشنهاد قطر برای ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک با مشارکت ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله موضوعات مورد بررسی بوده و یک منبع منطقه‌ای گفته که تهران در حال بررسی آن است.

با این همه، یک منبع آمریکایی که در نشست با هیئت ایرانی در نیویورک حضور داشته به العربیه گفت: آمریکا درخواست ایران برای رفع محاصره را نپذیرفت. فرصت‌های دست‌یابی به توافق محدود است. اختلافات و موانع بزرگی همچنان میان دو طرف وجود دارد.

این مذاکرات غیرمستقیم ساعاتی پس از آن انجام شد که ترامپ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، احتمال دستیابی به توافق را با هشداری دیگر درباره تشدید تنش‌های نظامی همراه کرد. ترامپ گفت که با «تصمیمی بزرگ» روبروست: انتخاب میان دستیابی به توافقی که به ایران اجازه بازسازی می‌دهد و یا اقدام برای «نابودی جمهوری اسلامی». او همچنین اظهار داشت که واشنگتن پیش‌تر به تهران پیشنهاد «همکاری اقتصادی کامل» در ازای پایان دادن به برنامه هسته‌ای و آنچه آمریکا حمایت ایران از تروریسم می‌نامد، داده بود. ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء ایران در بیانیه‌ای تهدیدهای ترامپ را نشانه‌ای از «ضعف راهبردی» توصیف کردند و اظهار داشتند که ایران آماده است تا در پاسخ به حملات احتمالی بعدی، «ضرباتی شدیدتر، کوبنده‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی» وارد کند.

استراتژیِ نه جنگ، نه توافق

در این شرایط، دنیس سیترونوویچ، تحلیل‌گر مسائل ایران در شورای آتلانتیک نوشت: در مقطع کنونی، استراتژی ایران نه جنگ است و نه توافق؛ بلکه تغییر واقعیت. به نوشته او: هدف ایران نه جنگ است و نه صرفاً دستیابی به یک توافق؛ بلکه هدف، تغییر شکل واقعیت استراتژیک به گونه‌ای است که جایگاه ایران را به شکل قابل‌توجهی ارتقا دهد.

iran-warns-new-us-attack-would-change-geography-of-weapons-and-war-3228571_202609210935_20260921093554_1

دیوارنگاره با موضوع جنگ، تهران، ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری آناتولی

این مسئله بدین صورت شکل می‌گیرد: ایجاد نفوذ تعیین‌کننده بر ترتیبات کشتیرانی در تنگه هرمز، کاهش فشار نظامی آمریکا بر ایران، زمینه‌سازی برای لغو تحریم‌ها و فراهم کردن امکان بازسازی اقتصاد ایران و بازیابی توانایی آن برای حمایت مجدد از متحدانش در منطقه. خواسته‌های کنونی ایران - که شامل رفع محاصره و تحریم‌ها و به رسمیت شناختن نقش ایران در ترتیبات هرمز است - در چارچوب همین دیدگاه قرار می‌گیرد.

از دیدگاه تهران، مذاکره بر یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت ترجیح دارد، مشروط بر آنکه دستاوردهای استراتژیک مطلوب را به همراه داشته باشد. اقتصاد ایران بهای سنگینی بابت جنگ، محاصره و تحریم‌ها می‌پردازد، بنابراین ترجیح دادنِ نوعی توافق یا سازوکار، منطقی آشکار دارد. با این حال، توافقی که ایران را بدون فراهم کردن دستاوردهای چشمگیر به وضعیت پیش از تقابل بازگرداند، ممکن است در تهران نه به عنوان یک مصالحه، بلکه به مثابه تسلیم تلقی شود. اصرار مداوم ایران بر بازگشت به اصول «یادداشت تفاهم ماه ژوئن»، نشان‌دهنده اهمیتی است که این کشور برای شرایطی که پیش‌تر مطرح شده، قائل است.

دوگانه‌ی اشتباه «تشدید تنش» و «دیپلماسی»؛ بازگشت به تقابل نظامی؟

 از این رو، بازگشت به تقابل نظامی لزوماً به معنای شکست استراتژی ایران نیست. اگر تهران به این نتیجه برسد که واشنگتن تمایلی ندارد آنچه را که ایران دستاوردهایی حیاتی می‌داند از طریق مذاکره واگذار کند، انگیزه‌ای برای توسل مجدد به زور جهت تغییر موازنه فشارها ایجاد می‌شود. تهدید سپاه پاسداران مبنی بر تشدید تنش‌ها در صورت افزایش فعالیت‌های آمریکا، با همین الگو همخوانی دارد.

iran-warns-new-us-attack-would-change-geography-of-weapons-and-war-3228571_20260921093554

مقامات سیاسی و نظامی ایران در جریان تجمعی در میدان امام حسین تهران، ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ / عکس از خبرگزاری آناتولی

بنابراین، دوگانه‌ی آشنای میان «تشدید تنش» و «دیپلماسی» می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از دیدگاه ایران، لزوماً تضادی میان این دو وجود ندارد. ایران می‌تواند هم‌زمان با حفظ تهدید نظامی، مذاکره کند یا برای بهبود شرایط چانه‌زنی، تنش را تشدید کرده و سپس به میز مذاکره بازگردد. یادداشت تفاهم ماه ژوئن نمونه‌ای است که نشان می‌دهد تهران در صورت وجود امتیازات متقابلِ قابل‌توجه - از دیدگاه خودش - مایل به پیگیری ترتیبات گسترده بوده است؛ امتیازاتی همچون رفع محاصره، مسیری برای لغو تحریم‌ها، سرمایه‌گذاری و بازسازی اقتصادی، و گفتگو درباره ترتیبات آتی در هرمز.

همین منطق باید راهنمای بحث پیرامون مسئله هسته‌ای نیز باشد. مسئله ایران لزوماً دستیابی به «بمب به هر قیمتی» نیست، بلکه این است که آیا برخورداری از سلاح هسته‌ای یا حتی صرفاً نزدیک شدن به آستانه آن، بهتر از هزینه‌های احتمالی‌اش، در خدمت نظام و اهداف راهبردی آن است یا خیر. بنابراین، تصمیم‌گیری در این باره صرفاً ایدئولوژیک نیست، بلکه حاصل سنجش ریسک در برابر منافع است. جنگ و فشارهای آمریکا می‌تواند این محاسبات را تغییر دهد: تهران به این نتیجه برسد که توانمندی‌های متعارف، نیروهای متحد و مذاکره دیگر تضمین‌کننده امنیت نیستند، ممکن است گزینه هسته‌ای را به مثابه یک «بیمه‌نامه» حیاتی‌تر و کارآمدتر ببیند. از سوی دیگر، همان هزینه‌ها و خطراتِ مترتب بر چنین اقدامی می‌تواند تأثیری معکوس داشته باشد.

نتیجه روشن است: راهبرد ایران را نباید صرفاً با این معیار سنجید که آیا تهران در حال حاضر جنگ را انتخاب کرده یا مذاکره را. پرسش مهم‌تر این است که ایران با بهره‌گیری از هر یک از این ابزارها، در پی خلق چه واقعیتی است. برقراری آتش‌بس یا بازگشت به میز مذاکره، فی‌نفسه گواهی بر عقب‌نشینی ایران نیست؛ به همین ترتیب، ازسرگیری درگیری‌ها نیز لزوماً به معنای آن نیست که تهران از احتمال دستیابی به توافق قطع امید کرده است. از منظر ایران، هر دو مسیر می‌توانند در خدمت یک هدف راهبردی واحد باشند.

 بازیِ فرسایشی و پرمخاطره؛ یک جنگ بی‌پایان کم‌شدت و کنترل شده؟

 رادیو ملی عمومی (NPR) هم در گزارشی نوشت: با گذشت بیش از شش ماه از تنش‌های نظامی میان ایالات متحده و ایران، موازنه راهبردی به نوعی بازیِ فرسایشی و پرمخاطره بدل شده است. محاسبات اصلی واشنگتن بر مبنای فشار اقتصادی استوار است؛ آن‌ها امیدوارند که محاصره دریایی با قطع صادرات نفت، تهران را تحت فشار شدید قرار داده و وادار به تسلیم در برابر خواسته‌های آمریکا کند.

APTOPIX_Iran_War_7937__264cd1-1

دیوارنگاره ضدآمریکایی، تهران ۲۴ اوت ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری  آسوشیتدپرس

ولی نصر، کارشناس مسائل ایران و استاد دانشگاه جانز هاپکینز، در این باره می‌گوید:  این اقدام نه تنها مانع فروش و صادرات نفت ایران می‌شود، بلکه - و مهم‌تر از آن - جلوی واردات اقلام مورد نیاز ایران، از مواد اولیه و کالاهای ساخته‌شده گرفته تا مواد غذایی را می‌گیرد.  به گفته نصر، تصور ترامپ این است که تمام اهرم‌های فشار در اختیار ایالات متحده قرار دارد. او از وضعیت فعلی قیمت بنزین نسبتاً راضی است. بنابراین، روایت حاکم بر گفتگوها درباره ایران به این سمت رفته که ایران در حال باختن است؛ یعنی آمریکا دست بالا را دارد و فشار بر ایران برای تسلیم شدن افزایش یافته است. با این حال، رویکرد ایران مبتنی بر تشدید شدید تنش‌هاست تا ترامپ را در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار دهد. هدف تهران این است که بسیار تهاجمی‌تر عمل کنند، واکنشی نامتناسب نشان دهند و در عمل، در نظر ایالات متحده، بازیگری مهارناپذیر و بی‌پروا جلوه کنند.

به گفته الکس واتانکا، مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه، تداوم مسدودسازی تنگه هرمز توسط ایران و حمایت از حوثی‌های یمن در پیشروی‌هایشان به سمت مسیرهای کشتیرانی جایگزین در دریای سرخ، موجب افزایش قیمت جهانی نفت شده است؛ امری که بخش کلیدیِ راهبرد ایران محسوب می‌شود. این وضعیت ناگهان اجرای طرح ایران برای جنگ اقتصادی علیه غرب را بسیار آسان‌تر می‌کند. 

به گفته نصر، نگاه ایرانی‌ها به ماه نوامبر دوخته شده است. هدف این است که رئیس‌جمهور آمریکا را از آن حس آسودگی خاطری که ممکن است در رابطه با انتخابات داشته باشد خارج کنند و باعث شوند نسبت به نتیجه انتخابات نگران‌تر شود؛ و سپس امیدوارند که این نگرانی، او را برای دستیابی به توافق منعطف‌تر کند.

 به گفته علی واعظ، معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه بین‌المللی بحران، در شرایطی که هر دو کشور سعی دارند با اعمال فشار و قدرت‌نمایی طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کنند، وضعیت فعلی مناقشه پایدار نیست. احتمالاً مسیر ما از یک آتش‌بس موقت به چرخه‌ای از تشدید تنش‌های متقابل و سپس به آتش‌بس موقتی دیگر تغییر خواهد کرد. به رغم آن‌که ترامپ گفته این مناقشه پس از انتخابات میان‌دوره‌ای پایان می‌یابد، واعظ معتقد است که ممکن است تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ ادامه پیدا کند. به گفته واعظ، این نسخه‌ای برای یک جنگ بی‌پایان است؛ اما نسخه‌ای برای جنگی بی‌پایان با شدت پایین و تنش کنترل‌شده. و در حالی که این مناقشه با شدت پایین ادامه دارد، یک نکته قطعی به نظر می‌رسد: این وضعیت به آزمونی تبدیل شده است تا مشخص شود چه کسی زودتر عقب‌نشینی می‌کند.