اکوایران: سومالی در حال بازتنظیم روابط دفاعی و دیپلماتیک خود؛ از امارات به قطر، در میان تنش‌ها و چالش‌های جدایی‌طلبانه شاخ آفریقا

به گزارش اکوایران، سومالی در میانه یک بازی ژئوپلیتیکی پیچیده در شاخ آفریقا قرار گرفته است. پس از لغو همه توافق‌های دفاعی و امنیتی با امارات و امضای یک توافق دفاعی جدید با قطر، این کشور تلاش می‌کند جایگاه خود را در برابر نفوذ خارجی و تهدیدات جدایی‌طلبانه حفظ کند. هم‌زمان، به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل نشان داد که محورهای جدایی‌طلبی نه تنها تهدیدی برای وحدت ملی، بلکه عاملی برای پیچیده‌تر شدن رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی هستند.

یک توافق در شاخ آفریقا

به نوشته ال مانیتور، سومالی و قطر روز دوشنبه توافق همکاری دفاعی امضا کردند که هدف آن تقویت روابط نظامی و همکاری امنیتی بود، و این اقدام در پی پایان دادن سومالی به تمام توافق‌های دوجانبه خود با امارات و در بحبوحه افزایش تنش‌ها در شاخ آفریقا انجام شد. این توافق بین وزیر دفاع سومالی، احمد معلم فیقی، و معاون نخست‌وزیر و وزیر دفاع قطر، شیخ سعود بن عبدالرحمن بن حسن آل ثانی، در حاشیه نمایشگاه و کنفرانس بین‌المللی دفاع دریایی دوحه امضا شد. خبرگزاری قطر اعلام کرد که هدف این توافق، تقویت «زمینه‌های همکاری مشترک به نحوی است که به منافع متقابل خدمت کند و شراکت‌های دفاعی را توسعه دهد». وزارت دفاع سومالی در بیانیه‌ای اعلام کرد که توافق همکاری دفاعی، چارچوبی برای آموزش نظامی و تبادل تخصص‌های نظامی بین دو کشور فراهم می‌کند و همچنین توسعه ظرفیت‌های دفاعی و همکاری‌های گسترده‌تر برای ارتقای امنیت و ثبات در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی را دنبال می‌کند.

در بیانیه آمده است: «امضای این توافق، رابطه استراتژیک بین سومالی و قطر را تقویت کرده و تعهد مشترک دو کشور برای همکاری در زمینه دفاع، امنیت و همکاری نظامی بلندمدت را نشان می‌دهد.» فیقی این توافق را تاریخی توصیف کرد و در حساب کاربری خود در شبکه X نوشت که کشورش متعهد به «تقویت توانمندی‌های ارتش ملی» است. این توافق بیش از یک هفته پس از آن امضا شد که سومالی همه توافق‌های خود با امارات را در تاریخ ۱۲ ژانویه، از جمله توافق‌های دفاعی، امنیتی و بندری، لغو کرد و امارات را به تضعیف حاکمیت ملی خود متهم نمود. دولت سومالی در بیانیه‌ای اعلام کرد: «این تصمیم بر اساس گزارش‌ها و شواهد محکمی اتخاذ شد که اقدامات غیرقانونی برای آسیب زدن به حاکمیت، اتحاد ملی و استقلال سیاسی جمهوری فدرال سومالی را نشان می‌دهد.» این اقدام شامل همه توافق‌ها و مشارکت‌ها در بنادر بربرا، بوساسو و کیسمایو می‌شود.

همه علیه امارات و سومالی لند

اقدامات سومالی در شرایطی انجام شد که عربستان سعودی امارات را متهم کرد که از سومالی برای کمک به فرار رهبر جدایی‌طلب یمن، عیدروس الزبیدی، رئیس شورای انتقالی جنوبی که قبلاً توسط امارات حمایت می‌شد، استفاده کرده است. این فرار پس از درگیری میان جدایی‌طلبان جنوبی و نیروهای وفادار به دولت یمن تحت حمایت عربستان در حضرموت رخ داد. گزارش‌ها حاکی است که امارات همچنین شروع به عقب‌نشینی نیروهای نظامی و تجهیزات خود از موگادیشو و بندر بوساسو کرده، پس از آنکه دولت فدرال سومالی پروازهای نظامی و باربری اماراتی را از حریم هوایی کشور ممنوع اعلام کرد.

ابوظبی روابط نزدیکی با سومالی لند، منطقه‌ای به وسعت ۱۷۷ هزار کیلومتر مربع در ساحل خلیج عدن که در سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرده اما تنها توسط اسرائیل به رسمیت شناخته شده، دارد. یک شرکت معروف اماراتی مستقر در دبی، بندر استراتژیک بربرا در سومالی لند را تحت قرارداد ۳۰ ساله اداره می‌کند. امارات همچنین به آموزش نیروهای امنیتی آنها کمک کرده است. علاوه بر این، امارات در بندر کیسمایو در ایالت خودمختار جوبالند و بندر بوساسو در منطقه خودمختار پلنتند نیز مشارکت دارد. با توجه به این تنش‌ها، به نظر می‌رسد سومالی به دنبال تقویت روابط با رقبای منطقه‌ای امارات، یعنی قطر و عربستان سعودی است.

اسرائیل و محور جدایی طلب

به نوشته الجزیره، به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل یک حرکت ژئوپلیتیک است که نتیجه معکوس داده و مقاومت در برابر جدایی‌طلبی را تقویت کرده و یکپارچگی سرزمینی سومالی را استحکام بخشیده است. به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل در ۲۶ دسامبر، چندان ارتباطی با آرزوهای دیرینه جوامع ساکن در این منطقه جدایی‌طلب در شمال غرب سومالی نداشت. این اقدام در واقع محصول تغییرات ژئوپلیتیکی و نظم جهانی به شدت در حال تکه‌تکه شدن است. مسأله‌ای که پیش‌تر در حاشیه قرار داشت، اکنون به مرکز رقابت‌های قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی کشیده شده است.

غزه اسرائیل حماس

شاخ آفریقا و مسیر دریای سرخ، که با تنگه باب المندب یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان متصل است، به صحنه‌ای از رقابت شدید تبدیل شده‌اند. اسرائیل، کشورهای خلیج فارس، ترکیه، مصر، اتیوپی، اریتره و چین همگی اکنون درگیر این رقابت‌ها هستند. در این زمینه، به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل نشانه یک مسئله گسترده‌تر است: استفاده فزاینده از حرکت‌های جدایی‌طلبانه به عنوان ابزارهای برهم‌زننده استراتژی ژئوپلیتیک در خاورمیانه و شاخ آفریقا. آنچه برخی کارشناسان آن را «محور جدایی‌طلبی» می‌نامند، هم‌اکنون در لیبی، یمن، سودان، سومالی و سوریه قابل مشاهده است. این محور که توسط اسرائیل هدایت می‌شود و از سوی شبکه‌ای از شرکای منطقه‌ای حمایت می‌شود، کشورهایی را هدف می‌گیرد که دولت‌های مرکزی آن‌ها، به دلیل درگیری‌ها تضعیف شده‌اند و کنترل کامل بر قلمرو خود ندارند. منطق ساده است: تضعیف قدرت مرکزی، تقویت مناطق جداشونده و پرورش نهادهای وابسته‌ای که حاضر به همکاری با اسرائیل و امضای توافق‌های ابراهیم هستند.

رقابت بر سر دریای سرخ

فراتر از رقابت‌های ژئوپلیتیک، به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل ارتباط نزدیکی با رقابت بر سر دسترسی به دریای سرخ دارد. تنگه باب المندب، که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند، حدود ۱۰ درصد تجارت جهانی را عبور می‌دهد. کنترل بنادر و سواحل این مسیر، نفوذ زیادی بر تجارت بین‌المللی می‌دهد. بنابراین، ساحل طولانی سومالی لند به یک جایزه راهبردی تبدیل شده است. اسرائیل با به رسمیت شناختن این منطقه، به دنبال تثبیت موقعیت خود در جغرافیای استراتژیک شاخ آفریقا است. این رقابت در ژانویه ۲۰۲۴ آشکار شد، زمانی که اتیوپی یک یادداشت تفاهم بحث‌برانگیز با سومالی لند امضا کرد و در ازای دسترسی به دریا، به آن رسمیت داد. برای اتیوپی، پرجمعیت‌ترین کشور بدون ساحل جهان، این توافق جذابیت استراتژیک داشت. اما کوتاه‌مدت بود. در دسامبر ۲۰۲۴، پس از مذاکرات میانجی‌گری شده توسط ترکیه در آنکارا، سومالی و اتیوپی بر چارچوبی توافق کردند که حاکمیت سومالی را تأیید و دسترسی به دریا را تحت اختیار سومالی قرار داد، که نشان‌دهنده عقب‌نشینی از منطق به رسمیت شناختن در ازای دسترسی بود.

چین نیز به بازیگری فعال تبدیل شده است. تصمیم سومالی لند برای تقویت روابط با تایوان، توجه پکن را جلب کرد، زیرا چین به شدت به سیاست «چین واحد» پایبند است و هرگونه تعامل با تایپه را چالشی مستقیم می‌داند. در عین حال، چین همواره از حاکمیت و تمامیت سرزمینی سومالی حمایت کرده و از نفوذ دیپلماتیک و اقتصادی خود برای مقابله با دینامیک‌های جدایی‌طلبانه استفاده می‌کند. پکن اکنون در تلاش است تا مانع از به رسمیت شناختن سومالی لند توسط بازیگران کلیدی منطقه، از جمله اتیوپی شود. برای چین، شاخ آفریقا تنها درباره بنادر، مسیرهای حمل و نقل و منابع معدنی نیست؛ بلکه جلوگیری از گسترش سوابق جدایی‌طلبانه و مقابله با اقدامات تقویت‌کننده تایوان نیز اهمیت دارد. نتیجه، صحنه‌ای شلوغ و ناپایدار است که در آن رقابت‌های قدرت جهانی با آرزوهای محلی حل‌نشده تقاطع پیدا کرده است.

اتحاد جدید خاورمیانه و گزینه‌های سومالی

به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل، شتاب‌دهنده بازچینی گسترده‌تری در خاورمیانه بود. عربستان سعودی و امارات، که زمانی شرکای نزدیک بودند، اکنون به تدریج در تضاد قرار گرفته‌اند، در حالی که ترکیه، عربستان، قطر و مصر برای مقابله با آنچه «محور جدایی‌طلبی» می‌نامند، شروع به هماهنگی کرده‌اند. این تغییر نخستین بار با پیشروی شورای انتقالی جنوبی در یمن آغاز شد که به سوی اعلام استقلال حرکت کرد و سپس با به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل تشدید شد. برای عربستان، این تحولات تهدیدی مستقیم برای حوزه نفوذ و امنیت ملی‌اش بود. در پاسخ، ریاض رهبری تشکیل یک اتحاد منطقه‌ای جدید را بر عهده گرفت که ترکیه، مصر و قطر را گرد هم آورد تا علیه جنبش‌های جدایی‌طلب و حامیان خارجی آن‌ها عمل کنند.

photo_2026-01-20_19-28-02

هر عضو این اتحاد نگرانی‌های خاص خود را دارد،‌ مصر نگران است که به رسمیت شناختن این منطقه باعث تشویق اتیوپی شود، که با آن در مناقشه شدید سد رنسانس بزرگ اتیوپیایی درگیر است. ترکیه که بیش از یک دهه در امنیت و اقتصاد سومالی سرمایه‌گذاری کرده، فروپاشی دولت‌ها را تهدیدی مستقیم برای منافع استراتژیک خود می‌داند. عربستان محور جدایی‌طلبی را خطری وجودی می‌بیند، که از یمن آغاز شده و امنیت آن را مستقیماً تهدید می‌کند. این کشورها خود را مدافع حاکمیت و انسجام منطقه‌ای معرفی کرده و تلاش دیپلماتیک مشترک برای منصرف کردن واشنگتن از پیروی اسرائیل را سازماندهی می‌کنند.

برای سومالی، پیامدها جدی است. اکنون سیاست خارجی آن دیگر یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه فوریت دارد. عربستان، مصر، ترکیه و قطر منافع مستقیمی در حفظ حاکمیت، تمامیت سرزمینی و استقلال سیاسی سومالی دارند. با این حال، روابط خارجی سومالی اغلب ناپایدار و متناقض بوده است. در شرایط تهدید وجودی، سیاست «دو قطبی شدن» دیگر قابل دوام نیست و سومالی باید دیپلماسی خود را بازتنظیم کند و از موقعیت ژئوپلیتیک خود برای ایجاد شراکت‌های پایدار و قابل اعتماد استفاده کند.

وقتی به رسمیت شناختن نتیجه معکوس می‌دهد

به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل یک اقدام منفرد نیست، بلکه بخشی از استراتژی گسترده‌تری به نام «محور جدایی‌طلبی» است که از شکنندگی دولت‌های جنگ‌زده در لیبی، یمن، سودان، سومالی و سوریه بهره می‌برد. با تقویت مناطق جدایی‌طلب، اسرائیل با حمایت شرکای منطقه‌ای کلیدی، به ویژه امارات، در تلاش بوده نظم منطقه‌ای را بازسازی کند؛ اما در عوض مقاومت جدی ایجاد کرده است. یادداشت تفاهم ناکام اتیوپی با سومالی لند، دفاع فعال چین از حاکمیت سومالی و تشدید اختلاف بین عربستان و امارات همه ناپایداری و محدودیت‌های این رویکرد را نشان می‌دهند. برای سومالی لند، پیوند دادن استراتژی به رسمیت شناختن به اسرائیل نتیجه معکوس داده، انزوای دیپلماتیک آن را افزایش داده و مخالفت داخلی و کاهش کنترل سرزمینی را تشدید کرده است.

برای سومالی، درس به همان اندازه واضح است: بقای آن به عنوان یک دولت مستقل اکنون به فوریت، انسجام داخلی و همسویی محکم با اتحاد جدید خاورمیانه وابسته است، که علیه تکه‌تکه شدن و جدایی‌طلبی موضع گرفته است. به جای پیشبرد اهداف جدایی‌طلبانه، به رسمیت شناختن سومالی لند توسط اسرائیل، اجماع بین‌المللی درباره تمامیت سرزمینی سومالی را تقویت کرده و محدودیت‌های به رسمیت شناختن به عنوان ابزار ژئوپلیتیک را در نظم جهانی در حال تکه‌تکه شدن آشکار کرده است.