اکوایران: به گفتۀ شماری از تحلیل‌گران، دولت پکن امیدوار است که جنگ کنونی و تمرکز دوبارۀ ایالات متحد به منطقۀ خاورمیانه و انتقال نیروی بیشتر از خاور دور به این منطقه در نتیجۀ طولانی شدن جنگ، به بازآرایی تعادل نیروها در منطقۀ خاور دور به سود چین کمک کند. از سوی دیگر ناامنی ایجادشده برای کشورهای عربی کرانۀ خلیج فارس، می‌تواند راه را برای تعمیق روابط چین با این کشورها در آینده هموار گرداند.

به گزارش اکوایران، پکن امیدوار است که استقرار دوبارۀ نیروهای واشنگتن از آسیا به خاورمیانه، تعادل قدرت منطقه‌ای را بیشتر به سود او تغییر دهد.

تغییر تعادل قدرت

به نوشته فایننشیال تایمز، ناوگان آبی-خاکی یو‌اس‌اس تریپولی در حال گذر از سنگاپور و سایه افکنده بر سر کشتی‌های تجاری، تصویری قدرتمند از قدرت نظامی ارائه داد که دهه‌هاست چیرگی ایالات متحد در آسیای خاوری را تضمین کرده است.

بااین‌حال، تریپولیِ مملو از تفنگداران دریایی و بالگردها، در حال حرکت از پایگاه خود در ژاپن به‌سوی خاورمیانه بود؛ بخشی از استقرار دوباره در خاورمیانه برای پشتیبانی جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران که برخی در پکن آن را تغییر بیشتر تعادل قدرت منطقه‌ای به سود چین می‌بینند.

پکن از آب گل‌آلود در خاورمیانه ماهی می‌گیرد؟

لی ییهو، عضو به‌اصطلاح پارلمانِ چین، این ماه در اظهاراتی که به‌گونۀ غیرمعمولی آشکار بودند به خبرنگاران در پکن گفت: «اگر حضور نظامی آمریکا در آسیا-اقیانوسیه تضعیف شود، می‌توانید پیامدها را تصور کنید. چه کسی سود خواهد برد؟» لی افزود که ارتش آمریکا در لحظه‌ای که «قدرت ارتش آزادی‌بخش خلق به‌تندی در حال توسعه است،» خود را بیش از اندازه به درگیری انداخته است.

جابه‌جایی نیروهای آمریکا و همچنین بخش‌هایی از سیستم دفاع موشکی تاد از کره جنوبی، نشانگر کاهشی کوچک، اما از جنبۀ نمادین مهم، در حضور آمریکا در آسیاست. برای چین، این اقدامات، درشرایطی‌که توجه واشنگتن صرف یک باتلاق عمیق‌شونده در خاورمیانه شده و پکن در حال افزایش فشار نظامی بر تایوان است، فرصت‌های راهبردی را که می‌تواند از قمار ترامپ بر سر ایران ناشی شود، برجسته می‌سازد. یان سان از مؤسسۀ استیمسون در واشنگتن می‌گوید: «اکنون با ادامۀ جنگ در ایران و اینکه آمریکا چنین مشغولیتی دارد... این [برای چین] فرصت بسیار خوبی است.»

تجاوز آمریکا علیه ایران به اهداف تبلیغاتی چین نیز خدمت می‌کند. پکن تلاش کرده است خود را به‌عنوان ستون ثبات در مقایسه با یک آمریکای پیش‌بینی‌ناپذیر نشان دهد. تحلیلگران می‌گویند که در بلندمدت، بهره‌برداری یک‌جانبۀ واشنگتن از زور می‌تواند برای پکن توجیه‌گر هرگونه اقدام آینده علیه تایوانی باشد که آن را بخشی از قلمرو خود می‌داند.

فرصت‌ها و تهدیدهای جنگ خاورمیانه برای چین

رتوریک رسمی چین در مورد این جنگ نسبتاً ملایم بوده است. به گفتۀ تحلیل‌گران، بااین‌که رسانه‌های دولتی یورش آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرده‌اند، اما تا حد زیادی از انتقاد مستقیم از ترامپ خودداری کرده‌اند، چراکه شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، شاید مایل به پرهیز از بیگانگی از او باشد. ترامپ به دلیل جنگ، سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به پکن را در این ماه به تعویق انداخت. بااین‌حال، تحلیل‌گران معتقدند که شی، با توجه به اینکه اقتصاد داخلی چین تحت فشار است و تا حد زیادی به صادرات برای رشد وابستگی دارد، مشتاق نگاهداری مناسبات دیپلماتیک و حفظ آتش‌بس تجاری میان این دو ابرقدرت اقتصادی است.

این جنگ همچنین خطر افزایش هزینه‌ها در چین، به‌عنوان بزرگترین واردکنندۀ نفت جهان و فشار بیشتر بر حاشیۀ سود تولیدکنندگان را در بر دارد؛ درحالی‌که تقاضای ضعیف در داخل کشور باعث رقابت‌های مرگبار قیمتی شده است. به گفتۀ تحلیل‌گران، کمپین ایالات متحد و اسرائیل از دید پکن پنهان نخواهد ماند. بااین‌حال، چه‌بسا شی ترامپ را که در مقایسه با پیشینیان خود صدای آرام‌تری در پشتیبانی از تایوان داشته است، به‌سان بهترین امید برای متقاعد ساختن آمریکا به کاستن از پشتیبانی خود از تایپه، یا کاهش سرعت فروش سلاح به آن نیز ببیند.

جدال ایفردا، کارشناس چین و خاورمیانه در مؤسسۀ آبا اِبان برای دیپلماسی و روابط خارجی در اسرائیل، چنین می‌گوید: جنگ ایران «به چین اهرم بیشتری در مذاکرات کلی خود با واشنگتن می‌دهد.» مطابق تحلیل او چین می‌تواند پیشنهاد دهد که نفت بیشتری از آمریکا خریداری کند تا جایگزین عرضۀ مختل‌گشتۀ ایران گردد.

چینی‌ها با کدام طرف بیشتر گرم خواهند گرفت؟

جنگ در ایران هزینه‌ها را در چین به‌عنوان بزرگترین واردکنندۀ نفت جهان افزایش خواهد داد. درهمین‌حال، روابط تاریخی نزدیک پکن و تهران در سال‌های اخیر به سردی گراییده است. شی بی‌درنگ پس از آغاز جنگ، تسلیت عمومی ابراز نکرد و در عوض حدود یک هفته بعد یک معاون وزیر نسبتاً پایین‌رتبه را برای تسلیم پیام تسلیت به سفارت ایران در پکن فرستاد. به گفتۀ لی روی، خبرنگار شبکه تلویزیونیِ عمدتاً دولتیِ فونیکس، «ایران اغلب رابطه را به‌سان هم‌سنگر بودن در مخالفت با هژمونی و یکجانبه‌گرایی توصیف می‌کند،» لی این را در طول پخش برنامه‌ای از کنفرانسی که وزارت امور خارجۀ ایران در تهران در ماه دسامبر برگزار کرده بود، گفت؛ او افزود: «اما چیزی که چین بیشتر به آن اهمیت می‌دهد، ریسک کنترل‌پذیر، بازدهی محاسبه‌پذیر و محیط همکاری است.»

چین روابط نزدیک‌تری را با کشورهای خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، امارات متحد عربی و عراق دنبال کرده است، چراکه پکن به‌دنبال تنوع بخشیدن به منابع انرژی و بازارهای کالاهای چینی بوده است.

به گفتۀ ژائو های، پژوهشگر مؤسسۀ اقتصاد و سیاست‌های جهانی، آکادمی علوم اجتماعی چین: «ما شریک راهبردی ایران هستیم، اما همزمان شریک راهبردی تمام کشورهای خلیج فارس نیز هستیم». این روابط [میان چین و کشورهای عربی کرانۀ خلیج فارس] می‌تواند پس از آنکه تهران در پاسخ به حملات آمریکا-اسرائیل به کشورهای خلیج فارس حمله کرد، ژرف‌تر هم بشود؛ کشورهایی که از اکنون در حال سنجش محدودیت‌های تضمین‌های امنیتی واشنگتن هستند. به گفتۀ جدال ایفردا: «وقتی آنها تلاش می‌کنند به آینده خود بیندیشند، باز هم... مدل اقتصادی چین از نظر آنچه به دنبالش هستند، بسیار جذاب‌تر خواهد بود.»

تعادل تازۀ قوا به نفع کدام ابرقدرت خواهد بود؟

بااین‌حال، برخی تحلیلگران استدلال کرده‌اند که اقدامات آمریکا علیه ایران و ونزوئلا، جایی که آمریکا در ژانویه رهبر سابق نیکولاس مادورو را ربود، با تضعیف کشورهای وابسته و حذف منابع نفت ارزانِ تحریم‌شده، به جایگاه چین آسیب خواهد زد.  

درنهایت به گفتۀ تحلیل‌گران، میزان بازآرایی تعادل قوا در آسیای خاوری به این بستگی خواهد داشت که جنگ ایران چقدر طول بکشد و آیا واشنگتن می‌تواند در جلوگیری از جریان نفت در معرض تحریم موفق شود یا خیر. «اینکه آیا چین در درگیری جاری در خاورمیانه برنده یا بازنده می‌شود، بستگی به این دارد که آیا جنگ به‌تندی پایان می‌یابد یا خیر،» این گفتۀ جیمز چار، کارشناس چین در مدرسه مطالعات بین‌المللی اس. راجاراتنام در سنگاپور است. او می‌افزاید که اگر جنگ طول بکشد «به دور نگاه داشته شدن ایالات متحد از منطقۀ هند-اقیانوسیه» به این معنی است که «وضعیت واشنگتن در این بخش از جهان تضعیف شده است.»