اکوایران: گزارش زیر از رسانه اکونومیست به فرصت‌هایی می‌پردازد که جنگ کنونی در خاورمیانه ممکن است برای دولت چین و تحقق برنامه‌های آن برای قرن بیست‌ویکم فراهم آورد. بااین‌حال، دورنمای این جنگ چه‌بسا آنچنان هم که بعضی از کارشناسان چینی تصور می‌کنند، برای دولت چین نویدبخش برتری و پیروزی نباشد.

به گزارش اکوایران، از نگاه برخی تحلیل‌گران، جنگ بزرگ در خاورمیانه منجر به تضعیف پکن خواهد شد، اما واقعیت‌های روی زمین این انگاره را با تردید روبرو کرده است.

اشتباه بزرگ؛ دشمن را هنگام خطا متوقف نکن

به نوشته اکونومیست، آمریکا با  ادعای دگرگونی در خاورمیانه و مهار برنامه هسته‌ای وارد جنگ علیه ایران شد. از نگاه تندروهای هوادار این جنگ، این اقدام همچنین جهان را با ترساندن چینِ در حال صعود دچار دگرگونی می‌کرد و نشان می‌داد که کنترل ایالات متحد بر جریان نفت، چین را آسیب‌پذیر ساخته و بازدارندگی را از طریق مقایسه برتری نظامی ایالات متحد با چین و بی‌میلی یا ناتوانی چین در نجات دوستانش تقویت می‌کرد.

اما یک ماه پس از آغاز درگیری‌ها، از نگاه پکن، این منطق گمراه‌کننده و مغرورانه به نظر می‌رسد. مجله اکونومیست با دیپلمات‌ها، مشاوران، پژوهشگران، کارشناسان و مقامات کنونی و پیشین چین گفت‌وگو کرده است. کم‌وبیش همه آن‌ها جنگ را یک خطای جدی آمریکایی می‌دانند.

چین، به گفته آن‌ها، کنار ایستاده است، زیرا رهبرانش به این مَثَل منسوب به ناپلئون بناپارت واقف‌اند که مطابق آن وقتی دشمنانش از بلندی در اوسترلیتز [جایی که ناپلئون در آن پیروزی چشمگیری به دست آورد] عقب می‌نشستند، گفت: «هرگز دشمن خود را وقتی دارد اشتباه می‌کند، متوقف نکنید.»

بی‌پروایی در برابر دوراندیشی

بسیاری از چینی‌ها می‌گویند این جنگ سرعت نزول آمریکا را افزایش می‌دهد. آن‌ها تجاوزگری آمریکا را تأییدی بر تمرکز رئیس‌جمهور شی جینگ ‌پینگ بر امنیت به جای رشد اقتصادی می‌بینند و انتظار دارند صلح، آنگاه که رخ دهد، فرصت‌هایی را برای چین فراهم کند تا از آن بهره ببرد. تنها در پس‌زمینه نگرانی‌ و نشانه‌ای از احتمال محاسبه نادرست چین وجود دارد:

نخست، در پکن این دیدگاه حاکم است که علت حمله ایالات متحد به ایران نگرانی از افول قدرتش است؛ مانند مورد بریتانیا در قرن نوزدهم، نمایش قدرت نظامی فوق‌العاده آمریکا با فقدان هدف یا محدودیت تناقض دارد. رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، توصیه‌های کارشناسان را رد کرده و تهدیدات بی‌پروایی صادر کرده است. در واقع، او راهبردی ندارد و کشورش را در معرض شکست قرار داده است. کارشناسان چینی امیدوارند که این جنگ گفت‌وگو درباره نزول آمریکا را تشدید کند. تأملات ترامپ درباره عملیات زمینی نشانه‌ای است از اینکه چگونه یک گام نسنجیده می‌تواند به مرحله بعدی منجر شود. حتی ممکن است چه‌بسا آمریکا برای سال‌ها در خاورمیانه درگیر خاموش ساختن منازعات بشود. تمام این مسائل حواس آمریکا را از شرق آسیا پرت می‌کند؛ جایی که اگر چین بتواند به هدف خود برسد، قرن بیست‌ویکم در آنجا شکل خواهد گرفت. این جنگ همچنین کشورهای وابسته به آمریکا را نگران خواهد کرد. متحدشان نه‌تنها کمتر قابل اعتماد شده است، بلکه هزینه بی‌ملاحظه‌گری آمریکا را در قالب انرژی و مواد خام گران‌قیمت می‌پردازند. آیا کشورهای آسیایی به همین دلیل محتاط‌تر خواهند شد تا مبادا چین آزرده کنند؟

چین هوش مصنوعی

دوم، مقامات چینی بر این باورند که جنگ، خردمندانه بودن تأکید شی بر خوداتکایی در فناوری و کالاها را نشان می‌دهد، ولو اینکه این تلاش‌ها به قیمت افت رشد اقتصادی تمام شده باشد؛ رشد اقتصادی‌ای که هنوز به‌گونه سرسختانه و هدررفته کمتر از پتانسیل واقعی اقتصاد چین است. شی تلاش کرده چین را از بسته شدن گلوگاه‌های راهبردی محافظت کند. او یک ذخیره استراتژیک 1.3 میلیارد بشکه‌ای نفت خام ایجاد کرده که برای چند ماه کفایت می‌کند. او تولید انرژی را در راستای انرژی‌های هسته‌ای، خورشیدی و بادی گوناگون کرده و همزمان استفاده از زغال‌سنگ داخلی را حفظ کرده است. چین آشکارا عمل‌گرایانه رفتار کرده و تجارت نفت ایران را تسهیل می‌کند. یکی دیگر از کارهای شی این بوده که در گلوگاه‌های راهبردی خود سرمایه‌گذاری کند تا در برابر ایالات متحد بازدارندگی ایجاد شود. سال گذشته، پس از اینکه ترامپ تعرفه‌ها را افزایش داد، او تهدید کرد که عرضه فلزات خاکی کمیاب و حیاتی برای الکترونیک و فناوری سبز را محدود خواهد کرد؛ اگرچه پس از آنکه آمریکا منابع جایگزین یافت، این اهرم هم کاهش خواهد یافت. شی در حال حاضر به‌دنبال نقاط فشار تازه است؛ از جمله مولکول‌های حیاتی دارویی، برخی تراشه‌ها و آماد. او می‌خواهد چین در فناوری‌های نوین مانند محاسبات کوانتومی و رباتیک برتری یابد؛

سرانجام، جنگ فرصت‌هایی ایجاد خواهد کرد. کشورهای خلیج فارس و ایران قراردادهای سودآور بازسازی ارائه خواهند کرد. بسیاری از کشورها که نگران تحریم‌های آینده در تنگه هرمز هستند، تمایل خواهند داشت فناوری سبز چینی خریداری کنند، از جمله تجهیزات تولید انرژی خورشیدی، بادی و باتری که همه با ظرفیت مازاد مواجه‌اند. درحالی‌که ایالات متحد گاهی گرم و گاهی سرد عمل می‌کند، منافع خودخواهانه و محتاط چین دست‌کم قابل اعتماد است.

مخاطرات دست‌کم گرفتن آمریکا

چین همچنین باور دارد که می‌تواند از وضعیت آمریکا بهره‌برداری کند. چه‌بسا ترامپ با تضعیف موقعیتش در برابر ایران، مذاکره‌پذیرتر باشد. در اجلاس ماه می او با  شی در پکن، چین امیدوار است زمینه را برای توافقی فراهم کند که استفاده آمریکا از تعرفه‌ها و کنترل صادرات را محدود کند و شاید چارچوبی برای سرمایه‌گذاری چین در آمریکا ایجاد نماید. ایده‌آل برای چین این است که ترامپ اعلام کند آمریکا مخالف استقلال تایوان است و از اتحاد مسالمت‌آمیز حمایت می‌کند؛ تغییری نسبت به ابهام سنجیده‌شده و فرموله‌شده به دست هِنری کیسینجر.

بااین‌حال، خوش‌بینی چین با نگرانی همراه است. کارشناسان از چگونگی استفاده نیروهای مسلح آمریکا از هوش مصنوعی برای هماهنگی عملیات شگفت‌زده شده‌اند. این یک دلیل دیگر است برای رد این ایده که شی بی‌صبرانه مشتاق حمله به تایوان است. همان‌طور که ایران نشان داده، جنگ غیرقابل پیش‌بینی است؛ و اگر آمریکا در حال افول باشد، جنگ لازم نخواهد بود. نگرانی‌های دیگر از نوع اقتصادی هستند. اگر جنگ طولانی شود، آسیب به چین و صادراتش افزایش خواهد یافت، حتی اگر دیگر کشورها آسیب بیشتری ببینند.

چین و آمریکا

با وجود تحلیل‌های موشکافانه چین، این کشور یک نقطه کور راهبردی دارد. اندیشمندان چینی بیش از حد از تصور سناریویی که در آن ایالات متحد به‌عنوان یک قدرت یاغی عمل کند و نظم جهانی را که خود آن را ایجاد کرده است از میان ببرد، طفره می‌روند. اگرچه چین دوست دارد از ارزش‌های غربی شکایت کند، اما تحت قوانینی که آمریکا برای پاسداری از آن‌ها تلاش کرده، شکوفا شده است. یک سیاره ناپایدار برای چین ناراحت‌کننده خواهد بود. بی‌نظمی جهانی رشد مبتنی بر صادرات آن را تضعیف می‌کند. این امر برای حزبی که مشروعیتش بر رفاه، نظم آهنین و استثنائیت چینی استوار است، جای نگرانی دارد.

ممکن است این سناریو همزمان با افول ایالات متحد رخ دهد؛ اما قطعی نیست. ایالات متحد در مواجهه با تغییرات فناوری و سیاسی بارها توانایی شگفت‌آور خود برای بازآفرینی را نشان داده است. در مقابل، چین محتاط، پیر و مقید به ایدئولوژی حزب است. تاکنون، هر زمان که آمریکا امنیت جهانی را تأمین نمی‌کند، تمایلی به مداخله نداشته است. چین بسیار بر روی این فرض که آمریکا در میان هرج‌ومرجی که ایجاد می‌کند موفق نخواهد شد، حساب باز می‌کند. آینده‌ای وجود دارد که در آن آمریکا آشوب را در آغوش می‌کشد و چین خود را تعطیل می‌کند. آن آینده ممکن است متعلق به آمریکا باشد.