چرا پوتین از اوکراین دست نمیکشد؟
اکوایران: اوکراین در برابر جنگ غیرواقعیت مقاومت میکند. پیشفرض پوتین برای تهاجم این است که اوکراین وجود ندارد.

ترجمۀ مسعود یوسفحصیرچین
شکاف امروز در سیاست، شکاف بین واقعیت و غیرواقعیت است. آنهایی که به دنبال حکومت بر جهان هستند، تجربۀ انسانی را مخدوش و حافظه را کمرنگ میکنند و همکاری و دوستی را به امری مضحک و غیرقابل تصور تبدیل مینمایند. بهجای اینکه حاملان حقیقت باشیم، قرار است بهعنوان گرههای تنهای یک شبکه قدرت عمل کنیم.
اوکراین در برابر جنگ غیرواقعیت مقاومت میکند. پیشفرض پوتین برای تهاجم این است که اوکراین وجود ندارد. نه دولتی وجود دارد، نه ملتی. اوکراین فقط سوءتفاهمی است که میتوان آن را با خشونت و پروپاگاندا تصحیح کرد. بنابراین این کشور باید اشغال میشد، کودکانش باید دوباره آموزش میدیدند و هرکسی که به نوعی در سیاست دخالت داشت باید کشته میشد.
دروغهای روسیه برای خارجیها بر همان پیشفرض بنیادینِ عدم وجود مستقر است. اوکراینیها میخواهند روس باشند ــزیرا وجود ندارند. دولت اوکراین نامشروع است ــزیرا هیچ ملت اوکراینی وجود ندارد که بتواند آن را انتخاب کند. ما حکومت اوکراین یا اوکراینیها را «نازی» مینامیم ــنه به این دلیل که این امر پایهای در واقعیت دارد، بلکه به این دلیل که این امر حذفشان را توجیه میکند. ما ادعا میکنیم که اوکراین بخشی از یک توطئه است ــاگر واقعی باشد، اوکراین وجود ندارد.
ادعاهای مربوط به اینکه روسیه به نوعی مجبور شد به دلیلِ ناتو به اوکراین حمله کند نیز به این ایده برمیگردد که اوکراین وجود ندارد. داستان از این پیشفرض شروع میشود که فقط ناتو عاملیت دارد و فقط ناتو میتواند عمل کند. بنابراین روسیه در هر کاری که انجام میدهد بیتقصیر است و اوکراین فقط یک مهره است. در این روایت، مشکل این است که ناتو میخواست به شکل بیحدوحصری «بزرگ» شود یا «گسترش» یابد. اما اوضاع اینطوری نبود. قبل از سال ۲۰۱۴، ناتو از مسائل سیاست اوکراین نبود. در آن زمان، اوکراین نمیتوانست به ناتو بپیوندد زیرا توافقات نظامی با روسیه این امر را غیرممکن میکرد. در سال ۲۰۱۴، روسیه به هر حال به اوکراین حمله کرد. سپس اوکراینیها، بهطور کاملاً منطقی، به این نتیجه رسیدند که شاید پیوستن به ناتو ایدۀ خوبی باشد.
ولادیمیر پوتین دلیلی به ما نمیدهد که باور کنیم که واقعاً از حملۀ ناتو میترسد. اگر رهبران روسیه از چنین احتمالی میترسیدند، آخرین کاری که انجام میدادند، حملۀ تمامعیار به اوکراین بود، کاری که در سال ۲۰۲۲ انجام دادند. این کار معادل قربانی کردن بیشتر ارتش خود در داخل کشوری است که عضو ناتو نیست. اگر روسها از حملۀ ناتو میترسیدند، موقعیتی ایجاد نمیکردند که فنلاند و سوئد به ناتو بپیوندند، اتفاقی که افتاده است. با حمله به اوکراین، روسیه مرز جدید و بسیار طولانیتری با ناتو ایجاد کرد: مرزش با فنلاند. اما چون روسیه از حملۀ ناتو نمیترسد، نیازی به محافظت جدی از آن مرز ندارد و این کار را نمیکند. روسیه تمام توان خود را علیه اوکراین به کار میگیرد، زیرا به دلایل خودش به اوکراین حمله کرده است.
به هر روی، آیا به یاد دارید که در سال ۲۰۱۴ روسیه به اوکراین حمله کرد؟ آن تهاجم پیروزی بزرگی برای غیرواقعیت بود. رویدادی بسیار ساده ــتهاجم کشوری به کشور دیگرــ با استفاده از تکنیکهای رسانههای اجتماعی پوشش داده شد. در اقدامی پیشگامانه در سیاست غیرواقعیت، روسها آسیبپذیریهای غربیها را با پیامهایی هدف قرار دادند که با باورهای قبلی آنها همخوانی داشت و بدین ترتیب آنها را از عمل بازمیداشتند یا حتی آنها را جذب روسیه میکردند. به راست افراطی گفتند اوکراین بخشی از یک توطئۀ یهودی است. به چپ افراطی گفتند که اوکراینیها نازی هستند. همۀ اینها راههای متفاوتی برای گفتن این بود که اوکراین واقعی نیست. و به همه گفتند که اوکراین تاریخ، فرهنگ، زبان و ... ندارد.
در سال ۲۰۱۴، روسها یک پیروزی کاملاً واقعی به دست آوردند: حتی اگر جزئیات پروپاگاندایشان را نپذیریم، بسیاری از ما هنوز با ترتیب اساسی وقایع مشکل داریم: در سال ۲۰۱۴، روسیه به اوکراین حمله کرد و سپس ناتو در اوکراین محبوب شد. روسیه با تهاجم خود توافقات نظامی را باطل کرد. وقتی دربارۀ «بزرگ شدن ناتو» یا «گسترش ناتو» صحبت میکنیم، داستانی را میپذیریم که در آن روسیه مرتکب هیچ اشتباهی نشده است. اما بهطور موذیانهتر، این پیشفرض را میپذیریم که اوکراینیها در این روایت هیچ نقشی ندارند. در نظر نمیگیریم که در سال ۲۰۱۴ چه بر سر آنها آمد، تهاجم روسیه به کشورشان، و چرا واکنشی که نشان دادند منطقی بود.
حملات اساسی کرملین و متحدانش به ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، به همان غیرواقعیت بازمیگردد. ایدۀ اینکه او رئیسجمهوری مشروع نیست، هیچ پایهای در واقعیت سیاسی یا قانون اساسی کشورش ندارد. این ادعا به همان دروغهای اساسی بازمیگردد که بر این پیشفرض استوارند که اوکراین واقعی نیست. او نمیتواند رئیسجمهور باشد زیرا یک «نازی» است ــادعایی مضحک که کرملین، که در واقع مرکز جهانی فاشیسم است، آن را مدام تکرار میکند. او همچنین نمیتواند رئیسجمهور باشد چون یهودی است. و در اینجا یهودستیزی روسیه کاملاً واقعی است، مانند یهودستیزی بسیاری از افرادی که مشروعیت زلنسکی را زیر سوال میبرند.
آنچه کرملین در سال ۲۰۱۴، زمان نخستین حملهاش به اوکراین، و در سال ۲۰۲۲، زمان آغاز تهاجم تمامعیار، از آن میترسید، سیاست مبتنی بر واقعیت بود. در حالی که پوتین در روسیه توانست محیط اطلاعاتی را کنترل کند، هیچ فردی در اوکراین نتوانست چنین کند. در حالی که انتخابات در روسیه (با ارفاق) پس از سال ۱۹۹۶ ساختگی بود، در اوکراین رقابتی و حتی غیرقابلپیشبینی بود. در اوکراین، مردم تمایلی نگرانکننده (برای کرملین) به نشان دادن رفتار بر اساس تشخیص خود از اولویتها داشتند و حتی حاضر بودند برای آنها جانشان را به خطر بیندازند.
ادعاهای مربوط به غیرواقعی بودن اوکراینیها، هیچ ویژگی برجستهای ندارد. اوکراینیها صرفاً روسهایی هستند که از این موضوع بیخبرند. آنها فقط بخشی از یک توطئۀ بزرگترند. آنها فقط مهرههایی در صفحه شطرنج استراتژیک بین روسیه و آمریکا هستند. هیچکدامشان حقیقت ندارد و هیچکدامشان واقعی نیست. بخش زیادی از آن خودمتناقض است. اما لازم نیست منطقی باشند، چون منبعشان نه منطق، بلکه همرنگی با جماعت و درد است. یک طرفِ غیرواقعیت، نمایش است: رسانههای اجتماعی، تلویزیون، همکاری میلیاردرهای فاشیست. طرف دیگر خشونت است: در مورد اوکراین، یک ارتش متجاوز، اعدام، اتاق شکنجه و مراکز بازآموزی برای کودکان ربوده شده.
از دیگر سو، واقعیت مقاومت اوکراین، خشن و انسانی است. رئیسجمهور محبوبی وجود دارد که در عالم سیاست تازهوارد بود. دولتی وجود دارد که همچنان به کار خود ادامه میدهد. جامعۀ مدنی باتجربهای وجود دارد که در اعتراضات آموزش دیده و مهارتها و اعتماد خود را به وظایف جدیدی اختصاص داده است. یک بخش فناوری قابل توجه وجود دارد که در راههای جدید جنگیدن از روسها جلوتر است. میان همۀ این گروهها همکاری وجود دارد. این همکاری همیشه روان و خالی از احساسات شدید نیست. اما واقعی است، از این جهت که از حقایق و تعهدات انسانی برمیخیزد. و این برای پوتین مشکلساز است. ادعای عدم وجود اوکراین در واقع این ادعاست که هیچ چیز مشابهی به این هرگز نباید وجود داشته باشد.
اوکراینیها سه سال جنگیدهاند و بیش از آنچه کسی باید برای اثبات واقعیت خود ارائه دهد، گواه آوردهاند. وقتی به سه سال جنگ وحشتناک فکر میکنیم، میتوانیم به این هم فکر کنیم که چرا مردم مواضع خاصی را اتخاذ میکنند. این مسئله فراتر از اوکراین و روسیه است. دروغهای خاص روسیه در ذهن افرادی که رویکرد کلی کرملین را میپذیرند، کارگر میافتد.
لازم نیست روس باشید تا طرف غیرواقعیت را بگیرید، تا معتقد باشید که زور حق میآورد، که واقعیتها و ارزشها وجود ندارند، که همۀ مخالفان باید تحقیر شوند و دموکراسی یک فریب است. و لازم نیست اوکراینی باشید تا طرف واقعیت را بگیرید، تا باور داشته باشید که برخی چیزها واقعاً حقیقت دارند، برخی چیزها ارزش اهمیت دادن دارند، که ما، کسانی که در این زمینه توافق داریم، میتوانیم باهم کار کنیم و دوست شویم و میشود شکل بهتری از سیاست وجود داشته باشد.
تیتر یک در اکوایران
پربینندهترینها
-
سقوط آزاد قیمت بیت کوین/ خروج یک میلیارد دلار سرمایه از ETFهای بیتکوین در یک روز
-
ایرانخودرو: ۱۰ ایراد اساسی در خودروها شناسایی و برطرف شد
-
پسلرزههای سقوط اسد در قفقاز جنوبی؛ چه کسی برنده تغییر موازنه جدید شد؟
-
تارا و پژو 207 با سر به زمین خوردند
-
ظریف: دیپلماسی از انحصار دولت خارج شده است
-
پیشبینی بورس شنبه 11 اسفند 1403/ خروج سرمایهگذاران ترسو از بورس
-
معادله قیمت در ایران خودروی خصوصی
-
اکونومیست: جهان در آستانه نظمی نوین است
-
آخرین خبر از ستاد استهلال/ هلال ماه رمضان امشب با ابزار هم قابل رویت نیست