اکوایران: هم‌زمان با انتشار پیام امانوئل ماکرون خطاب به دونالد ترامپ و واکنش تهران به تهدیدهای واشنگتن، روابط ایران و آمریکا بار دیگر در فضای مبهمی میان دیپلماسی و تقابل نظامی قرار گرفته است؛ فضایی که قاسم محبعلی، دیپلمات پیشین در گفت‌وگو با اکوایران آن را بیش از آنکه نشانه اقدام عملی باشد، بازتاب یک جنگ روانی و بازی پیام‌ها دانست که آینده این پرونده را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

به گزارش اکوایران، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، روز گذشته -۳۰ دی‌- متن پیامی از امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه را خطاب به خود منتشر کرد؛ پیامی که در آن، ماکرون با تأکید بر همسویی دو کشور در پرونده سوریه، از آمادگی برای همکاری گسترده‌تر درباره ایران سخن گفته و در عین حال نسبت به مواضع واشنگتن درباره گرینلند ابراز تعجب کرده بود.

در بخش دیگری از این پیام، رئیس‌جمهوری فرانسه پیشنهاد داده بود پس از برگزاری نشست داووس، نشستی از گروه هفت را روز پنج‌شنبه در پاریس برگزار کند و در حاشیه آن، نمایندگانی از اوکراین، دانمارک، روسیه و سوریه نیز حضور داشته باشند. ماکرون همچنین از ترامپ خواسته بود پیش از بازگشت به آمریکا، در یک ضیافت شام در پاریس با یکدیگر دیدار کنند.

در همین زمینه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، امروز -۱ بهمن- با واکنش به این تحولات گفت: اروپا اکنون با تبعات سیاست‌های گذشته خود در قبال ایران روبه‌رو شده است؛ آن هم در شرایطی که رفتاری مشابه از سوی ایالات متحده را تجربه می‌کند. به گفته عراقچی، تهدید دونالد ترامپ برای تصاحب گرینلند، اگرچه از منظر حقوق بین‌الملل و حتی چارچوب موسوم به «نظم قانون‌محور» اقدامی کاملاً غیرقانونی به شمار می‌رود، اما اروپا شایسته مواجهه با چنین رفتاری است.

از طرفی دو طی دو هفته اخیر ایران و ایالات متحده آمریکا در وضعیت تنش تقابل نظامی و بازگشت به میز مذاکره قرار دارند. پیام‌های متناقض از کاخ سفید مبنی پالس مذاکراتی و بررسی گزینه حمله به ایران، وضعیت سیاسی و امنیتی دو کشور و همچنین کشورهای منطقه را در حالت ابهام و سرگردانی قرار داده است.

محبعلی: دیپلماسی ایران در وضعیت انفعالی قرار دارد

قاسم محبعلی

قاسم محبعلی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در گفت‌وگو با اکویران با اشاره به مناسبات ایران با آمریکا و اروپا تأکید کرد که در سطح اصولی، اختلاف بنیادینی میان طرف‌های غربی درباره نحوه مواجهه با ایران وجود ندارد، هرچند ممکن است در شیوه و تاکتیک‌های برخورد تفاوت‌هایی دیده شود.

او پیام‌های مکرون و ترامپ را بیشتر یک بازی روانی قلمداد کرد و گفت: ایران و کشورهای غربی از نظر اصولی دچار اختلاف جدی با یکدیگر نیستند و اگر اختلافی وجود دارد، بیشتر به نوع و شیوه برخورد بازمی‌گردد. حتی ممکن است در برخی موارد، کشورهای اروپایی به‌ویژه به دلیل مسئله اوکراین، مواضعی تندتر از آمریکایی‌ها اتخاذ کنند. بنابراین مسئله اصلی در این حوزه، اختلافات بنیادین نیست.

او با انتقاد از برخی رویکردها در سیاست خارجی ایران افزود: تحقیر اروپا به هیچ‌وجه شایسته سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیست و چنین رفتاری با منافع و جایگاه دیپلماتیک کشور همخوانی ندارد.

این دیپلمات پیشین در پاسخ به این پرسش که دستگاه دیپلماسی ایران در شرایط کنونی چه رفتاری باید در پیش بگیرد، تصریح کرد: دستگاه دیپلماسی اساساً تصمیم‌گیر نهایی نیست و علاوه بر آن، در حال حاضر هم زمان و هم زبان مناسب را از دست داده است. به گفته او، وزارت امور خارجه در شرایط فعلی توانایی ابتکار عمل ندارد، مگر آنکه تصمیمات بنیادی و کلان در سطوح داخلی و خارجی اتخاذ شود و شرایط جدیدی برای کنش‌گری دیپلماتیک فراهم آید.

محبعلی ادامه داد: در وضعیت کنونی، به نظر نمی‌رسد دیپلماسی ایران توان عملیاتی مؤثری داشته باشد و عملکرد آن بیشتر حالت انفعالی دارد.

او در بخش دیگری از سخنان خود به اخبار متناقض روزهای اخیر درباره رفتار احتمالی آمریکا علیه ایران اشاره کرد و گفت: پیام‌هایی که در این مدت میان دونالد ترامپ و سایر طرف‌ها رد و بدل شده، بیش از آنکه نشانه اقدام عملی باشد، می‌تواند در چارچوب یک بازی روانی ارزیابی شود؛ بازی‌ای که هدف آن منحرف کردن افکار عمومی و ایجاد سردرگمی پیش از هر اقدام احتمالی است.

به گفته محبعلی، در شرایط جنگی، جنگ روانی، تبلیغات، انتشار اخبار فریبنده یا حتی اخبار ساختگی، بخشی از ابزارهای رایج تقابل میان کشورهاست. او تأکید کرد: در حال حاضر، ایران با آمریکا، اسرائیل و تا حدی با اروپا در وضعیت مخاصمه قرار دارد و شرایط به هیچ وجه عادی نیست، بلکه فضایی جنگی حاکم است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به نمونه‌هایی از رفتار آمریکا در سایر کشورها گفت: اگر به هفته‌های منتهی به ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا نگاه کنیم، مشاهده می‌شود که پیش از آن، اخبار ضد و نقیضی منتشر می‌شد؛ از دیدارها و گفت‌وگوهای ادعایی گرفته تا توافق‌های احتمالی. این فضا‌سازی‌ها بخشی از یک بازی روانی بود تا اقدام اصلی به‌صورت غافلگیرانه انجام شود و طرف مقابل نتواند واکنش مؤثری نشان دهد.

محبعلی افزود: درباره ایران نیز شرایط به همین شکل است. اسرائیل و آمریکا معمولاً اقدامات خود را بر پایه اصل غافلگیری طراحی می‌کنند و تا لحظه اقدام، تلاش می‌کنند فضای ابهام و سردرگمی ایجاد شود.

او با اشاره به پیچیدگی ساختار تصمیم‌گیری در ایالات متحده گفت: آمریکا یک سیستم بسیار پیچیده دارد و هیچ‌گاه اقدامات خود علیه کشورها را به‌صورت تکراری انجام نمی‌دهد. آنچه در عراق رخ داد، در جای دیگری تکرار نشد و آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد، لزوماً در قبال ایران نیز تکرار نخواهد شد. از همین رو، پیش‌بینی دقیق شیوه برخورد آمریکا با ایران بسیار دشوار است.

محبعلی تصریح کرد: اگرچه نمی‌توان با قطعیت گفت آمریکا چه روشی را در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد، اما به احتمال زیاد، برخوردها صرفاً محدود به یک شیوه نخواهد بود و می‌تواند ترکیبی از فشارهای نظامی، تحریم‌ها، بستن مسیرهای ارتباطی، ایجاد مزاحمت برای کشتی‌ها، توقیف یا مصادره کشتی‌ها و هواپیماها باشد. با این حال، اینکه این اقدامات دقیقاً در چه قالبی و با چه شدتی انجام شود، همچنان نامشخص است.

او در ادامه با اشاره به محدودیت‌های اطلاعاتی در داخل کشور گفت: وقتی دسترسی مؤثر به اینترنت و منابع اطلاعاتی وجود نداشته باشد، تحلیل‌گران عملاً مانند فردی نابینا عمل می‌کنند؛ صرفاً بر اساس حدس و گمان سخن می‌گویند و ناچارند تحلیل‌ها را در ذهن خود و بر پایه تخیل شکل دهند. تا زمانی که امکان رصد دقیق اخبار و تحولات طرف مقابل وجود نداشته باشد، نمی‌توان با اطمینان گفت وضعیت مناسبات خصمانه ایران و آمریکا در چه مرحله‌ای قرار دارد.

محبعلی در پایان تأکید کرد: در شرایط فعلی، هر تحلیلی که درباره آینده رفتار آمریکا علیه ایران ارائه می‌شود، بیش از آنکه مبتنی بر قطعیت باشد، در حد حدس و گمان است و نمی‌توان با اطمینان درباره مسیر پیش‌رو اظهار نظر کرد.