پویا جبلعاملی، اقتصاددان، در میزگرد اکوایران تأکید میکند آنچه در انقلاب مشروطه رخ داد، پیش از هر چیز بروز یک اندیشه نو بود.
پادشاهان قاجار در سفر به کشورهای توسعهیافته، مجذوب ظواهر مادی مانند ساختمانها و کارخانهها میشدند، نه ایدهای که پشت این توسعه قرار داشت. در مقابل، گروهی از ایرانیان تحصیلکرده غرب، مانند میرزا ملکم خان، یوسف مستشارالدوله و حسینخان مشیرالدوله، به دنبال پاسخ این پرسش بودند که ریشه این توسعهنیافتگی چیست؟
پاسخ آنها روشن بود: نبود قانون و مجلسی که قدرت مطلقه شاه را مشروط کند؛ ایدهای که پادشاهان قاجار با آن سر سازگاری نداشتند. این گروه، مفهوم حاکمیت قانون را بهعنوان یک دستاورد بشری از غرب گرفتند و آن را همسو با سنت و مذهب معرفی کردند. نتیجه این همافزایی فکری و اجتماعی، صدور فرمان مشروطه با کمترین هزینه و شکلگیری انقلابی بود که به انقلاب مشروطه مشهور است.