یک رسانه عرب زبان نوشت: به نظر نمی‌رسد که پکن و مسکو در قبال هرگونه تجاوزی علیه ایران بی‌طرف بمانند به ویژه از آنجا که هدف قرار دادن ایران به هر نحوی با هدف محاصره جغرافیایی و اقتصادی چین و روسیه است.

به گزارش اکوایران به نقل از ایسنا، به نظر نمی‌رسد که تشدید تنش آمریکا علیه ایران از تلاش‌ها برای محاصره اقتصادی چین و محاصره جغرافیایی روسیه جدا باشد. با توجه به اینکه سیاستمداران آمریکایی این دیدگاه را قبول دارند که چین بزرگ‌ترین خطر استراتژیک برای منفعت کشور آنها است و در عین حال نیز این را می‌فهمند که به دلیل اینکه دو طرف توانمندی‌های هسته‌ای بزرگی دارند، ورود به هرگونه درگیری نظامی با چین هزینه‌های سنگین و حتی فاجعه بار خواهد داشت.

به نظر می‌رسد که رویکرد آمریکا اکنون به سمت تلاش برای کنترل شریان‌های اقتصادی پکن به ویژه نفت متمایل شده است.

طبق گزارش «الاخبار»، از آنجا که چین یک معضل استراتژیک واضحی دارد و آن این است که یک قدرت صنعتی بزرگ بدون منابع نفتی است، این مسئله باعث می‌شود تا به شکل اساسی بر واردات از کشورهایی مثل عربستان، ایران، روسیه و ونزوئلا تکیه کند.

در سایه سلطه آمریکا بر بخش زیادی از نفت جهان عربی و موفقیت در کنترل بر نفت ونزوئلا امروز تلاش می‌کند تا استراتژی خود را از طریق کنترل بر انتقال نفت ایران و واردات آن به چین تکمیل کند.

در صورت تحقق این سناریو پکن دو گزینه سخت دارد یا وارد جنگ نظامی بزرگی با واشنگتن برای حفظ نفوذ اقتصادی جهانی خود شود و این گزینه با توجه به هزینه سنگین آن احتمال کمتری دارد یا اینکه به نفت بر اساس شروط و قیمت‌های آمریکا دست یابد. این مسئله به معنای فرسایش تدریجی اقتصاد چین و شاید فروپاشی آن در میان مدت باشد.

دولت دونالد ترامپ محاصره چین را هدف خود قرار داده است. خبرگزاری رویترز ۲۲ ژانویه به نقل از یک مسئول آمریکایی اعلام کرده بود که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا اجازه فروش نفت ونزوئلا به پکن را می‌دهد اما نه با قیمت کمی که دولت «نیکولاس مادورو» تعیین کرده بود. این عملا به معنای افزایش هزینه تولید در داخل و در نتیجه افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت رقابتی جهانی است.

در سایه صدور دستور اجرایی ترامپ درباره وضعیت اضطراری ملی به دلیل تهدید غیر عادی کوبا برای امنیت ملی آمریکا و اعلام تصمیم تحمیل هزینه‌های گمرکی اضافی بر کالاهای وارد شده از هر کشوری که کوبا را به نفت مجهز کند جای تعجب ندارد که حملات اخیر وی چین را هدف قرار دهد. در نتیجه ورود چین و شاید روسیه به این رویارویی در کنار ایران اجتناب ناپذیر می‌شود. با توجه به اینکه هر جنگی که در خاک ایران رخ بدهد در اصل یک نبرد پیش دستانه علیه پکن و مسکو است، دفاع از جمهوری اسلامی را به یک موضوع دفاع از خود تبدیل می‌کند نه صرفا یک اقدام همبستگی. چرا که هرگونه کنترل مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا بر جغرافیای ایران به منزله تثبیت حضور آمریکا در جناح جنوبی چین و روسیه خواهد بود و با توجه به اینکه ایران قطب اصلی طرح کمربند و جاده چین است و تنگه هرمز شریان حیاتی برای تجارت و انرژی جهانی است هرگونه نفوذ آمریکا در ایران خطرات اقتصادی و جغرافیایی قابل توجهی را برای هر دو کشور به همراه دارد.

در مورد روسیه پروژه حمل و نقل استراتژیک شمال-جنوب و ایران یکی از مهم‌ترین دستاوردهای اقتصادی مشترک بین دو کشور محسوب می‌شود. این پروژه زمان حمل و نقل را از از ۳۰ تا ۴۵ روز به ۱۰ تا ۲۰ روز کاهش می‌دهد و هزینه‌ها را تا ۴۰ درصد کاهش می‌دهد. علاوه بر این این یک پروژه چند وجهی دریایی، زمینی و ریلی با هزینه تخمینی ده‌ها میلیارد دلار است و با دور زدن مسیرهای دریایی سنتی تحت کنترل غرب صادرات روسیه را از تحریم‌های خارجی رهایی می‌بخشد. در حالی که برخی معتقدند بهبود اخیر روابط روسیه و آمریکا ممکن است مسکو را به سمت فاصله گرفتن از حمایت از تهران سوق دهد سیاستگذاران روس به خوبی می‌دانند که روابط بین کشورها بر اساس «فعل و انفعالات شخصی» بین رهبران ساخته نمی‌شود بلکه بر اساس منافع بلند مدت است و هرگونه افول چین در صحنه جهانی ممکن است ایالات متحده را برای رویارویی با روسیه آزادتر کند.

در نتیجه اگرچه به نظر می‌رسد صحنه برای سناریوهای مختلف باز است اما موضوع ثابت این است که حل مسئله ایران آسان نخواهد بود زیرا هرگونه حمله آمریکا چه مستقیم و چه از طریق گروه‌های مقاومت با پاسخ‌های حساب شده‌ای از سوی چین و روسیه بر اساس ارزیابی آنها مبنی بر اینکه هزینه از دست دادن ایران از نظر استراتژیک بسیار بیشتر از هزینه دفاع از آن است، مواجه خواهد شد.