اکوایران: در حالی‌که آتش‌بس میان ایران و آمریکا در فضایی مبهم تمدید شده، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد معادله اصلی نه «پذیرش آتش‌بس»، بلکه تصمیم دو طرف برای ورود یا پرهیز از درگیری نظامی است. کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در گفت‌وگو با اکوایران با اشاره به ماهیت «جنگ‌گونه» محاصره دریایی آمریکا و اقدامات متقابل ایران در تنگه هرمز، تأکید می‌کند که طرفین فعلاً در حال آزمودن اثر فشارها هستند؛ وضعیتی شکننده که می‌تواند یا به مذاکره منجر شود یا به تشدید تنش.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که آتش‌بس میان ایران و آمریکا در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، پرسش اصلی این است که آیا این وضعیت به سمت تثبیت و مذاکره می‌رود یا به تشدید درگیری ختم می‌شود. در همین رابطه، کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی ابعاد حقوقی، نظامی و سیاسی این وضعیت پرداخته است.

نقش تنگه هرمز و محاصره دریایی در معادله جدید تنش 

کوروش احمدی

احمدی با تأکید بر اینکه مسئله اصلی فراتر از به رسمیت شناختن یا نشناختن آتش‌بس است، گفت: موضوع تعیین‌کننده این است که آیا طرفین، به‌ویژه ایران، تصمیم به ورود مجدد به درگیری نظامی دارند یا خیر. به گفته او، این تصمیم به‌طور مستقیم به موضوع محاصره دریایی بازمی‌گردد.

او توضیح داد که در عرف حقوق بین‌الملل، محاصره دریایی عملاً به منزله اعلام جنگ تلقی می‌شود. از این منظر، اقدام آمریکا در اعلام محاصره دریایی و تلاش برای بستن بنادر ایران، حتی اگر در عمل به‌طور کامل موفق نباشد، به‌خودی‌خود می‌تواند به‌عنوان اعلان جنگ تعبیر شود، چراکه چنین اقدامی می‌تواند به خفگی اقتصادی یک کشور منجر شود.

در مقابل، احمدی به اقدام ایران در تنگه هرمز اشاره کرد و ‌گفت: اگرچه از آن به‌عنوان «مدیریت تردد» یاد می‌شود، اما در عمل و به‌ویژه پس از محاصره دریایی آمریکا، این وضعیت به نوعی بستن تنگه شباهت پیدا کرده است. به این ترتیب، هر دو طرف دست به اقداماتی جدی زده‌اند؛ یکی اعمال محاصره دریایی و دیگری محدودسازی یک تنگه بین‌المللی.

به اعتقاد این دیپلمات پیشین، اکنون پرسش کلیدی این است که آیا طرفین مایل‌اند وضعیت را در همین سطح نگه دارند و منتظر بمانند تا ببینند این اقدامات چه تأثیری بر طرف مقابل دارد، یا اینکه با توجه به توازن قوا، یکی از طرفین به سمت اقدام نظامی حرکت خواهد کرد.

او با اشاره به ارزیابی آمریکا گفت: به نظر می‌رسد واشنگتن در شرایط فعلی به این جمع‌بندی رسیده که نیازی به اقدام نظامی فوری ندارد. با این حال، تصمیم ایران در این میان تعیین‌کننده است؛ اگر تهران به این نتیجه برسد که وضعیت موجود به ضرر آن است، ممکن است به اقدام نظامی روی بیاورد. در چنین سناریویی، به گفته احمدی، احتمال ورود اسرائیل به درگیری نیز وجود دارد و سطح تنش می‌تواند به‌سرعت افزایش یابد.

با این حال، احمدی تأکید کرد که ارزیابی شخصی‌اش این است که ایران عملاً وارد درگیری نظامی نخواهد شد، هرچند باید منتظر تحولات آینده ماند.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، نقش بازیگران بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. احمدی با اشاره به استقبال دبیرکل سازمان ملل از تمدید آتش‌بس، این اقدام را نشانه‌ای از تمایل جامعه جهانی برای کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی دانست.

او همچنین به نقش کشورهای منطقه، اروپا و به‌ویژه چین اشاره کد و گفت: چین که معمولاً با احتیاط و آرامش در سیاست خارجی عمل می‌کند، در هفته‌های اخیر تحرکاتی از خود نشان داده است؛ از جمله تماس‌ها و رایزنی‌هایی که می‌تواند به‌عنوان سیگنال‌هایی برای کاهش تنش تعبیر شود. کشورهای منطقه نیز به‌دلیل فشارهای ناشی از وضعیت تنگه هرمز، انگیزه بالایی برای کاهش بحران دارند.

به گفته احمدی، تمدید آتش‌بس از سوی آمریکا، به‌ویژه در پاسخ به درخواست پاکستان، یک فرصت زمانی ایجاد کرده است؛ فرصتی چندروزه که می‌تواند برای متقاعد کردن طرفین به بازگشت به میز مذاکره مورد استفاده قرار گیرد.

او معتقد است اگر هر دو طرف بپذیرند در عین حفظ اهرم‌های فشار خود (محاصره دریایی از سوی آمریکا و کنترل تنگه هرمز از سوی ایران)، وارد گفت‌وگو شوند، امکان رسیدن به نوعی مصالحه وجود دارد.

در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان به موفقیت این تلاش‌ها خوش‌بین بود، احمدی تصریح کرد: چاره‌ای جز امیدواری وجود ندارد. او در عین حال تأکید ‌کرد که جنگ برای آمریکا نیز در شرایط فعلی گزینه مناسبی نیست.

به گفته او، برآورد اولیه برخی محافل این بود که با یک حمله سریع و ایجاد شوک اولیه، می‌توان نظام ایران را تضعیف کرد، اما تاب‌آوری نظام و جامعه ایران این محاسبات را تغییر داده است. از این رو، ادامه عملیات نظامی نمی‌تواند دستاوردی جز تخریب بیشتر داشته باشد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل همچنین به ملاحظات داخلی آمریکا اشاره کرد و ادامه داد: سطح حمایت افکار عمومی آمریکا از جنگ بسیار پایین است و حتی به حدود 40 درصد رسیده؛ رقمی که در مقایسه با جنگ‌هایی مانند حمله به عراق که با حمایت حدود 70 درصدی آغاز شد، بی‌سابقه محسوب می‌شود. علاوه بر این، مسائل داخلی و سیاسی نیز باعث شده جذابیت ورود به یک درگیری نظامی برای دولت آمریکا کاهش یابد.

با این حال، دیپلمات پیشین کشورمان تأکید کرد که بازیگرانی مانند اسرائیل همچنان به دنبال ادامه فشار و اقدام هستند، اما در نهایت بدون مجوز و همراهی آمریکا، بعید است که به‌تنهایی وارد جنگ با ایران شوند.

در مجموع، این گفت‌وگو نشان می‌دهد که شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری در وضعیت تعلیق قرار دارد؛ جایی میان تداوم تنش و احتمال بازگشت به دیپلماسی، که نتیجه آن بیش از هر چیز به تصمیمات سیاسی طرفین در روزهای پیش‌رو بستگی دارد.