به گزارش اکوایران، در حالی که تنشها میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای پیچیده و فرسایشی شده و همزمان نشانههایی از تشدید فشارهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک در منطقه خلیج فارس دیده میشود، پرسش اصلی این است که بحران کنونی به چه سمتی حرکت خواهد کرد؛ آیا دو طرف در نهایت به سمت مذاکره و مصالحه خواهند رفت یا منطقه در آستانه ورود به دور تازهای از درگیریهای کنترلنشده قرار دارد؟
در این میان، نقش قدرتهای بزرگ بهویژه چین، بیش از گذشته مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است؛ کشوری که رقابت راهبردی آن با آمریکا میتواند معادلات مربوط به ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
نوذر شفیعی، استاد روابط بینالملل و کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران، با نگاهی تحلیلی به تحولات اخیر، از ثبات نسبی مواضع ایران و آمریکا، احتمال شکلگیری یک «مناقشه یخزده» در منطقه و همچنین نقش پیچیده و چندلایه چین در بحران کنونی سخن میگوید؛ نقشی که به باور او میتواند آینده تقابل تهران و واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد.

شفیعی در تحلیل آخرین تحولات مرتبط با تنش میان ایران و آمریکا، معتقد است که مواضع دو طرف از ابتدای بحران تاکنون تغییر بنیادینی نکرده و همین مسئله چشمانداز مذاکرات را همچنان مبهم نگه داشته است.
به گفته او، تا زمانی که تغییری معنادار در رویکرد واشنگتن یا تهران ایجاد نشود، نمیتوان انتظار تحرک جدی در روند گفتوگوها را داشت و محتملترین سناریو، ادامه وضع موجود یا ورود به مرحلهای جدید از تنشها خواهد بود.
این استاد روابط بینالملل با اشاره به رویکرد آمریکا اظهار کرد که از نگاه او، سیاست واشنگتن از آغاز بحران تاکنون تقریباً ثابت مانده و تغییرات احتمالی نیز بسیار جزئی بوده است. او تأکید کرد که ایران نیز از همان ابتدا به مطالبات آمریکا پاسخ منفی داده و بر مواضع پیشین خود پافشاری کرده است.
به اعتقاد این تحلیلگر مسائل بینالملل، وقتی تغییری اساسی در موضع آمریکا مشاهده نمیشود، طبیعی است که ایران نیز همچنان همان رویکرد قبلی خود را حفظ کند؛ مگر آنکه تهران بنا به ملاحظات مختلف تصمیم بگیرد در مواضع اولیه خود تعدیلهایی ایجاد کند. تنها در چنین شرایطی میتوان انتظار داشت که تحرکی در مذاکرات شکل بگیرد.
او در ادامه افزود که در غیر این صورت، شرایط کنونی یا به همان شکل ادامه پیدا خواهد کرد یا منطقه وارد درگیریهای جدیدی میشود. با این حال، شفیعی معتقد است آمریکا بهخوبی آگاه است که ورود به یک درگیری گسترده جدید میتواند هزینههای سنگینی برای این کشور به همراه داشته باشد و به همین دلیل، احتمال دارد واشنگتن حفظ وضع موجود را ترجیح دهد.
شفیعی در توضیح این وضعیت، به احتمال تداوم محاصره دریایی اشاره کرد و گفت آمریکا ممکن است همین گزینه را در دستور کار نگه دارد. با این حال، به باور او، حتی ادامه محاصره دریایی نیز برای واشنگتن بدون هزینه نخواهد بود.
شفیعی توضیح داد که این وضعیت میتواند به شکلگیری آنچه آمریکاییها از آن با عنوان «مناقشه یخزده» یاد میکنند منجر شود؛ وضعیتی که در آن بحران نه حل میشود و نه به جنگی تمامعیار تبدیل خواهد شد، بلکه در سطحی کنترلشده اما فرسایشی ادامه مییابد.
به گفته او، چنین وضعیتی با توجه به حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، هزینههای قابل توجهی را به آمریکا تحمیل میکند. شفیعی تأکید کرد اگر واشنگتن گزینه فشار بر تنگه هرمز را بهطور جدی در دستور کار قرار دهد، در آن صورت میزان تابآوری اقتصاد جهانی و همچنین تابآوری اقتصاد ایران، عامل تعیینکننده در ادامه بازی خواهد بود.
رقابت آینده جهان میان واشنگتن و پکن
این تحلیلگر مسائل بینالملل در بخش دیگری از سخنان خود به نقش چین در بحران ایران و آمریکا پرداخت و گفت نباید فراموش کرد که بازی اصلی در سطح بینالمللی، رقابت میان چین و آمریکاست و ایران تا حدی قربانی این رقابت ژئوپلیتیکی شده است.
او تصریح کرد که این گزاره الزاماً به معنای نگاه منفی به جایگاه ایران نیست، بلکه ناشی از این واقعیت است که رقابت اصلی آینده جهان میان دو قدرت بزرگ، یعنی چین و آمریکا، شکل خواهد گرفت.
شفیعی توضیح داد که چین تلاش دارد، جایگاه آمریکا را بهعنوان هژمون جهانی به چالش بکشد و در مقابل، آمریکا نیز در پی جلوگیری از تحقق این هدف است. به اعتقاد او، واشنگتن میکوشد موانع و قدرتهایی را که میتوانند در مسیر مهار چین قرار گیرند، کنترل یا حذف کند.
او افزود: مسئله اصلی برای آمریکا صرفاً ایران یا ایدئولوژی جمهوری اسلامی نیست، بلکه زمانی این مسئله برای واشنگتن به یک تهدید جدی تبدیل میشود که ایران در کنار قدرتی رقیب مانند چین قرار گیرد.
به گفته این استاد دانشگاه، آمریکا ممکن است تلاش کند با اعمال فشار بر چین، پکن را وادار کند تهران را به انجام برخی اقدامات یا مصالحه با واشنگتن ترغیب کند. در این سناریو، چین نیز ممکن است در ازای همکاری با آمریکا، امتیازهای کوتاهمدتی از واشنگتن دریافت کند و همزمان ایران را به سمت مصالحه سوق دهد.
با این حال، شفیعی معتقد است سناریوی دیگری نیز قابل تصور است؛ سناریویی که در آن چین با درکی عمیقتر و راهبردیتر از تحولات، ایران را بهعنوان ابزاری برای فرسایش توان آمریکا در منطقه مورد استفاده قرار دهد. او توضیح داد که اگر آمریکا درگیر یک بحران طولانی و پرهزینه با ایران شود، بخشی از توان و انرژی راهبردی این کشور تحلیل خواهد رفت و همین مسئله میتواند به افزایش قدرت نسبی چین در رقابت جهانی منجر شود.
او تأکید کرد که در رقابت میان قدرتهای بزرگ، هرگاه توان یکی از رقبا کاهش پیدا کند، رقیب دیگر موقعیت برتری به دست خواهد آورد. از همین رو، اگر چین تمایل چندانی به حلوفصل سریع منازعه ایران و آمریکا نشان ندهد، ممکن است این مسئله به این معنا باشد که پکن در حال استفاده از ایران بهعنوان «دامی راهبردی» برای گرفتار کردن آمریکا در یک بحران فرسایشی است؛ بحرانی که در بلندمدت میتواند به سود چین و به زیان موقعیت جهانی آمریکا تمام شود.