اکوایران: عناصر نادر خاکی به یکی از راهبردی‌ترین مؤلفه‌های قدرت اقتصادی و فناورانه در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده‌اند. این ۱۷ فلز خاص که دارای ویژگی‌های مغناطیسی، نورافشانی و الکتروشیمیایی منحصربه‌فرد هستند، نقشی کلیدی در فناوری‌های گذار انرژی ایفا می‌کنند، از خودروهای برقی و توربین‌های بادی گرفته تا صنایع دفاعی و تجهیزات دیجیتال. با این حال، اروپا امروز در یکی از حساس‌ترین حوزه‌های راهبردی خود، وابستگی عمیقی به چین دارد.

به گزارش اکوایران-سال‌ها بی‌توجهی به ریسک‌های امنیتی زنجیره تأمین باعث شد چین، با سرمایه‌گذاری‌های هدفمند و بلندمدت، به بازیگر بلامنازع بازار جهانی عناصر نادر خاکی تبدیل شود. اکنون اروپا، در شرایطی که گذار سبز و دیجیتال شتاب گرفته، به‌دنبال مدیریت پیامدهای این وابستگی است، اما واقعیت آن است که این تلاش‌ها بسیار دیر آغاز شده‌اند.

برآوردها نشان می‌دهد اروپا برای تأمین تمام عناصر نادر خاکی سنگین و حدود ۸۵ درصد عناصر نادر خاکی سبک خود به چین متکی است. این وابستگی در حوزه آهنرباهای دائمی حتی شدیدتر است، به‌طوری که نزدیک به ۹۸ درصد نیاز اروپا به آهنرباهای عناصر نادر خاکی از چین تأمین می‌شود. عناصری که قلب تپنده خودروهای برقی، توربین‌های بادی و بسیاری از فناوری‌های پیشرفته محسوب می‌شوند.

در سوی مقابل، چین تقریباً در تمام حلقه‌های زنجیره ارزش عناصر نادر خاکی سلطه دارد. این کشور حدود ۷۰ درصد استخراج جهانی، ۹۰ درصد جداسازی و فرآوری و بیش از ۹۰ درصد تولید آهنرباهای دائمی را در اختیار گرفته است. این برتری حاصل دهه‌ها حمایت دولتی، سرمایه‌گذاری سنگین و تمرکز راهبردی بر بخش‌های پایین‌دستی بوده است، به‌گونه‌ای که چین تا پایان دهه ۲۰۱۰، بخش اعظم ظرفیت جهانی پالایش عناصر نادر خاکی را تصاحب کرد.

تحلیلگران معتقدند این تسلط تنها به منابع زمین‌شناسی محدود نمی‌شود. هزینه‌های پایین‌تر تولید، نیروی کار ارزان‌تر و استانداردهای زیست‌محیطی سهل‌گیرانه‌تر، به چین امکان داده تا با قیمت‌هایی رقابتی، رقبای بالقوه را از میدان خارج کند. افزون بر این، ابزارهای ژئوپلیتیکی مانند سهمیه‌بندی و کنترل صادرات، موقعیت برتر چین را به یک اهرم فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده است.

اعمال محدودیت‌های صادراتی در سال‌های اخیر، از جمله کنترل صادرات عناصر نادر خاکی سنگین در سال ۲۰۲۵، بار دیگر زنگ خطر را برای اروپا به صدا درآورد. هشداری که ریشه آن به بحران سهمیه‌بندی صادرات چین در سال ۲۰۱۰ بازمی‌گردد. با این حال، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که حتی با تشدید نگرانی‌ها، اروپا هنوز فاصله زیادی تا کاهش معنادار وابستگی خود دارد.

اتحادیه اروپا در واکنش به این شرایط، مجموعه‌ای از سیاست‌ها و برنامه‌ها را به اجرا گذاشته است؛ از «قانون مواد خام حیاتی» گرفته تا برنامه اقدام RESourceEU. هدف این ابتکارات، افزایش ظرفیت استخراج، فرآوری و بازیافت در داخل اروپا و جلوگیری از تمرکز بیش از حد واردات از یک کشور خاص است. با این حال، چالش‌های زیست‌محیطی، مقاومت اجتماعی در برابر معدن‌کاری و طولانی بودن فرآیندهای اخذ مجوز، سرعت پیشرفت این پروژه‌ها را به‌شدت کاهش داده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد در حال حاضر تنها دو پروژه عناصر نادر خاکی در اروپا به مرحله امکان‌سنجی رسیده‌اند و اغلب طرح‌ها همچنان در مراحل ابتدایی یا متوقف‌شده قرار دارند. از این رو، حتی خوش‌بینانه‌ترین سناریوها نیز حکایت از آن دارند که اروپا در کوتاه‌مدت و میان‌مدت قادر به جایگزینی چین نخواهد بود.

جمع‌بندی تحلیلگران روشن است: اروپا می‌تواند با سرمایه‌گذاری، همکاری‌های بین‌المللی و توسعه بازیافت، بخشی از ریسک‌های خود را کاهش دهد، اما چین در آینده قابل پیش‌بینی همچنان بازیگر مرکزی زنجیره تأمین عناصر نادر خاکی باقی خواهد ماند. برتری‌ای که نه‌فقط حاصل منابع طبیعی، بلکه نتیجه دهه‌ها انباشت دانش فنی، مقیاس تولید و یکپارچگی صنعتی است؛ مزیتی که به‌سادگی و در مدت‌زمان کوتاه قابل تکرار نخواهد بود.