به گزارش اکوایران، بعد از یک هفته از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بازارهای جهانی در برابر یک طوفان ناگهانی و ناگوار قرار گرفتند. این جنگ، علاوه بر آنکه یک تهاجم نظامی به کشورمان بود، یک چرخش ناگهانی در سیاستهای انرژی جهانی به وجود آورد. چرخشی که تأثیری ناگهانی و گسترده بر تمام زنجیره اقتصادی جهان ایجاد کرده است.
از آنجا که قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع (LNG) جهان است و چیزی حدود ۲۰ درصد از تأمین جهانی این منبع انرژی را بر عهده دارد، توقف تولید آن به دلیل تنش نظامی، همراه با بسته شدن تنگه هرمز، یک چرخش جدی در تأمین انرژی اروپا را ایجاد کرد. با بالاگرفتن تنشها قیمت گاز طبیعی در اروپا در یک روز، نزدیک به ۵۰ درصد رشد کرد و به بالاترین سطح یک ساله خود — ۴۸ یورو به ازای هر مگاوات ساعت — رسید. این افزایش، نه تنها یک شوک قیمتی بود، بلکه یک زلزله اقتصادی است که از خاورمیانه آغاز شده و به سراسر جهان گسترش یافته است.
افزایش ۵۰ درصدی قیمت گاز، باعث افزایش هزینه تولید بالاتر، حاشیه سود کمتر و در نهایت، تعطیلی خطوط تولید میشود و شرکتهای انرژیبر اروپا اولین قربانیان این بحران هستند. صنعت پتروشیمی که به شدت به گاز وابسته است، با جهش قیمت مواد اولیه مواجه میشود. این صنعت در کوتاهمدت ممکن است بتواند بخشی از افزایش هزینه را به قیمت نهایی منتقل کند، اما در بلندمدت، با کاهش تقاضا مواجه خواهد شد.
صنعت فولاد و سیمان هم که از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی هستند، با افزایش شدید هزینه تولید روبهرو میشوند. در شرایطی که بازارهای جهانی با رکود دست و پنجه نرم میکنند، این صنایع نمیتوانند قیمتهای خود را به راحتی افزایش دهند. کاهش حاشیه سود و تعدیل نیرو از تبعات ادامه جنگ است. صنایع غذایی و خدمات عمومی هم از این موج در امان نخواهند ماند. افزایش هزینه گاز برای این بخشها بهطور اجتنابناپذیر به قیمت تمامشده کالاها و خدمات منتقل میشود به طور کلی تاثیر این افزایش قیمت در دو بخش کاملا مشهود است:
اول، تورم تولیدکننده که شرکتها و کارخانهها شاهد افزایش قابل توجه در هزینههای عملیاتی خود خواهند بود، به ویژه در مناطقی که گاز نقش مهمی در فرآیندهای تولیدی ایفا میکند؛
دوم، تاثیر بر مصرفکننده که به دلیل افزایش قیمت گاز، حملونقل، قیمت مواد غذایی و کالاهای دیگر، هزینهبر خواهند شد. خانوادهها، به خصوص کسانی که درآمد کمتری دارند، بیشترین بار این افزایش قیمتها را متحمل خواهند گشت، زیرا سهم چشمگیری از بودجه آنها صرف هزینههای انرژی میشود. طبق دادههای یورواستات، هزینه برق، گاز و سوختهای دیگر، ۴.۶٪ از کل مخارج خانوارهای اروپایی را تشکیل میدهد، که این رقم در کشورهای دارای قدرت خرید پایینتر بسیار بیشتر است.
در صورت ادامه درگیریها در خاورمیانه و بسته ماندن طولانی مدت تنگه هرمز، قیمت گاز ممکن است به طور پایدار بالای ۵۰ یورو در هر مگاوات ساعت قرار گیرد. سناریویی چنین بدبینانهای میتواند تورم اتحادیه اروپا را تا ۲ تا ۳ درصد افزایش دهد، که پیامدهای عمیقی بر ثبات اقتصادی قاره خواهد داشت.