قزاقستان سالانه میلیاردها دلار کالا از بازارهای جهانی وارد می‌کند، اما سهم ایران از بازار صادراتی این کشور تنها حدود ۰.۳ درصد است. حالا در شرایطی که جنگ مسیرهای تجاری ایران را با محدودیت مواجه کرده، دریای خزر می‌تواند فرصتی برای دسترسی به این بازار و توسعه صادرات ایران باشد؛ فرصتی که تحقق آن به رقابت‌پذیری کالاهای ایرانی و هزینه و زمان حمل‌ونقل بستگی دارد.

به گزارش اکوایران، وقتی مسیرهای اصلی تجارت یک کشور با اختلال مواجه می‌شوند، مسئله فقط کاهش صادرات یا دشوار شدن واردات نیست؛ موضوع مهم‌تر، حفظ جریان تجارت و دسترسی به بازارهای جایگزین است. در شرایط جنگی، محدودیت فعالیت بنادر جنوبی و افزایش نااطمینانی در مسیرهای زمینی، اهمیت تنوع‌بخشی به کریدورهای تجاری بیش از گذشته مشخص می‌شود. در چنین شرایطی، دریای خزر می‌تواند یکی از مسیرهای جایگزین برای حفظ ارتباط تجاری ایران با کشورهای شمالی باشد.

در میان کشورهای حاشیه خزر، قزاقستان یکی از بازارهایی است که می‌تواند برای تجارت ایران اهمیت بیشتری پیدا کند؛ کشوری با منابع طبیعی گسترده، صنعت انرژی توسعه‌یافته و نیاز به واردات طیفی از ماشین‌آلات، تجهیزات و کالاهای صنعتی. با این حال، بررسی آمارهای تجاری نشان می‌دهد که نزدیکی جغرافیایی دو کشور هنوز به سهم قابل‌توجه ایران از بازار قزاقستان منجر نشده است.

قزاقستان؛ اقتصادی متکی بر منابع طبیعی

قزاقستان یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای آسیای مرکزی است. تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۰۶ میلیارد دلار برآورد شده و ارزش صادرات کالایی آن نیز به حدود ۷۹ میلیارد دلار رسیده است. تجارت خارجی این کشور در مجموع، بازاری بزرگ برای شرکای تجاری آن ایجاد کرده است؛ بازاری که بخش مهمی از آن به استخراج و صادرات منابع طبیعی وابسته است.

ترکیب صادرات قزاقستان نشان می‌دهد که نفت خام جایگاه اصلی را در درآمدهای صادراتی این کشور دارد. نفت خام به‌تنهایی بیش از نیمی از صادرات کالایی قزاقستان را تشکیل می‌دهد. در کنار نفت، مس و سنگ و کنسانتره مس، فروآلیاژها و مواد رادیواکتیو نیز در میان کالاهای مهم صادراتی این کشور قرار دارند.

این ترکیب نشان می‌دهد که اقتصاد قزاقستان، با وجود برخورداری از ظرفیت‌های صنعتی، همچنان به فروش منابع طبیعی وابستگی بالایی دارد. همین وابستگی، توسعه میادین نفت و گاز و نگهداری زیرساخت‌های مرتبط با استخراج و فرآوری را به بخش مهمی از فعالیت اقتصادی این کشور تبدیل کرده است.

در سوی دیگر تجارت خارجی قزاقستان، چین، روسیه و کشورهای اروپایی حضور پررنگی دارند. ایتالیا، چین و روسیه از مهم‌ترین مقاصد صادراتی این کشور هستند و بخش قابل‌توجهی از فروش خارجی قزاقستان به این بازارها اختصاص دارد. در بخش واردات نیز روسیه و چین نقش اصلی را ایفا می‌کنند؛ به‌طوری که نزدیک به ۵۹ درصد واردات قزاقستان از این دو کشور تأمین می‌شود.

این وضعیت برای ایران دو معنا دارد. از یک طرف، قزاقستان بازاری با تقاضای قابل‌توجه برای کالاهای وارداتی است؛ از طرف دیگر، ایران برای افزایش سهم خود باید در بازاری رقابت کند که تأمین‌کنندگان اصلی آن از قبل حضور گسترده‌ای در زنجیره تأمین دارند.

سهم کوچک ایران از بازار قزاقستان

با وجود نزدیکی جغرافیایی و دسترسی دو کشور به دریای خزر، سهم ایران از تجارت خارجی قزاقستان همچنان محدود است. ارزش تجارت کالایی ایران و قزاقستان در سال ۲۰۲۵، بر اساس داده‌های اداره آمار قزاقستان، به حدود ۴۳۰ میلیون دلار رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل بیش از ۲۶ درصد رشد نشان می‌دهد.

با این حال، این رقم در مقایسه با حجم تجارت خارجی قزاقستان همچنان کوچک است. برآوردها نشان می‌دهد سهم ایران از بازار صادراتی این کشور حدود ۰.۳ درصد است. به بیان دیگر، رشد تجارت دوجانبه هنوز به معنای حضور پررنگ ایران در بازار قزاقستان نیست.

Slide2

آمارهای گمرک ایران نیز تصویری از محدود بودن این مبادلات ارائه می‌کنند. بر اساس این داده‌ها، ارزش تجارت دو کشور در سال ۱۴۰۳ کمتر از ۳۵۰ میلیون دلار بوده و در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ به حدود ۲۶۲ میلیون دلار رسیده است. البته مقایسه این ارقام با آمار سالانه قزاقستان باید با توجه به تفاوت دوره‌های زمانی و روش‌های ثبت تجارت انجام شود.

با وجود محدود بودن حجم مبادلات، تراز تجاری ایران با قزاقستان مثبت است. با این حال، مسئله اصلی صرفاً مثبت بودن تراز نیست؛ بلکه اندازه بازار و تنوع کالاهای مبادله‌شده است. اگر تجارت دو کشور قرار باشد به یکی از پایه‌های توسعه روابط اقتصادی تبدیل شود، افزایش حجم مبادلات و گسترش سبد صادراتی ایران اهمیت زیادی خواهد داشت.

تجارت دو کشور در چند گروه کالایی متمرکز است

ترکیب تجارت ایران و قزاقستان نشان می‌دهد که مبادلات فعلی دو کشور تنوع زیادی ندارد. از حدود ۲۳۹ میلیون دلار صادرات قزاقستان به ایران، نزدیک به ۲۱۴ میلیون دلار به جو اختصاص داشته است. به این ترتیب، جو به‌تنهایی حدود ۹۰ درصد صادرات قزاقستان به ایران را تشکیل می‌دهد.

در سمت مقابل، ایران بیشتر محصولات کشاورزی و غذایی، مواد شیمیایی، پلاستیک و لاستیک به قزاقستان صادر می‌کند. این گروه‌های کالایی روی‌هم حدود ۸۲ درصد واردات قزاقستان از ایران را تشکیل می‌دهند.

Slide4

این ترکیب نشان می‌دهد که تجارت دو کشور، با وجود رشد در سال‌های اخیر، همچنان به چند گروه کالایی محدود وابسته است. در چنین شرایطی، توسعه تجارت نمی‌تواند صرفاً به افزایش فروش محصولات موجود محدود بماند؛ بلکه شناسایی نیازهای جدید بازار قزاقستان و ورود به بخش‌هایی با ارزش افزوده بالاتر نیز اهمیت دارد.

یکی از این حوزه‌ها، صنعت نفت و گاز است؛ صنعتی که سهم مهمی در اقتصاد قزاقستان دارد و برای توسعه آن به تجهیزات، قطعات و مواد مصرفی متنوعی نیاز است.

صنعت نفت و گاز؛ فرصتی برای صادرات صنعتی ایران

تولید نفت قزاقستان تا حد زیادی بر سه میدان بزرگ تنگیز، کاشاگان و کاراچاگاناک متکی است. این سه میدان در سال ۲۰۲۵ روی‌هم حدود ۶۸ میلیون تن مایعات نفتی تولید کردند. در این میان، میدان تنگیز با تولید حدود ۳۹ میلیون تن، بزرگ‌ترین تولیدکننده این مجموعه بوده است.

اهمیت این میدان‌ها فقط به میزان تولید آنها محدود نمی‌شود. توسعه ظرفیت استخراج، نگهداری تأسیسات، انتقال نفت و گاز و افزایش توان فرآوری، به مجموعه گسترده‌ای از تجهیزات صنعتی نیاز دارد. بخشی از این نیاز از طریق واردات تأمین می‌شود و همین مسئله می‌تواند زمینه‌ای برای گسترش صادرات صنعتی ایران فراهم کند.

بررسی ۱۰ گروه منتخب از کالاهای مرتبط با صنعت نفت و گاز نشان می‌دهد که ارزش واردات قزاقستان در این گروه‌ها طی سال ۲۰۲۵ به حدود ۳.۷ میلیارد دلار رسیده است. لوله و اتصالات، شیرآلات صنعتی، پمپ و کمپرسور و تجهیزات فیلتراسیون و جداسازی از جمله گروه‌های مهم این بازار هستند.

Slide8

ایران نیز در برخی از این حوزه‌ها از ظرفیت تولید یا تأمین برخوردار است. بنابراین، در کنار صادرات محصولات کشاورزی و غذایی، امکان توسعه صادرات تجهیزات و مواد مصرفی صنعتی به قزاقستان نیز وجود دارد. البته تبدیل این ظرفیت به صادرات واقعی، به عواملی مانند انطباق محصولات با استانداردهای فنی، قیمت رقابتی، توان تأمین مستمر، خدمات پس از فروش و امکان حضور در شبکه تأمین شرکت‌های فعال در قزاقستان بستگی دارد.

در نتیجه، بازار تجهیزات نفت و گاز قزاقستان را نمی‌توان به‌عنوان بازاری آماده و بدون مانع برای تولیدکنندگان ایرانی در نظر گرفت. این بازار ظرفیت بالقوه‌ای دارد، اما بهره‌برداری از آن مستلزم شناسایی دقیق نیازهای وارداتی، بررسی رقبا و ایجاد ارتباط تجاری با خریداران و پیمانکاران محلی است.

دریای خزر؛ مسیر جایگزین یا مکمل تجارت؟

در کنار ظرفیت بازار، مسئله لجستیک یکی از عوامل تعیین‌کننده در توسعه تجارت ایران و قزاقستان است. در شرایطی که مسیرهای جنوبی ایران با محدودیت مواجه شده‌اند و نااطمینانی در مسیرهای زمینی افزایش یافته، استفاده از مسیرهای جایگزین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در حال حاضر، دو مسیر اصلی برای انتقال کالا میان ایران و قزاقستان قابل بررسی است. مسیر نخست، حمل زمینی از طریق ترکمنستان است که می‌تواند به‌صورت جاده‌ای یا ریلی انجام شود. مسیر دوم، حمل دریایی از طریق دریای خزر است که بنادر شمالی ایران را به بنادر آکتائو و کوریک در قزاقستان متصل می‌کند.

Slide9

در مسیر دریایی، کالا ابتدا به بنادری مانند انزلی یا امیرآباد منتقل می‌شود و سپس با کشتی از دریای خزر عبور می‌کند تا به مقصد خود در قزاقستان برسد. این مسیر می‌تواند برای بخشی از کالاها، به‌ویژه محموله‌هایی که با حمل دریایی سازگاری بیشتری دارند، گزینه‌ای قابل بررسی باشد.

با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس کوتاه‌تر بودن مسیر دریایی یا پایین‌تر بودن هزینه معمول حمل دریایی، آن را به‌طور قطعی ارزان‌تر از مسیر زمینی دانست. هزینه انتقال کالا از محل تولید تا بندر، کرایه کشتی، هزینه‌های بندری، زمان انتظار برای بارگیری، ظرفیت ناوگان و هزینه حمل محموله از بندر قزاقستان تا مقصد نهایی، همگی باید در محاسبه هزینه تمام‌شده لحاظ شوند.

از طرف دیگر، نوع کالا نیز در انتخاب مسیر اهمیت دارد. برای برخی محموله‌ها، حمل ریلی یا جاده‌ای می‌تواند سریع‌تر یا اقتصادی‌تر باشد؛ در حالی که برای محموله‌های حجیم، استفاده از حمل دریایی ممکن است مزیت بیشتری ایجاد کند. بنابراین، انتخاب مسیر مناسب باید بر اساس مقایسه واقعی هزینه، زمان و قابلیت اطمینان هر کریدور انجام شود.

نکته مهم‌تر این است که دریای خزر لزوماً جایگزین کامل مسیرهای جنوبی ایران نیست. ظرفیت بنادر شمالی، امکانات ناوگان، عمق آبخور، ظرفیت تخلیه و بارگیری و امکان انتقال کالا به بازارهای داخلی، محدودیت‌هایی هستند که باید در ارزیابی این مسیر در نظر گرفته شوند. در عین حال، توسعه ارتباطات دریایی با کشورهای حاشیه خزر می‌تواند وابستگی تجارت ایران به تعداد محدودی از مسیرها را کاهش دهد.

در نهایت، قزاقستان در حوزه انرژی و صنعت به تجهیزات و کالاهای متنوعی نیاز دارد و ایران نیز در برخی از این حوزه‌ها ظرفیت تولید دارد. اگر این ظرفیت با شناخت دقیق بازار، رقابت‌پذیری قیمت و دسترسی مطمئن به مسیرهای حمل همراه شود، تجارت با قزاقستان می‌تواند از مبادلات محدود فعلی فراتر برود.

در شرایطی که مسیرهای متعارف تجارت ایران با محدودیت روبه‌رو شده‌اند، دریای خزر می‌تواند بخشی از راهبرد تنوع‌بخشی به تجارت خارجی باشد؛ مسیری که ارزش آن نه فقط در عبور کالا از یک دریا، بلکه در ایجاد دسترسی پایدارتر به بازارهای جدید و کاهش وابستگی به کریدورهای محدود سنجیده می‌شود.