به گزارش اکوایران، ژنو به نقطه کانونی تنش و مذاکره میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. دور دوم گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری مسقط، روز سهشنبه -28 بهمن- در شرایطی در سفارت عمان در ژنو برگزار میشود که همزمان آرایش نظامی آمریکا در منطقه تقویت شده و ادبیات تهدید در کنار تأکید بر دیپلماسی پیش میرود. این همزمانی، بیش از آنکه نشانه حرکت به سوی جنگ باشد، بیانگر مدلی از چانهزنی است که در آن فشار نظامی و اقتصادی بهعنوان اهرم مذاکره به کار گرفته میشود.
در این چارچوب، هیأت ایرانی به سرپرستی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه راهی ژنو شده و دیدار با مدیرکل آژانس نیز در دستور کار قرار دارد؛ نشانهای از تداوم تمرکز بر پرونده هستهای.
پس از اظهارات روز گذشته -26 بهمن- مجید تختروانچی، معاون وزیر امور خارجه با رسانه BBC، تهران از آمادگی برای توافق در صورت رفع تحریمها سخن میگوید و رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصدی را بهعنوان نشانهای از انعطاف مطرح کرده، اما بر رد «غنیسازی صفر» و ورود به موضوعات موشکی تأکید دارد.
در سوی مقابل، با وجود دیدار بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا و اصرار او مبنی بر تشدید تنش و تقابل نظامی علیه ایران، ترامپ همزمان از ترجیح توافق و حفظ گزینه نظامی سخن میگوید.
ساداتیان: آرایش نظامی واشنگتن ابزار امتیازگیری است، نه اعلان جنگ
در همین خصوص جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در لندن، در تشریح شرایط کنونی منطقه در گفتوگو با اکوایران تاکید کرد که تمرکز نیروها و امکانات نظامی آمریکا در منطقه، بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای جنگ باشد، ابزاری برای امتیازگیری در مذاکرات است. به گفته او، واشنگتن با «بالا نگه داشتن چماق» تلاش میکند ایران را به انعطاف بیشتر وادار کند و از این وضعیت بهعنوان اهرم فشار بهره ببرد.
ساداتیان با اشاره به تحولات اخیر، از جمله اظهارات مطرحشده در کنفرانس امنیتی مونیخ، تصریح کرد که لابیهای اثرگذار در ساختار سیاسی آمریکا، بهویژه لابی اسرائیل در جهت افزایش فشار بر ایران فعالاند و میتوانند بر تصمیمسازیها اثر بگذارند.
در مقابل به گفته او، لابی کشورهای عربی نیز نگرانیهای خاص خود را دارند؛ نگرانی از آنکه در صورت تضعیف بیش از حد ایران یا فروپاشی ساختار حاکمیتی آن، اسرائیل به سمت جاهطلبی و توسعهطلبی منطقهای حرکت کند و موازنه قدرت به زیان دیگر کشورهای منطقه تغییر یابد.
دیپلمات پیشین کشورمان با بیان اینکه استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه امری آشکار و قابل مشاهده است، افزود: تحلیلها و اظهارنظرهای فراوانی درباره آرایش جدید منطقهای مطرح شده و موضوع پنهانی در این زمینه وجود ندارد. با این حال، پرسش اصلی از نگاه او آن است که آیا آمریکا از این «چماق بالا نگهداشتهشده» استفاده خواهد کرد یا صرفاً به دنبال کسب امتیاز از طریق آن است.
به اعتقاد ساداتیان، اگر واشنگتن بدون دستیابی به امتیاز کافی عقبنشینی کند، ممکن است فشار لابی اسرائیل افزایش یابد و خواستار اقدام نظامی شود؛ بهویژه با این استدلال که ایران در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد و زمان برای «یکسره کردن کار» مناسب است.
این دیپلمات پیشین در عین حال تأکید کرد که آمریکا به پیچیدگیهای هرگونه درگیری مستقیم واقف است. از نظر او، واشنگتن میداند که در صورت خطا و پاسخ متقابل ایران، امکان وارد آمدن خسارت و آسیب به اعتبار بینالمللیاش وجود دارد و خطر گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی و طولانیمدت نیز قابل چشمپوشی نیست.
با این حال، اگر ایران امتیازی ندهد و شرایط به سمت تحمیل جنگ پیش برود، آمریکا ترجیح خواهد داد در صورت اقدام، حملهای ضربتی و کوتاهمدت انجام دهد تا در کمترین زمان ممکن به اهداف خود برسد.
ساداتیان افزود: امید برخی محافل در آمریکا آن است که همزمان با فشار خارجی، نوعی بیثباتی داخلی نیز شکل گیرد تا تأثیر اقدام بیرونی افزایش یابد؛ هرچند به گفته او، با وجود نارضایتیها و اعتراضهای موجود، شرایط داخلی ایران آنگونه که برخی تصور میکنند آماده فروپاشی سریع نیست.
او وضعیت کنونی را نوعی حفظ همزمان فشار نظامی و تشدید فشار اقتصادی توصیف کرد؛ رویکردی با هدف افزایش فشار داخلی بدون ورود مستقیم به جنگ. به گفته ساداتیان، در این «طنابکشی»، تاکنون ایران با خواستههایی چون غنیسازی صفر درصدی، کاهش برد و تعداد موشکها و قطع حمایت از نیروهای همپیمان منطقهای موافقت نکرده است. در مقابل، پیشنهاد تهران برای تمرکز صرف بر موضوع هستهای، ظاهراً در دور نخست مذاکرات مورد پذیرش قرار گرفته و قرار است در دور دوم گفتوگوها در ژنو پیگیری شود.
ساداتیان افزود: بر اساس شواهد موجود، دونالد ترامپ در مقطع فعلی بیش از هر چیز بر پیشبرد موضوع از مسیر مذاکره تأکید دارد، هرچند برای مدیریت فشارهای بنیامین نتانیاهو و لابی آن، ناگزیر به طرح اظهارات تند درباره موضوعاتی چون برنامه موشکی است. با این حال، از مجموعه تحولات چنین برمیآید که اصل مذاکره پذیرفته شده و تمرکز بر پرونده هستهای در دستور کار قرار دارد. به گفته او، آمریکا غنیسازی در داخل ایران را با سازوکاری نظارتی پذیرفته و ایران نیز آمادگی خود را برای رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصدی اعلام کرده است.
او تأکید کرد: در زمان حاضر روند غالب، حرکت در مسیر گفتوگو است، هرچند آینده همچنان وابسته به تحولات پیشبینیناپذیر خواهد بود.
به گفته ساداتیان، ممکن است در ادامه، پیشنهادهایی درباره اقدامات سایبری، عملیات محدود یا ترورهای هدفمند مطرح شود و طرف آمریکایی در صورت اطمینان از موفقیت کوتاهمدت، به چنین گزینههایی تمایل نشان دهد. با این حال، در مقطع کنونی آنچه از مجموعه شواهد برمیآید، غلبه مسیر مذاکره بر گزینه تقابل مستقیم است.