به گزارش اکوایران، حملات اخیر به دو کشتی حامل گاز در بندر دمیاط مصر، در نزدیکی کانال سوئز، باعث وقوع آتشسوزی در هر دو کشتی شد. این حملات همچنین نگرانیهای امنیتی تازهای را در خاورمیانه برانگیخت و نشان داد که یک آبراه حیاتی دیگر نیز ممکن است در جنگ میان آمریکا و ایران مسدود شود؛ جنگی که شاید بیش از پیش از کنترل واشنگتن خارج شود.
جغرافیای پیچیده دریایی خاورمیانه
به گزارش نشنال اینترست، هنوز هیچ گروهی مسئولیت حمله به بندر دمیاط، واقع در یکی از شاخههای دلتای نیل، را بر عهده نگرفته است. بااینحال، این حمله یادآور آن است که چگونه پهپادهای ارزان قیمت میتوانند بهراحتی آبراههای حیاتی در سراسر جهان را مختل یا مسدود کنند.
یکی از نقاط قوت عربستان در بحران کنونی تنگه هرمز، ساخت آیندهنگرانه خط لوله شرق-غرب بوده است؛ خط لولهای که اکنون حدود ۷ میلیون بشکه نفت در روز را از میادین نفتی شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند.
از دریای سرخ، نفتکشها میتوانند نفت عربستان را از طریق کانال سوئز به سمت اروپا یا از طریق تنگه بابالمندب به سمت آسیا منتقل کنند. بااینحال، هرچه جنگ طولانیتر شده، ایران تمایل خود را برای اختلال در مسیرهای انتقال نفت در خارج از تنگه هرمز نشان داده است تا فشار بیشتری بر آمریکا و اروپا وارد کند.
انصارالله یمن اخیراً اعلام کردهاند که این آبراه باریک را به روی تردد نفتکشهای حامل نفت عربستان مسدود خواهند کرد؛ اقدامی که عملاً میتواند صادرات نفت عربستان به آسیا را قطع کند. حملات به کانال سوئز نیز میتواند همین اثر را برای اروپا داشته باشد؛ به این معنا که با مسدود کردن هر دو مسیر ورودی و خروجی، دریای سرخ عملاً به «هرمز دوم» تبدیل خواهد شد.
کانال سوئز؛ هدفی آسان حتی برای قدرتی متوسط
در حمله پهپادی هفته گذشته هیچ مورد تأییدشدهای از کشته یا حتی زخمیشدن افراد گزارش نشده، اما این حمله میتواند هشداری درباره اتفاقات بدتری باشد که در راه هستند.
یک کشتی باری بزرگ در حال عبور از کانال سوئز در حدود سال ۲۰۲۲. حملات اخیر پهپادی به کشتیرانی در نزدیکی کانال سوئز، آسیبپذیری آن را در برابر حملات نامتقارن با پهپادهای کمهزینه آشکار کرده است/عکس از شاتراستوک
گفته شده این کشتیها با هدف «نشان دادن این موضوع که امکان ایجاد اختلالی عمیقتر در کشتیرانی جهانی و عرضه انرژی وجود دارد» هدف قرار گرفتهاند.
برآورد میشود حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از تجارت جهانی و نزدیک به ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهان از کانال سوئز عبور کند؛ مسیری که سالانه بیش از یک تریلیون دلار کالا از آن جابهجا میشود. در شرایط عادی، روزانه بهطور متوسط ۵۰ تا ۶۰ کشتی از این آبراه عبور میکنند.
کانال سوئز در گذشته نیز بسته شده است. این کانال در جریان بحران سوئز در سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۵۷ به مدت پنج ماه تعطیل بود. همچنین در جریان جنگهای اعراب و اسرائیل، از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ بسته ماند.
عرض مسیر کشتیرانی کانال سوئز تنها حدود ۲۰۰ تا ۲۱۰ متر است؛ بنابراین حتی در بهترین شرایط نیز فضای چندانی برای خطا وجود ندارد. همین یکسالونیم پیش ناو هواپیمابر آمریکایی یواساس هری ترومن در دهانه کانال سوئز با یک نفتکش تجاری برخورد کرد؛ حادثهای که یادآور میشود حتی در شرایط ایدهآل نیز خطاها بهسادگی رخ میدهند. اکنون تصور کنید که یک حمله پهپادی نیز به این وضعیت اضافه شود؛ در چنین شرایطی، هرجومرج مطلق میتواند ایجاد شود.
یکی از نقاط امید برای صنعت نفت این است که مصر خط لولهای به نام سامِد (SUMED) دارد که بندر سوئز در ساحل دریای سرخ را به اسکندریه در ساحل مدیترانه متصل میکند. این خط لوله در صورت بستهشدن کانال سوئز میتواند تا حدی به بازارهای نفتی کمک کند، اما بهتنهایی برای جبران نفتی که از طریق کانال منتقل میشود کافی نخواهد بود؛ چه رسد به سایر کالاهایی که از مسیر سوئز بین اروپا و آسیا جابهجا میشوند.
چند پهپاد میتوانند اقتصاد جهانی را گروگان بگیرند
نیروی دریایی آمریکا بدون تردید تهدید علیه کانال سوئز و تنگه بابالمندب را جدی گرفته است. همین موضوع توضیح میدهد که چرا دهمین و آخرین ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز نیروی دریایی آمریکا، یواساس جرج هربرت واکر بوش، در بهار امسال برای رسیدن به خاورمیانه مسیر طولانیتری را از اطراف آفریقا انتخاب کرد و از هر دو گلوگاه باریک دریایی دوری کرد.
یک موشک و یک پهپاد شاهد در جریان رژه نظامی در تهران در سال ۲۰۲۵ به نمایش گذاشته شدهاند/عکس از نیویورکتایمز
تنها نیروی دریایی آمریکا نیست که برای کاهش خطر موشکها و پهپادها در دریای سرخ و کانال سوئز مسیر خود را تغییر داده است. تعداد قابلتوجهی از کشتیهای تجاری نیز اکنون مسیر طولانیتر از اطراف آفریقا را انتخاب میکنند؛ مسیری که حدود ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ مایل دریایی به سفر اضافه میکند و زمان سفر معمول بین آسیا و اروپا یا بین آسیا و سواحل شرقی آمریکا را ۱۰ تا ۱۴ روز افزایش میدهد.
البته باید توجه داشت که توانایی پهپادها برای ایجاد چنین اختلالاتی سالهاست آشکار شده است. اوکراین از پهپادهای دریایی و هوایی علیه نفتکشهای موسوم به «ناوگان سایه» روسیه و سایر کشتیها استفاده کرده و خسارات ساختاری جدی به آنها وارد کرده است؛ خساراتی که باعث آتشسوزیهای گسترده و از کار افتادن این کشتیها شده است.
اوکراین همچنین حملات پهپادی را به اهدافی در عمق خاک روسیه انجام داده است. بنابراین، ممکن است تهران به این نتیجه رسیده باشد که تنها گزینه آن بستن تنگه هرمز نیست؛ بلکه میتواند تنگه بابالمندب، کانال سوئز و حتی گلوگاههای دیگری مانند تنگه مالاکا را نیز هدف قرار دهد.
آیا پای یک دریای دیگر هم به جنگ باز میشود؟
نشریه نیوزویک در گزارشی تحلیلی پیرامون حملات به وقوع پیوسته در کانال سوئز مینویسد:
حمله پهپادی به بندر دمیاط مصر در نزدیکی کانال سوئز، دریای مدیترانه را بیش از پیش به جنگ آمریکا و ایران که در سراسر خاورمیانه در جریان است نزدیک کرده است؛ وضعیتی که خطر اختلالی بزرگ دیگر در تجارت و ثبات جهانی را افزایش میدهد و میتواند مشکلات تازهای برای ناتو ایجاد کند.
نمایی هوایی از ناو هواپیمابر یواساس آمریکا (CV 66) در حین عبور از کانال سوئز/عکس از ویکی مدیا
این حمله که تاکنون هیچ طرفی مسئولیت آن را بر عهده نگرفته، نخستین مورد از این دست در مسیر شمالی منتهی به کانال سوئز محسوب میشود. این حمله همزمان با ازسرگیری عملیات متحد ایران در یمن، یعنی انصارالله یا همان جنبش حوثیها، رخ داده است؛ گروهی که با تهدید به مسدود کردن دوباره تردد کشتیها در دریای سرخ از سمت جنوب، خطرات جدیدی ایجاد کرده است.
اما دریای مدیترانه تنها یک مرکز مهم تجارت جهانی نیست؛ این دریا همچنین بخشی از جبهه جنوبی ناتو به شمار میرود. کانال سوئز نیز برای اعضای اروپایی ناتو اهمیت ویژهای داشته است. ملیشدن کانال توسط مصر در سال ۱۹۵۶، هفت دهه پیش، به حمله مشترک بریتانیا و فرانسه همراه با اسرائیل منجر شد. در آن زمان، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در کنار یکدیگر خواستار عقبنشینی این سه کشور شدند.
اکنون اما این واشنگتن است که از متحدان اروپایی خود میخواهد در یک درگیری منطقهای به کمک آن بیایند. اگر دامنه درگیری بیش از این به حوزه مسئولیت ناتو کشیده شود، محاسبات این ائتلاف ممکن است پیچیدهتر شود؛ بهویژه آنکه تهدیدهای ناشی از جنگ روسیه و اوکراین نیز از سمت شرق همچنان ادامه دارد.
جان دِنی، پژوهشگر ارشد کالج دفاعی ناتو و شورای آتلانتیک که با ارتش آمریکا در اروپا نیز همکاری داشته است، به نیوزویک گفت: «ناتو همچنان بر تهدیدهایی متمرکز است که از دو جهت سرچشمه میگیرند؛ در درجه اول روسیه و در درجه دوم بیثباتی از جنوب.»
بااینحال، به گفته او، معماری دفاع موشکی ناتو از مدتها قبل، بهویژه با توجه به محل استقرار رادارها در ترکیه و سامانههای پرتاب در رومانی و لهستان، برای مقابله با تهدید ایران و دیگر تهدیدهای مشابه طراحی شده است.
سه گلوگاه در معرض تهدید؛ هزینههای قطع مسیر سوئز
حدود هشت کشور عضو ناتو در دریای مدیترانه خط ساحلی دارند؛ اگر قلمرو تحت کنترل بریتانیا در جبلالطارق را نیز حساب کنیم، این تعداد به ۹ کشور میرسد. تهدید پهپادهای دوربرد، حتی برای ناتو که از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ سطح هوشیاری خود را افزایش داده، چالشبرانگیز بوده است.
شناورهای متعلق به گروه ضربت ناو هواپیمابر شارل دوگل نیروی دریایی فرانسه، در ۶ مه، در مسیر دریای سرخ جنوبی برای استقرار اولیه به منظور یک مأموریت احتمالی برای بازگرداندن کشتیرانی در تنگه هرمز، از کانال سوئز عبور میکنند/عکس از آسوشیتدپرس
آسیبپذیریهای ناتو بیشتر در نفوذ پهپادها و موشکهای مرتبط با روسیه به مرزهای شرقی این ائتلاف نمایان شده است؛ از جمله حادثهای که روز پنجشنبه همزمان با بمباران اوکراین از سوی روسیه در لهستان رخ داد.
مدیترانه نیز از این تهدیدها مصون نمانده است. در اوایل ماه مارس، تنها چند روز پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، گزارش شد که مهمات سرگردان یا همان پهپادهای انتحاری که گفته میشد از سوی ایران شلیک شدهاند، پایگاه نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در منطقه تحت کنترل بریتانیا در آکروتیری قبرس را هدف قرار دادهاند و یکی از آنها توانسته است از سامانههای رهگیری عبور کند.
تهدیدی تازه علیه سوئز میتواند به دلیل جایگاه منحصربهفرد این کانال، اختلالی حتی بزرگتر ایجاد کند؛ زیرا کانال سوئز تنها مسیر مستقیم اتصال دریای سرخ و دریای مدیترانه است.
عملیاتهای قبلی انصارالله برای ایجاد اختلال در تجارت دریایی دریای سرخ که در واکنش به آغاز جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ شروع شد، باعث شد حدود دو سوم کشتیها مسیر خود را تغییر داده و هزاران مایل از اطراف دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی عبور کنند. انصارالله تنها پس از امضای توافق صلح میان اسرائیل و حماس در ماه اکتبر عملیات خود را متوقف کرد، اما در ماه جاری و همزمان با تشدید بیثباتی منطقهای، حملات علیه کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی را از سر گرفت.
جان دنی در این رابطه گفت: «کانال سوئز آشکارا یک مسیر اصلی برای انتقال کالاهاست؛ حدود ۳۰ درصد از کل ترافیک کانتینری جهان هر سال از این کانال عبور میکند؛ بنابراین، کانال سوئز برای اقتصاد جهانی به همان اندازه اهمیت دارد که تنگه هرمز برای بازارهای انرژی جهان.»
کارن یانگ، اقتصاددان سیاسی و پژوهشگر ارشد مرکز سیاستگذاری انرژی جهانی در دانشگاه کلمبیا، نیز به پیامدهای جهانی گسترش بحران اشاره کرد. او گفت: «اکنون سه گلوگاه مهم دریایی، یعنی بابالمندب، تنگه هرمز و کانال سوئز، همزمان در معرض تهدید قرار گرفتهاند؛ بنابراین تجارت جهانی در معرض خطر است، هرچند تردد از کانال سوئز هیچگاه پس از تهدیدهای قبلی انصارالله در چند سال گذشته به سطح پیشین بازنگشت.»
تناقضها و ضعفهای ناتو در تأمین امنیت دریاها
درحالیکه ناتو تاکنون تا حد زیادی در برابر فشار آمریکا برای مداخله علیه ایران و متحدانش مقاومت کرده است، برخی کشورهای عضو بهطور غیرعلنی مشارکت داشتهاند.
آسیبهای ناشی از چندین حمله هوایی، به گفته شاهدان محلی، در پسزمینه کشتیهای موجود در تنگه هرمز، بر روی اسکله ماهیگیری در بندر جزیره قشم، ایران، در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ دیده میشود/عکس از اصغر بشارتی از طریق آسوشیتدپرس
بریتانیا با فاصله فعالترین عضو بوده و به آمریکا اجازه داده است از پایگاههای خود در خاک اصلی این کشور برای انجام حملات هوایی استفاده کند.
فرانسه و بریتانیا بهطور مستقیم در دفاع هوایی از کشورهای عربی میزبان پایگاههای نظامی آمریکا که تحت حملات ایران قرار گرفتهاند مشارکت کردهاند. اسپانیا نیز که اخیراً بیش از دیگر متحدان اروپایی مورد انتقاد ترامپ قرار گرفته، یک سامانه پاتریوت به ترکیه اعزام کرده است.
اتحادیه اروپا نیز یک نیروی دریایی مشترک در خلیج عدن، میان دریای سرخ و دریای عرب، دارد.
به نظر میرسد بریتانیا نسبت به پیشنهاد تازه پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، برای ایجاد گشتهای دریایی در زمان جنگ آمادگی بیشتری دارد، اما دیگر متحدان همچنان تردید دارند.
جیمی شیا، معاون سابق دبیرکل ناتو در امور چالشهای امنیتی نوظهور، گفت: «مشکل این است که رئیسجمهوری ایالات متحده بهندرت از متحدان بابت اقداماتی که برای کمک انجام میدهند قدردانی میکند.»
پرسشهایی نیز درباره تعهد بلندمدت آمریکا به دستیابی به اهداف راهبردی مطرح است.
هنگامی که بریتانیا سال گذشته در عملیات تحت رهبری آمریکا برای حمله به مواضع انصارالله در یمن، در جریان محاصره عملی دریای سرخ توسط این گروه، مشارکت کرد، انصارالله به عملیات خود ادامه داد و کاخ سفید نیز در نهایت چند هفته بعد حملات را متوقف کرد.
این واقعیت که ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ظاهراً تمایلی ندارند کشورهای عضو ناتو را در تصمیمگیری درباره مسیر جنگ مشارکت دهند، یکی دیگر از عواملی است که باعث کاهش تمایل کشورهای اروپایی به رویارویی مستقیم شده است.
جیمی شیا گفت: «بسیار بعید است که ناتو بهعنوان یک سازمان وارد جنگ خاورمیانه شود. آمریکا یا اسرائیل نیز به همان اندازه بعید است که بخواهند در تصمیمگیری با متحدان خود شریک شوند؛ همانطور که در عملیاتهای واقعاً چندملیتی معمول است.»
حتی اگر مأموریت دریایی اروپایی شکل بگیرد، ناتو ممکن است با افزایش بیش از حد پراکندگی حضور دریایی خود، جبهه مدیترانهایاش را آسیبپذیرتر کند. به گفته شیا: «اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه یابد، میتواند ناتو را تحت فشار قرار دهد، زیرا ناوهای جنگی ارزشمند این ائتلاف باید از مأموریتهای مهم دریایی در بالتیک، اقیانوس اطلس شمالی و مدیترانه منحرف شوند؛ برای مثال، مأموریتهای نظارت بر ناوگان سایه روسیه یا کشتیهای اطلاعاتی روسیه.»