رقابت صنعتی در حال ورود به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن مزیت رقابتی فقط به عملکرد یک بنگاه وابسته نیست، بلکه به توانایی شرکت‌ها برای اشتراک داده، زیرساخت و فرایندها و بهینه‌سازی کل اکوسیستم بستگی دارد.

در اقتصاد هوشمند، بخشی از ارزش در مرز میان شرکت‌ها شکل می‌گیرد؛ جایی که داده‌های مربوط به انرژی، تولید، لجستیک و زنجیره تأمین با یکدیگر ترکیب می‌شوند و امکان تصمیم‌گیری هماهنگ را فراهم می‌کنند.

تجربه‌های جهانی نیز نشان می‌دهد این همکاری می‌تواند ارزش اقتصادی قابل‌توجهی ایجاد کند. در پروژه Starlings در بندر روتردام، شرکت‌های صنعتی توانستند انعطاف‌پذیری انرژی خود را تقریبا به‌صورت بلادرنگ با یکدیگر مبادله کنند. آزمایش‌های اولیه حدود ۵ درصد بهره‌وری ایجاد کرد و مدل‌سازی‌ها نشان می‌دهد با اشتراک داده پیشرفته‌تر و زیرساخت مشترک، این منافع می‌تواند چندین برابر شود. در پارک صنعتی Ordos-Envision چین نیز اشتراک داده میان بیش از ۵۰ شرکت به مصرف حدود ۸۰ درصد برق سبز در محل و کاهش تقریبا ۱۰ درصدی هزینه‌های انرژی انجامید.

اما مانع اصلی، لزوما فناوری نیست؛ اعتماد، حکمرانی داده، تقسیم منافع، تفاوت بلوغ دیجیتال و امنیت سایبری چالش‌هایی هستند که می‌توانند مانع شکل‌گیری این همکاری شوند.

به این ترتیب، آینده رقابت صنعتی شاید متعلق به شرکتی نباشد که بیشترین داده را دارد؛ بلکه متعلق به شرکتی است که بتواند داده خود و دیگران را بهتر به ارزش مشترک تبدیل کند؛ همان چیزی که می‌توان آن را «همکاری رادیکال» نامید.