دست نامرئی بازار بدون دولت کار نمی‌کند. اقتصاد بازار به قواعد و نهادهایی نیاز دارد که حقوق مالکیت، قراردادها و قانون را اجرا کنند؛ پلیس و دادگاه پیش‌شرط کارکرد بازارند، نه مخالف آن. اما نقش دولت به این محدود نمی‌شود.

دو دلیل اصلی دیگر برای مداخله دولت وجود دارد: کارایی و برابری. از منظر کارایی، بازار گاهی دچار شکست می‌شود؛ مثلاً زمانی که اثرات خارجی مانند آلودگی در قیمت‌ها منعکس نمی‌شوند، یا وقتی قدرت بازار به یک بنگاه اجازه دستکاری قیمت‌ها را می‌دهد.

در این شرایط، سیاست‌گذاری درست می‌تواند کارایی را افزایش دهد. از منظر برابری، دست نامرئی تضمین نمی‌کند همه به غذا، پوشاک و درمان کافی دسترسی داشته باشند. سیاست‌هایی مانند مالیات بر درآمد و نظام‌های رفاهی برای کاهش نابرابری طراحی شده‌اند. اما این‌که دولت می‌تواند نتایج بازار را بهبود دهد، به معنای این نیست که همیشه چنین می‌کند. سیاست‌گذاری توسط انسان‌ها در فرایندی سیاسی و ناقص انجام می‌شود و گاه به نفع گروه‌های قدرتمند است. اقتصاد به ما یاد می‌دهد چه زمانی مداخله دولت قابل دفاع است و چه زمانی نه.