تضمین دسترسی به مسکن در شرایط جنگی
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با تأکید بر تفاوت «تابآوری» و «پایداری ساختاری» اعلام کرده است که در شرایط جنگ فرسایشی، سیاستگذاری باید بر حفظ کارکردهای حیاتی جامعه متمرکز شود و در این میان تضمین دسترسی همه خانوارها به مسکن نقشی کلیدی در حفظ ثبات اجتماعی دارد. این گزارش با اشاره به جمعیت حدود ۲۰ میلیونی مستأجران و سطح بالای فقر در میان آنها، پیشنهاد میکند دولت برای جلوگیری از جابهجایی گسترده خانوارها اقداماتی مانند تمدید قراردادهای اجاره بدون افزایش قیمت، جلوگیری از تخلیه مستأجران در دوره جنگ و جرمانگاری فشار موجران را در دستور کار قرار دهد.
وضعیت خودرو بعد از جنگ
با گذشت بیش از یک ماه از آغاز جنگ، بازار خودرو همچنان هممسیر با سایر بازارها در وضعیت سردرگمی قرار دارد. در این شرایط، عملاً کشف قیمتی در بازار رخ نمیدهد و قیمتها به دو سطح مجزا تقسیم شدهاند: قیمتهای پیشنهادی فروشندگان و قیمتهای مورد نظر خریداران. در این میان، واسطهها از شکاف میان این دو سطح قیمتی سود میبرند و فروشندگانی که به نقدینگی فوری نیاز دارند، بیش از دیگران متضرر میشوند.
شوک جنگ به فولاد منطقه
حملات به فولادسازان ایران اگرچه عرضه جهانی را بهطور جدی تحت تأثیر قرار نداده، اما محدودیتهای لجستیکی در تنگه هرمز، مسیر تجارت فولاد در خاورمیانه را تغییر داده و تقاضا برای واردات از چین را افزایش داده است.
کدام شرکتهای بورسی از جنگ آسیب دیدند؟
حمله به یک منطقه صنعتی، فقط تخریب چند ساختمان نیست؛ ضربه به قلب اقتصاد است. از فولاد مبارکه تا پالایشگاه تهران و شرکتهای دارویی، مجموعهای از بزرگترین بنگاههای بورسی کشور در این حملات آسیب دیدهاند، شرکتهایی با مجموع ارزشی نزدیک به ۱۰۰۰ همت که بخش مهمی از سرمایه مردم را نمایندگی میکنند.
اما نقطه کانونی، منطقه پتروشیمی ماهشهر است؛ جایی که حدود ۲۵ درصد تولید پتروشیمی ایران در آن متمرکز شده و دهها مجتمع بزرگ، زنجیرهای بههمپیوسته از تولید، انرژی و صادرات را شکل دادهاند.
این یعنی هر اختلال، فقط یک حادثه صنعتی نیست؛ بلکه شوکی به درآمد ارزی، اشتغال و ثبات بازار سرمایه است. وقتی این زیرساختها هدف قرار میگیرند، در واقع گلوگاههای حیاتی اقتصاد نشانه گرفته شدهاند. تأثیر این اتفاقات فراتر از صنعت است؛ به زندگی میلیونها سهامدار و آینده اقتصاد کشور گره خورده است.
چالش تولید برق دیتاسنترها در منطقه
رشد انفجاری دیتاسنترها، معادلات انرژی جهان را در حال بازنویسی است. گزارش جدید گلدمن ساکس نشان میدهد مصرف برق این زیرساختها تا ۲۰۳۰ بیش از سه برابر میشود؛ جهشی که عمدتاً از دل هوش مصنوعی بیرون آمده است.
این یعنی برخلاف رشد محدود تقاضای کل برق جهان، دیتاسنترها به یکی از موتورهای اصلی مصرف انرژی تبدیل خواهند شد. در چنین شرایطی، ترکیب انرژی آینده اهمیت حیاتی پیدا میکند: تجدیدپذیرها رشد میکنند، اما گاز طبیعی همچنان ستون پایداری شبکه باقی میماند. اینجاست که کشورهایی با منابع بزرگ گاز، مثل ایران، میتوانند نقشآفرین شوند.
اگر ایران بتواند وارد زنجیره جهانی LNG شود و همزمان برق ارزان و پایدار تولید کند، نهتنها از صادرات انرژی درآمد کسب میکند، بلکه میتواند به هاب دیتاسنتری منطقه هم تبدیل شود. آینده انرژی، فقط فروش سوخت نیست؛ رقابت بر سر تبدیل انرژی به قدرت دیجیتال است.
حاشیههای مقاله ظریف در فارین افرز
جنگ هنوز ادامه دارد، اما اینبار یک مقاله، جبههای تازه در داخل کشور باز کرده. ظریف با انتشار یادداشتی در فارنافرز، پیشنهاد یک «بسته جامع» برای پایان جنگ با آمریکا را مطرح کرد؛ از محدودیت هستهای تا لغو تحریمها و توافق عدم تجاوز.
اما این پیشنهاد، خیلی زود از یک راهحل دیپلماتیک به یک مناقشه سیاسی تبدیل شد. در داخل، واکنشها دو قطبی است؛ عدهای آن را راهی واقعبینانه برای خروج از بحران میدانند و عدهای دیگر، آن را نسخهای قدیمی و حتی همسو با خواستههای واشنگتن و تلآویو.
شدت انتقادات به حدی رسید که برخی چهرهها پا را فراتر از نقد گذاشتند و ادبیات تند و حتی تهدیدآمیز به کار بردند. همزمان، درخواستهایی برای برخورد قضایی با ظریف و حتی حسن روحانی هم مطرح شد.
در مقابل، خارج از ایران، نگاه متفاوت است. حمد بن جاسم بن جابر آل ثانی این طرح را «راه خروج واقعی از بحران» توصیف کرده، البته با یک شرط: شجاعت سیاسی برای اجرای آن.
حالا سؤال اینجاست: این طرح، یک فرصت برای پایان جنگ است یا پیشنهادی دور از واقعیتهای امروز؟ پاسخ، فقط در میدان جنگ مشخص نمیشود؛ در سیاست و افکار عمومی هم رقم میخورد.
حضور دوباره انسان در کره ماه
پس از بیش از نیمقرن، برنامه فضایی ناسا بار دیگر انسان را به مسیر ماه بازگردانده است. در مأموریت آرتمیس دو، چهار فضانورد بهسوی ماه اعزام شدهاند تا نخستین سفر سرنشیندار فراتر از مدار زمین پس از مأموریت آپولو 17 در سال ۱۹۷۲ رقم بخورد.
این بازگشت در چارچوب برنامه آرتمیس انجام میشود؛ برنامهای که هدف آن نه صرفاً رسیدن به ماه، بلکه ایجاد حضور پایدار انسانی و آمادهسازی برای مأموریتهای آینده به مریخ است.
در حالیکه در دوران جنگ سرد رقابت فضایی ماه نماد قدرت سیاسی و نظامی بود، امروز این مسیر با اهدافی متفاوت از جمله توسعه علمی، فناوری و گسترش حضور انسانی در فضا دنبال میشود.
آرتمیس، تداوم یک روایت تاریخی است؛ از رقابت برای «رسیدن» تا تلاش برای «ماندن و گسترش.»