اکوایران: در حالی که مذاکرات ایران و آمریکا همچنان در بن‌بست قرار دارد و سایه تهدید نظامی بر منطقه خلیج فارس سنگینی می‌کند، کاهش نسبی تنش‌ها و اظهارات مقام‌های آمریکایی درباره احتمال پایان سریع درگیری‌ها، فضای پرابهام و ناپایداری را برای سیاست‌گذاران و بازارهای جهانی ایجاد کرده است. در این شرایط، مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با اکوایران به تفسیر اوضاع و چشم‌انداز پیش‌رو پرداخته است.

به گزارش اکوایران، در حالی که تنش‌ها میان ایران و ایالات متحده ادامه دارد و روند مذاکرات هنوز در بن‌بست قرار گرفته، چشم‌انداز دستیابی به صلح در منطقه خلیج فارس همچنان نامطمئن است.

اظهارات مقام‌های آمریکایی درباره احتمال پایان سریع درگیری‌ها، کاهش نسبی قیمت نفت و تحرکات دیپلماتیک کشورهای منطقه، نشان‌دهنده تلاش‌ها برای مدیریت بحران است، اما سایه تهدید نظامی همچنان سنگین باقی مانده است.

در این شرایط حساس، تحلیل رفتار بازیگران داخلی و بین‌المللی، از جمله آمریکا، ایران و متحدان منطقه‌ای و جهانی اهمیت ویژه‌ای دارد.

مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت‌وگو با اکوایران، وضعیت جاری مذاکرات، نقش کشورهای خلیج فارس، روسیه و چین و امکان دستیابی به توافق پایدار را مورد بررسی قرار داده است.

هاشمی طبا

هاشمی‌طبا: مذاکرات ایران و آمریکا بیشتر تابع خواسته‌های واشنگتن است

هاشمی‌طبا با نگاهی انتقادی به مذاکرات میان ایران و ایالات متحده، تأکید کرد که روند جاری گفتگوها بیش از آنکه به یک توافق واقعی منجر شود، تابع فشارها و خواسته‌های طرف آمریکایی است.

هاشمی‌طبا گفت: مذاکره در شرایط فعلی بیشتر به معنای امضای خواسته‌های طرف آمریکایی است و هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که واشنگتن قصد انعطاف واقعی در این زمینه را داشته باشد. این فعال سیاسی احتمال دستیابی به صلح در کوتاه‌مدت را بسیار کم دانست.

او در ادامه افزود: ماهیت حکومت‌ها در ایران، اعم از جمهوری اسلامی ایران یا ساختارهای ملی دیگر، تفاوت چندانی برای آمریکا ندارد. آنچه این کشورها و متحدانشان دنبال می‌کنند، نفوذ و توسعه قدرت در منطقه است و به همین دلیل صلح‌آمیز بودن این مذاکرات جایگاه چندانی ندارد.

هاشمی‌طبا همچنین نقش کشورهای حوزه خلیج فارس را در تحولات کنونی منطقه بررسی کرد و گفت: کشورهای عربی، به ویژه امارات و عربستان، همواره تحت تأثیر تصمیمات واشنگتن عمل کرده‌اند. در بسیاری از مواقع، فشارها و خواسته‌های آمریکا تعیین‌کننده رفتار آنها در مذاکرات و بحران‌های منطقه‌ای است. حتی اسرائیل و برخی دیگر از بازیگران منطقه‌ای با استفاده از فشارهای سیاسی و امنیتی، سعی دارند مسیر تصمیم‌گیری را به نفع منافع خود تغییر دهند.

او در تحلیل ساختار تصمیم‌گیری آمریکا تأکید کرد: در حال حاضر، ایالات متحده کشور مستقل و مقتدری در سیاست خارجی خود نیست. بسیاری از تصمیمات مهم، تحت تأثیر لابی‌ها و گروه‌های فشار داخلی و مستقر در کاخ سفید اتخاذ می‌شوند. این موضوع باعث شده روند مذاکرات و تصمیم‌گیری در خصوص ایران دچار نوسان و عدم قطعیت شود و هیچ تضمینی برای ثبات در سیاست خارجی آمریکا وجود ندارد.

هاشمی‌طبا همچنین به نقش روسیه و چین در پرونده ایران اشاره کرد و گفت: این کشورها به عنوان متحدان اقتصادی و راهبردی ایران عمل می‌کنند، اما هیچ‌گاه متحد کامل نبوده‌اند. روسیه و چین همواره منافع ملی و استراتژیک خود را در اولویت قرار می‌دهند و همکاری‌هایشان با ایران، حتی در قالب مقابله با فشارهای آمریکا، محدود به مصالح خودشان است. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه یا شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین نقش میانجی مستقل و بی‌طرف را ایفا کنند که منجر به توافق پایدار بین ایران و غرب شود.

او افزود: حتی کشورهای همسایه و همکار ما در منطقه و فراتر از آن نیز عمدتاً اهداف توسعه‌طلبانه و اقتصادی خود را دنبال می‌کنند و صلح واقعی با ایران در اولویت آنها نیست. نگاه ما باید واقع‌بینانه باشد؛ بسیاری از طرف‌ها حتی اگر با ایران همکاری کنند، این همکاری بیشتر تجاری و تاکتیکی است و نه به عنوان یک تعهد سیاسی و امنیتی بلندمدت.

هاشمی‌طبا در پایان با تأکید بر ضرورت تحلیل واقع‌بینانه از شرایط ژئوپلیتیک گفت: ایران در این مرحله باید سیاست خارجی خود را مبتنی بر شناخت دقیق از منافع بازیگران منطقه‌ای و جهانی تنظیم کند؛ سیاستی که هم کاهش تنش‌ها را هدف قرار دهد و هم آمادگی کشور را برای مقابله با فشارها و تهدیدهای احتمالی حفظ کند.