آیا اقتصاد ایران بدون اصلاحات ساختاری دوام میآورد؟
اقتصاد ایران در حالی با یکی از پیچیدهترین دورههای خود مواجه شده که تلاقی جنگ، فشارهای ساختاری و ضعفهای مزمن، مسیر سیاستگذاری را به نقطهای حساس رسانده است.
روزنامهنگار سرویس اقتصاد کلان اکوایران
اقتصاد ایران در حالی با یکی از پیچیدهترین دورههای خود مواجه شده که تلاقی جنگ، فشارهای ساختاری و ضعفهای مزمن، مسیر سیاستگذاری را به نقطهای حساس رسانده است.
در پی حمله آمریکا و اسراییل به ایران، ایران مانعی در عبور و مرور آزادانه کشتیها از تنگه هرمز ایجاد کرد؛ مانعی که نهایتاً به یکی از محورهای مذاکراتی ایران و آمریکا در مذاکرات آتشبس تبدیل شد.
در میانه تعارضها، همیشه این پرسش مطرح است: باید بر «حق» پافشاری کرد یا «منفعت» را در اولویت گذاشت؟
در این گزارش، دهکبندی بر اساس سهم هزینه خوراک انجام شده؛ بهطوریکه هرچه این سهم بیشتر باشد، خانوار در دهک پایینتر (کمبرخوردارتر) قرار میگیرد.
فاطمه عزیزخانی، اقتصاددان:آمار دقیقی هنوز منتشر نشده که بتوانیم با قطعیت بگوییم زنان بیشتر آسیب دیدهاند یا مردان. نوع شوک فعلی هم متفاوت است. بسیاری از بنگاههایی که مستقیماً مورد اصابت قرار گرفتند و اشتغال از دست دادند، احتمالاً کارکنانشان عمدتاً مرد بودهاند.
فاطمه عزیزخانی، اقتصاددان:بر اساس دادههای مرکز آمار، بازار کار ایران پیش از جنگ نیز با شرایط نامساعدی مواجه بوده است. بهطور مشخص، در تابستان ۱۴۰۴ حدود ۱۷۱ هزار نفر و در پاییز همان سال ۱۲۱ هزار نفر از تعداد شاغلان کاسته شده است.
فاطمه عزیزخانی، اقتصاددان:وقوع جنگ بهعنوان یک شوک بیرونی، وضعیت بازار کار را تشدید و تعمیق کرد. حتی بنگاههایی که پیشتر توان ادامه فعالیت داشتند، با آغاز جنگ دچار رکود شدند. برای مثال، بخشهایی مانند حملونقل هوایی، گردشگری، حملونقل شهری و بسیاری از کسبوکارهای وابسته به پلتفرمها نیز با افت یا توقف فعالیت مواجه شدند.
با گذشت ۴۰ روز از آغاز جنگ، یکی از ملموسترین و فوریترین پیامدهای این درگیری، تغییرات قابلتوجه در بازار کار بوده است؛ تغییری که خود را بیش از هر چیز در تعدیل گسترده نیروی انسانی نشان داده است. از همان روزهای ابتدایی، نشانههای این وضعیت در بخشهای مختلف اقتصادی قابل مشاهده بود؛ از واحدهای تولیدی بزرگ که بهطور مستقیم در معرض آسیب قرار گرفتند و ناچار به کاهش یا توقف فعالیت شدند، تا کسبوکارهای کوچک و متوسطی که بهصورت غیرمستقیم و در پی اختلال در زنجیره تأمین، کاهش تقاضا یا نااطمینانیهای ناشی از شرایط جنگی، بخشی از نیروی کار خود را تعدیل کردند. در این میان، گروهی از شاغلان نیز بدون آنکه در آمارهای رسمی دیده شوند، بهویژه در بخش غیررسمی اقتصاد، با از دست دادن کامل درآمد مواجه شدند.
بازارهای کامودیتی در سال ۲۰۲۶ دیگر با منطق معمول حرکت نمیکنند؛ شوک ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ ایران، قیمتها را در سراسر بخشهای انرژی، فلزات و کشاورزی بازتعریف کرده است.
وابستگی به سوختهای فسیلی فقط یک مسئله تأمین انرژی نیست؛ یک کانال انتقال نااطمینانی به کل اقتصاد است.