اخلاق سیاسی آزادی | قسمت دوم: لاک، مونتسکیو و «قانون اساسی انگلستان»
مونتسکیو تفکیک قوا را، آنطور که کتاب درسی مدارس آموزش داده میشود، ابداع نکرد، بلکه صرفاً این «سیستم باشکوه» انگلیسی را، که برای فرانسویها، و البته که به شکلی آرمانی، توصیف کرد.
مونتسکیو تفکیک قوا را، آنطور که کتاب درسی مدارس آموزش داده میشود، ابداع نکرد، بلکه صرفاً این «سیستم باشکوه» انگلیسی را، که برای فرانسویها، و البته که به شکلی آرمانی، توصیف کرد.
برخلاف توسعه در بریتانیای کبیر که بر اساس سنت حقوقی آنگلوساکسون و به عنوان تکامل مداوم آن صورت گرفت، هیچ مسیر تداومی در فرانسه وجود نداشت که کشور را از بنبست خود بیرون بیاورد و آن را از ورشکستگی سیاسی و مالی نجات دهد. در عوض، آنچه مورد نیاز بود، گسستی مشروطه و سیاسی از گذشته بود. با این حال، انقلاب فرانسه ناگهان از آسمان نیفتاد، این انقلاب بخشی از یک فرآیند سکولار بود.
در هیچ کجای بحث ادام اسمیت -کتاب ثروت ملل- در مورد تقسیم کار، کارآفرین (آنتروپرونر)، مالک یا مدیر جایی ندارد. اسمیت نظریهای در مورد ارزش کار داشت که توسط کارل مارکس پذیرفته شده بود. اما لودویگ فون میزس، کارآفرین را به عنوان نیروی مرکزی در فرآیند تقسیم کار قرار داد.
این مقاله در چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۴ در سایت موسسهی کیتو منتشر شده است.
تصمیم به خریدن یا نخریدن یک کالای خاص، یک ارزیابی ذهنی محسوب میشود. در واقع برخی گمان میکنند از آنجایی که خرید کالا به هیچ هدف خاصی مرتبط نیست، پس ماهیتی تصادفی دارد. بنابراین، فرد کالایی را خریداری میکند زیرا مقیاس ترجیحات برای او تصمیم گرفته است که این کار را انجام دهد.
مفهوم ذهن گروهی توسط نویسندگان جمعگرایی ابداع شد که هدفشان توضیح رویدادهای تاریخی با ارجاع به گروههایی بود که آن رویدادها نسبتی با آنها داشته است. نویسندگان جمعگرا در اشتیاق خود برای حذف هرگونه اشاره به افراد و رویدادهای فردی از تاریخ، به یک ساختار وهمآلود، یعنی ذهن گروهی یا ذهن اجتماعی متوسل شدند.
از نظر لودویگ فون میزس، نئولیبرالها -در مقایسه با سوسیالیستهای متعصب- نسبتاً لیبرال بودند، اما مداخلهگرایانی بودند که از بانکداری مرکزی و دولت بوروکراتیک و نظارتی حمایت میکردند.
خبر خوب اینکه هر هفت گناه اقتصادی از علتی مشترک نشأت میگیرند. و آن علت «تورم پولی»ای است که برونزا و قابل پاکسازی از جامعه است.
در قسمت قبل ۴ گناه کبیره اقتصادی را خواندیم، در این گزارش به سراغ سه گناه بعدی میرویم.
خبر خوب اینکه هر هفت گناه اقتصادی از علتی مشترک نشأت میگیرند. و آن علت «تورم پولی»ای است که برونزا و قابل پاکسازی از جامعه است.