توضیح اکوایران: مقالۀ پیشرو به قلم پاول شار در تاریخ 23 ژوئن 2026 در نشریۀ فارن افیرز منتشر شد. اکوایران ترجمۀ کاملی از این مقاله را در دو بخش جداگانه ارائه میدهد. یادداشت کنونی ترجمۀ بخش دوم این مقاله است.
توان پردازشی: مزیت کشورها در قرن بیستویکم
بخش دوم: امروزه توان پردازشی (Computing Power) برای بهکارگیری هوش مصنوعی در مقیاس گسترده ضروری است. استفاده از پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی به انرژی و قدرت محاسباتی عظیمی نیاز دارد و شرکتهای فناوری صدها میلیارد دلار برای ساخت مراکز داده غولپیکر سرمایهگذاری میکنند تا پاسخگوی این تقاضا باشند.
امروزه، توان پردازشی تقریباً همان نقشی را ایفا میکند که ظرفیت تولید صنعتی در عصر انقلاب صنعتی داشت. همانگونه که ظرفیت تولید یک کشور رشد اقتصادی و قدرت نظامی آن را تعیین میکرد، مجموع توان پردازشی نیز قدرت یک کشور در حوزه هوش مصنوعی و در نتیجه قدرت کلی آن را تعیین خواهد کرد.
مهمترین ابزاری که ایالات متحده برای کند کردن پیشرفت چین در اختیار دارد، «کنترلهای صادراتی» است که مانع دسترسی شرکتهای چینی به تراشههای پیشرفته و تجهیزات تولید نیمههادیها میشود. تراشهها برای آموزش و اجرای پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی ضروری هستند و شرکتهای آمریکایی بخشهای کلیدی زنجیره تأمین جهانی تولید تراشه را در اختیار دارند.
در دولت نخست دونالد ترامپ و سپس در دولت جو بایدن، دولت آمریکا بهتدریج محدودیتهای صادراتی بر تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی و تجهیزات ساخت تراشه به چین را تشدید کرد؛ اما در ژانویه ۲۰۲۶، دولت ترامپ مسیر خود را تغییر داد و با فروش تراشه H200 شرکت انویدیا به چین موافقت کرد. تا آوریل ۲۰۲۶، با وجود آنکه وزارت بازرگانی آمریکا مجوز صادرات مقادیر محدودی از این تراشهها را صادر کرده و انویدیا نیز سفارشهایی از مشتریان چینی دریافت کرده بود، این تراشهها هنوز به چین تحویل داده نشده بودند.
با توجه به محدودیت عرضه جهانی تراشههای مورد نیاز برای توسعه هوش مصنوعی و افزایش شدید تقاضا در داخل آمریکا، هر تراشهای که به چین فروخته شود، به معنای یک زیان برای واشنگتن و یک امتیاز برای پکن است. دولت ترامپ چهبسا بهجای واگذار کردن برتری آمریکا به یک رقیب راهبردی، ممنوعیت صادرات تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی به چین را دوباره برقرار کند.
دولت آمریکا همچنین ممکن است با ژاپن و هلند همکاری کند تا محدودیتهای صادراتی بر تجهیزات تولید تراشه به چین را سختتر کنند. کارخانههای پیشرفته تولید تراشه به فناوریهای آمریکا، ژاپن و هلند وابسته هستند.
چین با تمام توان در تلاش است ظرفیت داخلی تولید نیمههادیهای خود را افزایش دهد تا وابستگیاش به تراشههای خارجی کاهش یابد، اما بدون دسترسی به تجهیزات حیاتی ساخت تراشه، قادر به تولید پیشرفتهترین تراشهها نخواهد بود.
دولت نخست ترامپ فشار زیادی بر هلند وارد کرد تا فروش دستگاههای لیتوگرافی فرابنفش شدید (Extreme Ultraviolet Lithography - EUV) را به چین متوقف کند؛ دستگاههایی که برای تولید پیشرفتهترین تراشهها ضروری هستند؛ بااینحال، چین همچنان با استفاده از فناوری قدیمیتر لیتوگرافی غوطهوری فرابنفش عمیق (Deep Ultraviolet Immersion Lithography - DUV) که مشمول این محدودیتها نیست، به پیشرفت خود ادامه داده است.
راهبرد تحریم فعال چین از سوی آمریکا
البته، محدود کردن دسترسی چین به سختافزارهایی مانند تراشه و تجهیزات ساخت تراشه، تأثیر چندانی بر توانایی این کشور در بهرهگیری از روش «تقطیر خصمانه» نخواهد داشت. ازاینرو، دولت آمریکا شاید با شرکتهای هوش مصنوعی همکاری کند تا با رقبای خارجی که قابلیتهای مدلهای آمریکایی را استخراج میکنند، مقابله شود.
سربازان تیپ مستقل ۱۲۷ دفاع سرزمینی اوکراین در خط مقدم جبهه در استان خارکیف، روز شنبه ۱۴ مارس ۲۰۲۶، یک پهپاد را که برای شناسایی پهپادهای تهاجمی روسیه به کار گرفته میشود، هدایت میکنند/عکس از آسوشیتدپرس
کنگره ممکن است قانونی تصویب کند که به شرکتهای آمریکایی اجازه دهد بدون نگرانی از مسئولیتهای ناشی از قوانین ضدانحصار، اطلاعات مربوط به فعالیتهای «تقطیر خصمانه» را با یکدیگر به اشتراک بگذارند؛ مشابه قوانینی که اکنون برای مقابله با تهدیدهای سایبری وجود دارد.
همکاری نزدیکتر میان شرکتهای آمریکایی فعال در حوزه هوش مصنوعی میتواند از طریق تبادل تجربیات و اطلاعات تهدیدها، دفاع در برابر این روش را تقویت کند. واشنگتن همچنین ممکن است نهادها و شرکتهای چینی دخیل در استخراج غیرقانونی قابلیتهای مدلهای هوش مصنوعی آمریکایی را تحریم کند.
تحریم این شرکتها موجب خواهد شد شرکتهای آمریکایی از همکاری با آنها منع شوند و در شدیدترین حالت، این شرکتهای چینی از نظام مالی جهانی کنار گذاشته شوند.
در برخی موارد، خود آزمایشگاههای هوش مصنوعی نیز ممکن است تصمیم بگیرند پیشرفتهترین قابلیتهای مدلهایشان را فوراً در اختیار عموم قرار ندهند تا روند گسترش این فناوری کندتر شود.
شرکتهای اوپن ایآی و آنتروپیک چنین رویکردی را در پیش گرفتهاند و انتشار برخی از جدیدترین مدلهای خود، از جمله مدل Mythos متعلق به آنتروپیک را به تأخیر انداختهاند؛ زیرا نگراناند بازیگران مخرب از این فناوریها برای حملات سایبری تهاجمی استفاده کنند.
شرکت آنتروپیک همچنین با چند شرکت بزرگ فناوری در قالب پروژه گلسوینگ همکاری میکند تا با استفاده از مدلهای هوش مصنوعی خود، آسیبپذیریهای سایبری را پیش از آنکه قابلیتهای خطرناکتر بهطور گسترده منتشر شوند، شناسایی و برطرف کند.
شرکت اوپن ایآی نیز برنامهای با عنوان تراستت اکسس راهاندازی کرده است که هزاران متخصص تأییدشده امنیت سایبری را قادر میسازد از ابزارهای این شرکت برای دفاع سایبری استفاده کنند.
این اقدامات میتواند به متخصصان امنیت سایبری فرصت بیشتری برای مقابله با تهدیدهای ناشی از نسل جدید هوش مصنوعی بدهد، اما زمان بهسرعت در حال سپری شدن است.
در اکتبر ۲۰۲۵ مؤسسه پژوهشیEpoch AI برآورد کرد که پیشرفتهترین مدلهای متنباز (Open-weight Models) ، یعنی مدلهایی که همه میتوانند آنها را دانلود کنند، تنها سه ماه از پیشرفتهترین مدلهای موجود عقبتر هستند؛ بنابراین، محدود کردن انتشار مدلها میتواند سرعت گسترش این فناوری را کاهش دهد و فرآیند «تقطیر خصمانه» را دشوارتر کند، اما راهحلی دائمی نخواهد بود.
جک کلارک، یکی از بنیانگذاران شرکت آنتروپیک، در آوریل ۲۰۲۶ برآورد کرد که قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرفتهای که امروز در حوزه امنیت سایبری پیشگام محسوب میشوند، ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه بهصورت گسترده و متنباز در اختیار همگان قرار خواهند گرفت.
آنچه در میدان نبرد تعیینکننده است، بیش از تجهیزات، شیوههای استفاده از آنهاست. واشنگتن نمیتواند از گسترش جهانی هوش مصنوعی جلوگیری کند، اما میتواند اندکی از رقبا جلوتر بماند.
اگر این فاصله سهماهه به ۱۸ ماه افزایش یابد، متخصصان امنیت سایبری و ارتش آمریکا زمان بیشتری برای بهکارگیری آخرین فناوریهای هوش مصنوعی خواهند داشت؛ بااینحال، چنین راهبردی، برتری دائمی برای آمریکا ایجاد نخواهد کرد؛ بلکه تنها یک پیشتازی محدود در رقابتی دائمی در اختیار واشنگتن قرار خواهد داد.
ایالات متحده شاید از این فرصت برای نوآوری، آزمایش فناوریهای هوش مصنوعی و اصلاح ساختارها، سازمانها و دکترین نظامی خود استفاده کند تا بیشترین بهره را از فناوریهای جدید ببرد. تحقق این هدف مستلزم تغییر نگرش است؛ یعنی فاصله گرفتن از رویکرد کند و بوروکراتیکِ زمان صلح و حرکت به سوی رویکردی مبتنی بر تکرار سریع، آزمایش مستمر و سازگاری مداوم که ویژگی دوران جنگ است.
بحران هویت
برخی از بزرگترین موانع بر سر راه بهرهبرداری کامل از مزایای فناوریهای جدید، ماهیتی فرهنگی دارند. پیشرفتهای فناورانه مستلزم شیوههای تازهای برای جنگیدن هستند و این شیوهها گاه با عادتهای ریشهدار و هویتهای تثبیتشده در نیروهای مسلح در تضاد قرار میگیرند.
یک سرباز از تیپ مستقل ۱۲۷ دفاع سرزمینی اوکراین در کارگاهی واقع در خط مقدم جبهه در استان خارکیف، روز جمعه ۱۳ مارس ۲۰۲۶، در حال مونتاژ یک پهپاد است/عکس از آسوشیتدپرس
برای نمونه، نیروی دریایی آمریکا در قرن نوزدهم در برابر گذار از کشتیهای بادبانی به کشتیهای بخار مقاومت کرد و حتی پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، در پذیرش فناوری بخار عقبگرد نیز داشت. در طول جنگ جهانی دوم نیز بحث درباره بهترین شیوه استفاده از تانکها در ارتش آمریکا همچنان ادامه داشت.
حتی در سال ۱۹۴۳، سپهبد لزلی مکنیر، فرمانده نیروهای زمینی ارتش آمریکا، در یادداشتی خطاب به ژنرال جورج مارشال، رئیس ستاد ارتش، استدلال کرد که حمله برقآسای آلمان به فرانسه در سال ۱۹۴۰ یک استثنا بوده است و وظیفه اصلی تانکها باید پشتیبانی از نیروهای پیادهنظام باشد، نه آنکه بهطور مستقل محور اصلی تهاجم زرهی را تشکیل دهند.
نیروهای مسلح امروز نیز از این نظر تفاوت چندانی با گذشته ندارند.
فرهنگ سازمانی هر یک از شاخههای ارتش و برداشت آنها از مفهوم قدرت هوایی، نحوه پذیرش پهپادها را شکل داده است. ارتش زمینی آمریکا نخستین نیرویی بود که سامانههای پیشرفتهتر کنترل خودکار پرواز، از جمله برخاست و فرود خودکار، را پذیرفت و همچنین از درجهداران برای هدایت پهپادها استفاده کرد؛ اما نیروی هوایی در برابر این نوآوریها مقاومت نشان داد؛ زیرا با تصور سنتی آن نیرو از هدایتکنندگان پهپاد بهعنوان «خلبان» ناسازگار بود.
در مقابل، نیروی هوایی در زمینه دیگری نوآورانه عمل کرد و پهپادها را از پایگاههایی در خاک اصلی آمریکا هدایت کرد، درحالیکه ارتش زمینی ترجیح داد اپراتورهای پهپاد را به عراق و افغانستان اعزام کند؛ تصمیمی که از نظر استفاده از نیروی انسانی بسیار ناکارآمدتر بود.
متمرکز کردن اپراتورهای پهپاد در پایگاههای داخل آمریکا این امکان را فراهم میکند که آنها بهطور پیوسته پهپادها را هدایت کنند؛ اما سیاست ارتش زمینی مبنی بر اعزام اپراتورها به مناطق جنگی باعث شد در طول جنگهای عراق و افغانستان، حدود دو سوم اپراتورهای پهپاد ارتش آمریکا در فاصله میان مأموریتها در داخل ایالات متحده حضور داشته باشند و عملاً پروازی انجام ندهند.
بااینحال، از دیدگاه ارتش، «سرباز نباید از راه دور در جنگ شرکت کند.»
میزان استقبال از سامانههای بدون سرنشین و رباتیک در نیروی دریایی آمریکا نیز بسیار متفاوت بوده است. نیروی زیردریایی این کشور تا حد زیادی از رباتهای زیرآبی استقبال کرده است؛ زیرا این سامانهها را مکمل زیردریاییها میداند، نه جایگزین آنها؛ اما در حوزه هوانوردی دریایی وضعیت متفاوت است. فضای عرشه ناوهای هواپیمابر محدود است و هر پهپادی که بر روی عرشه مستقر شود، جای یک جنگنده سرنشیندار را میگیرد.
با وجود آنکه یک پهپاد رزمی رادارگریز میتواند برد عملیاتی ناو هواپیمابر را بهطور چشمگیری افزایش دهد، نیروی دریایی آمریکا تصمیم گرفت پهپادهای ناوبرد خود را به هواپیماهای سوخترسان تبدیل کند؛ یعنی سامانههایی که تنها وظیفه سوخترسانی به جنگندههای سرنشیندار را بر عهده دارند، نه جایگزینی آنها.
به این ترتیب، نیروی دریایی برای حفظ جایگاه خلبانان، برد عملیاتی و قدرت تهاجمی ناوهای هواپیمابر خود را قربانی کرد.
هوش مصنوعی حتی بیش از پهپادها، هویت سنتی شاخههای مختلف نیروهای مسلح را به چالش میکشد. این فناوری پرسشهای بنیادینی درباره نقش انسان و ماشین در جنگ مطرح میکند. همان نگرانیهایی که در سراسر جامعه درباره جایگزین شدن انسانها با هوش مصنوعی وجود دارد، در ارتش نیز دیده میشود؛ زیرا هویت نظامیان بهشدت با وظایفی که انجام میدهند گره خورده است.
این هویتها گاه حتی پس از آنکه فناوری، وظیفه اصلی آنها را کاملاً منسوخ کرده باشد، همچنان باقی میمانند. برای مثال، کارکنان نیروی دریایی هنوز «ملوان» نامیده میشوند، با آنکه دیگر از دکلها بالا نمیروند، بادبانها را برافراشته یا جمع نمیکنند و با طنابهای بادبانی سروکار ندارند.
در ارتش آمریکا نیز هنوز نیروهایی خود را متعلق به سوارهنظام میدانند، درحالیکه دیگر با اسب نمیجنگند. این هویتها بهعنوان یادگارهای تاریخی باقی ماندهاند، هرچند وظایف واقعی نظامیان کاملاً تغییر کرده است.
با گسترش هوش مصنوعی نیز ممکن است همین روند تکرار شود.
اما تاریخ پذیرش فناوریهای نظامی، از کشتیهای بخاری گرفته تا تانکها و پهپادها، نشان میدهد که فرهنگ سازمانی و هویت حرفهای میتوانند از مهمترین عوامل بازدارنده در بهرهبرداری کامل ارتشها از فناوریهای جدید باشند.
غرق کردن آرمادا
عامل مهم دیگر ضروری برای حفظ برتری فناورانه نظامی ایالات متحده، بخش خصوصی است. بهکارگیری موفق هوش مصنوعی مستلزم همکاری عمیق با صنایع، شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی و همچنین نهادهای مستقلی است که در ارزیابی قابلیتها و محدودیتهای این فناوری تخصص دارند.
اما برای تحقق این همکاری، رهبران پنتاگون ناچارند روابط خود با سیلیکونولی را که در ماههای اخیر به دلیل اختلاف با شرکت آنتروپیک بر سر قرارداد این شرکت با وزارت دفاع آمریکا آسیب دیده است، ترمیم کنند.
پنتاگون اصرار داشت که برای «هر استفاده قانونی» به دسترسی نامحدود به فناوری آنتروپیک نیاز دارد، درحالیکه این شرکت میخواست محدودیتهایی برای استفاده از فناوری خود در نظارت گسترده داخلی و نیز تسلیحات کاملاً خودمختار اعمال شود. آنچه در خطر است، تنها رابطه ارتش با یک شرکت نیست.
این اختلاف علنی موجب واکنش منفی بسیاری از مهندسان هوش مصنوعی شده و مخالفت آنان با همکاری با ارتش را افزایش داده است. بیش از هزار نفر از کارکنان گوگل و اوپن ایآی نامهای سرگشاده امضا کردند و از شرکتهای خود خواستند که «در کنار یکدیگر در برابر خواستههای کنونی وزارت جنگ مقاومت کنند.»
همچنین در آوریل ۲۰۲۶ بیش از ۶۰۰ کارمند گوگل نامهای منتشر کردند و از این شرکت خواستند اجازه ندهد مدلهای هوش مصنوعی آن در هیچ پروژه محرمانه نظامی مورد استفاده قرار گیرند. رهبران ارشد وزارت جنگ این بحران را بهدرستی مدیریت نکردهاند و بار دیگر تنشهای دیرینه میان ارتش و صنعت هوش مصنوعی را زنده کردهاند.
وزارت جنگ آمریکا نمیتواند مهندسانی را که در حال توسعه قدرتمندترین فناوری مؤثر بر آینده جنگ هستند، از خود برنجاند. ارتش محتاج است که به پیشرفتهترین فناوریهای هوش مصنوعی دسترسی داشته باشد، اما تلاش برای وادار کردن شرکتهای آمریکایی به همکاری، مانند زمانی که پنتاگون شرکت آنتروپیک را «ریسک زنجیره تأمین» نامید، نهتنها کمکی به همکاری نمیکند، بلکه نتیجه معکوس خواهد داشت.
پس از آنکه گوگل در سال ۲۰۱۸ همکاری خود را در پروژه Project Maven وزارت جنگ متوقف کرد، پنتاگون تلاش گستردهای برای جلب اعتماد صنعت فناوری آغاز کرد. در همین راستا، اصول اخلاق هوش مصنوعی (AI Ethical Principles) تدوین شد؛ اصولی که علاوه بر کاهش نگرانی پژوهشگران درباره کاربردهای نظامی هوش مصنوعی، فرآیندهای استفاده مسئولانه از این فناوری در ارتش را نیز بهبود بخشید.
محدودیتهای هوش مصنوعی
هوش مصنوعی فناوری بسیار قدرتمندی است، اما همچنان کاستیهای فراوانی دارد. مدلهای زبانی بزرگ امروز دارای سوگیریهای ظریف هستند، گاهی اطلاعات نادرست تولید میکنند و دچار تملقگویی (Sycophancy) میشوند؛ یعنی پاسخهایی ارائه میدهند که تصور میکنند کاربر مایل به شنیدن آنهاست، نه الزاماً پاسخ درست؛ بنابراین، استفاده مؤثر از هوش مصنوعی مستلزم شناخت دقیق این محدودیتهاست.
لوگوهای وزارت جنگ ایالات متحده و شرکت آنتروپیک (Anthropic) در این تصویرسازی دیده میشوند/طرح از خبرگزاری رویترز
عاملهای هوش مصنوعی (AI Agents) که میتوانند بهطور مستقل روی رایانهها و شبکهها اقدام کنند، بهرهوری را افزایش خواهند داد، اما ممکن است خسارتهای جدی نیز به بار آورند. برای نمونه، در آوریل ۲۰۲۶، یک عامل هوش مصنوعی ظرف ۹ ثانیه کل پایگاه داده یک شرکت را حذف کرد؛ هرچند پس از آن بابت این اقدام عذرخواهی نیز کرد.
ارتش آمریکا ناگزیر خواهد بود برای این سامانهها چارچوبهای حفاظتی (Guardrails) تعیین کند و آموزشهای لازم را به کاربران انسانی ارائه دهد تا استفاده از هوش مصنوعی به اشتباهات پرهزینه منجر نشود. ارتش نهتنها پژوهشگران هوش مصنوعی را به همکاری ترغیب خواهد کرد، بلکه به سخنان آنان نیز گوش خواهد داد تا محدودیتهای واقعی این فناوری را بهتر درک کند.
همکاری با صنعت برای تدوین معیارها، استانداردها و روشهای آزمون، شرط اساسی موفقیت ارتش در استفاده از هوش مصنوعی است. واشنگتن نمیتواند از گسترش جهانی هوش مصنوعی جلوگیری کند. در نتیجه، نیروهای مسلح آمریکا معیارهای خود برای سنجش قدرت نظامی را با واقعیتهای عصر جدید تطبیق خواهند داد.
امروزه نیروی دریایی تعداد کشتیها و نیروی هوایی تعداد هواپیماها را معیار قدرت میدانند؛ معیارهایی که متعلق به عصر صنعتی هستند. برنامهریزان نظامی شاید پهپادهای ارزانقیمت را نیز در محاسبات قدرت نظامی لحاظ کنند. این پهپادها اغلب آنقدر کوچک تلقی میشوند که در آمار رسمی هواگردها محاسبه نمیشوند، اما نادیده گرفتن آنها باعث میشود توان واقعی نظامی کمتر از واقعیت برآورد شود و برنامهریزی همچنان بر سامانههای سنتی متمرکز بماند.
اما مهمتر از شمار تجهیزات، اجزای دیجیتالی هستند که این تجهیزات را به هم متصل و توانمند میکنند؛ از جمله: حسگرها، رادارها، رایانهها، شبکههای ارتباطی و الگوریتمهای هوش مصنوعی.
وزارت دفاع آمریکا شاخصهای تازهای برای سنجش توان هوش مصنوعی ایجاد میکند؛ از جمله:
- میزان توان پردازشی موجود در شبکههای طبقهبندیشده و عادی؛
- میزان استفاده از این توان پردازشی؛
- تعداد کاربران فعال ماهانه؛
- حجم استفاده از مدلهای هوش مصنوعی؛
- و میزان دادههای قابل دسترس در سراسر وزارت دفاع و نحوه استفاده از آنها.
این شاخصها تصویر دقیقتری از میزان استفاده کارکنان نظامی و غیرنظامی از هوش مصنوعی ارائه میکنند و نشان میدهند در چه حوزههایی باید سرمایهگذاری یا اصلاحات بیشتری انجام شود.
همانگونه که امروزه تعداد کشتیها، ناوهای هواپیمابر، هواپیماها و نیروهای نظامی در بودجه دفاعی مورد توجه قرار میگیرد، در آینده نیز باید تعداد پردازندههای گرافیکی معادل H100 که وزارت دفاع در اختیار دارد، به یکی از شاخصهای اصلی قدرت نظامی تبدیل شود.
اگر ارتش آمریکا برای پیشتازی در حوزۀ هوش مصنوعی، ناچار خواهد بود مستقیماً بر توان محاسباتی سرمایهگذاری کند. همچنین شاید ارزیابیهای دقیقی انجام دهد تا مشخص شود استفاده از هوش مصنوعی تا چه اندازه موجب افزایش بهرهوری، دقت، کاهش هزینهها و تسریع فرایندها شده و این تجربیات چگونه میتوانند در سایر حوزهها نیز به کار گرفته شوند.
جمعبندی
تاریخ سرشار از نمونههایی است که در آنها ارتشهای قدرتمند نتوانستند خود را با فناوریهای تحولآفرین سازگار کنند.
هنگامی که ناوگانهای انگلستان و اسپانیا در سال ۱۵۸۸ با یکدیگر روبهرو شدند، اسپانیا در اوج قدرت خود قرار داشت؛ اما نیروی دریایی انگلستان بهتر توانسته بود از فناوری نوظهور آن زمان، یعنی توپهای دریایی، بهره ببرد.
در مقابل، آرمادای اسپانیا همچنان بر این اساس طراحی شده بود که به کشتی دشمن نزدیک شود و نیروهای پیاده را برای نبرد تنبهتن سوار بر عرشه دشمن کند. در نتیجه، ناوگان عظیم اسپانیا در برابر آتش توپخانه انگلیسیها کاملاً ناتوان بود و شکست خورد.
هرچند جنگ میان دو کشور ۱۶ سال دیگر ادامه یافت، اما شکست آرمادا نقطه پایان دوران برتری دریایی اسپانیا و آغاز افول این امپراتوری جهانی بود.
ایالات متحده همچنان میتواند قدرتمندترین نیروی نظامی جهان باقی بماند، مشروط بر آنکه اکنون خود را با واقعیتهای جنگ مدرن تطبیق دهد؛ اما اگر پنتاگون نتواند ساختارها، شیوههای عملیاتی و فرهنگ سازمانی خود را متناسب با فناوریهای نوین اصلاح کند، در نهایت از سوی رقبایی که با سرعت و جسارت بیشتری با الزامات عصر جدید سازگار میشوند، پشت سر گذاشته خواهد شد.
پایان