اکوایران: در شرایطی که فشار نظامی آمریکا علیه ایران در حال افزایش است و رزمایش‌های مشترک در خلیج فارس برگزار می‌شود، اخبار مربوط به تحرکات دیپلماتیک و امکان گفت‌وگو، تصویر پیچیده‌تری از معادله امنیتی منطقه ترسیم کرده است؛ تصویری که هنوز مقصد نهایی آن مشخص نیست.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که نشانه‌های تشدید فشار نظامی آمریکا علیه ایران در منطقه پررنگ‌تر شده، انتشار اخباری درباره تحرکات دیپلماتیک و بررسی امکان گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن، بار دیگر فضای تحلیل‌ها را دوگانه کرده است؛ دوگانه‌ای میان نمایش قدرت و احتمال دیپلماسی که سرنوشت آن، می‌تواند مسیر تحولات منطقه را تغییر دهد.

همزمان با افزایش تنش‌های امنیتی، آغاز رزمایش «امنیت ۴» با مشارکت آمریکا و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، این پرسش را به صدر تحلیل‌ها بازگردانده است که آیا منطقه در آستانه یک بازآرایی امنیتی تازه قرار دارد یا این تحرکات بیش از آنکه مقدمه درگیری باشد، بخشی از جنگ روانی و ابزار فشار سیاسی است.

اظهارات ترامپ؛ ناوگان بزرگ، دیپلماسی کوچک؟

رزمایش «امنیت ۴» در شرایطی آغاز شده که تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، از اعزام ناو و جنگنده تا افزایش حضور نیروها، شدت گرفته است. این همزمانی باعث شده بخشی از تحلیلگران، رزمایش را نه یک تمرین صرف، بلکه پیامی مستقیم به تهران تلقی کنند؛ پیامی که بر نمایش آمادگی نظامی و حفظ برتری امنیتی آمریکا در منطقه تأکید دارد.

با این حال، در دل همین فضای پرتنش، نشانه‌هایی از تحرک دیپلماتیک نیز دیده می‌شود؛ نشانه‌هایی که تصویر یک‌دستِ «تقابل مطلق» را تا حدی مخدوش می‌کند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در گفت‌وگویی با آکسیوس مدعی شد که وضعیت مربوط به ایران «در حال تغییر» است. او با اشاره به اعزام «یک ناوگان بزرگ» به نزدیکی ایران گفت: ما یک ناوگان بزرگ کنار ایران داریم. بزرگ‌تر از ونزوئلا.

با این حال، ترامپ همزمان مدعی شد که تهران واقعاً به دنبال دستیابی به توافق است و افزود: آن‌ها می‌خواهند توافق کنند. این را می‌دانم. در موارد متعددی تماس گرفته‌اند، آن‌ها می‌خواهند گفت‌وگو کنند.

ترامپ از توضیح درباره گزینه‌های روی میز تیم امنیت ملی آمریکا یا انتخاب نهایی خود طفره رفت، اما تأکید کرد که دیپلماسی همچنان یکی از گزینه‌هاست. اظهاراتی که بیش از آنکه مسیر روشنی ترسیم کند، بر ابهام فضای کنونی افزوده است.

ترامپ

در ادامه این فضا، یک مقام آمریکایی نیز اعلام کرد که واشنگتن برای گفت‌وگو با تهران آمادگی دارد. العربیه به نقل از این مقام نوشت: «اگر ایران بخواهد، ما برای گفت‌وگو با تهران آماده‌ایم.»

همزمان، علی بحرینی، نماینده دائمی ایران در ژنو نیز اعلام کرد که برخی کشورها پیشنهاد تبادل پیام میان تهران و واشنگتن را ارائه کرده‌اند؛ خبری که نشان می‌دهد کانال‌های غیررسمی و میانجی‌گرانه همچنان فعال‌اند، هرچند چشم‌انداز موفقیت آن‌ها روشن نیست.

در سوی دیگر نیز غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس دستگاه قضا با انتقاد از جریان‌هایی که همچنان بر مذاکره با آمریکا تأکید دارند، پرسشی کلیدی مطرح کرد: چگونه می‌توان به مذاکره با طرفی اعتماد کرد که در میانه گفت‌وگو، جنگ را تحمیل کرده است؟ این موضع‌گیری، بازتاب‌دهنده تردید عمیق حاکمیت ایران نسبت به نیت‌های واشنگتن است.

از طرفی، آکسیوس از تعیین چهار شرط اصلی آمریکا برای هرگونه توافق احتمالی با ایران خبر داده است؛ شروطی که به‌گفته این رسانه، شامل خارج کردن تمام اورانیوم غنی‌شده از ایران، تعیین سقف برای ذخایر موشک‌های دوربرد، تغییر سیاست ایران در حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای و ممنوعیت غنی‌سازی مستقل اورانیوم می‌شود.

مقامات آمریکایی مدعی‌اند که ایران آمادگی گفت‌وگو را اعلام کرده، اما هیچ نشانه‌ای از پذیرش این شروط از خود نشان نداده است؛ شروطی که از نگاه بسیاری از ناظران، بیشتر به «حداکثرخواهی» شباهت دارد تا چارچوبی واقع‌بینانه برای مذاکره.

موشک بالستیک ایران

تنش یا دیپلماسی؛ مسیر پیش‌رو کدام است؟

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل پیش‌تر در گفت‌وگو با اکوایران با محتمل دانستن اقدام نظامی آمریکا علیه کشور، گفت: باتوجه به شرایط و فضای موجود به نظر می‌رسد نوعی اقدام نظامی علیه ایران به‌صورت جدی در دست بررسی کاخ سفید است. اینکه اقدام نظامی به چه صورتی است، بیشتر مورد سوال است.

به نظر من ایران باید مذاکرات مستقیم را بپذیرد و انجام دهد. تا آنجایی که پای مذاکره در میان است، ایران نباید میز مذاکره را ترک کند. در مقام مذاکره هیچ حد و حدودی نباید باشد. در مذاکره باید هر موضوعی قابل طرح باشد.

او تاکید کرد: ایران باید یک تغییر و تحول اساسی در رویه مذاکراتی بدهد. توافق باید برابر باشد اما مذاکرات در موضع برابر که وزرات امور خارجه از آن سخن می‌گوید، معنی ندارد. توافق برابر است که موضوعیت دارد. در روند مذاکره، یا توافق حاصل می‌شود؛ یا نمی‌شود.

مجموع این تحولات، تصویری پیچیده و چندلایه از روابط ایران و آمریکا ترسیم می‌کند: از یک‌سو، افزایش فشار نظامی، رزمایش‌ها و اعزام ناوگان‌ها؛ و از سوی دیگر، پیام‌های دیپلماتیک، اظهارات متناقض درباره تمایل به گفت‌وگو و فعال شدن کانال‌های واسطه.

در چنین فضایی، پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: آیا این تحرکات نظامی، مقدمه‌ای برای تشدید تقابل است یا ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی در مسیر مذاکره؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز، به انتخاب مسیر از سوی تهران و واشنگتن در روزها و هفته‌های پیش‌رو بستگی دارد؛ مسیری که می‌تواند خاورمیانه را به سمت ثباتی شکننده یا بحرانی تازه سوق دهد.