سه عامل کلیدی برای تعیین اندازه و توزیع این اثر مطرح میشود:
- میزان مواجهه اقتصادها با هوش مصنوعی و اشتغالهایی که قابلیت اتکا به این فناوری را دارند
- آمادگی کشورها از طریق زیرساختهای دیجیتال، آموزش باکیفیت، مهارتهای نیروی کار، ظرفیت نوآوری، چارچوبهای قانونی و کارایی نهادها
- دسترسی به منابع حیاتی هوش مصنوعی همچون تراشهها، مراکز داده و دادههای گسترده
با تقسیم جهان به مناطق مختلف، مطالعه نشان میدهد که در سناریوهای خوشبینانه، رشد جهانی تا ۱۰ سال آینده حدود ۴ درصد و در سناریوهای محتاطانه حدود ۱.۳ درصد خواهد بود؛ اما این رشد بهصورت مساوی تقسیم نمیشود: آمریکا با حدود ۵.۶ درصد بیشترین بهره را میبرد، اروپا و سوئیس حدود ۴.۴ درصد، و کشورهای کمدرآمد تنها حدود ۲.۷ درصد رشد خواهند داشت.
دو سناریوی دیگر هم بررسی میشود: کاهش دسترسی کشورهای در حال توسعه به فناوری میتواند شکاف را عمیقتر کند، در حالی که تقویت زیرساختها و سرمایهگذاری در آموزش و نهادها میتواند تا حدودی از این فاصله بکاهد—ولی از بین بردن کامل آن ناممکن به نظر میرسد.
نتیجه کلیدی این است که هوش مصنوعی فرصت بزرگی برای رشد جهانی است، اما بدون سرمایهگذاری هدفمند در آموزش، زیرساخت دیجیتال و تقویت نهادها در کشورهای کمتر توسعهیافته، این فناوری میتواند به ابزاری برای افزایش شکافهای اقتصادی بدل شود. آینده اقتصاد جهانی به میزان آمادگی کشورها برای استفاده مؤثر از این فناوری بستگی دارد.