به گزارش اکوایران، روز جمعه، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اعلام کرد که در حال بررسی «تسکین» جنگ با ایران است؛ بااینحال روز بعد تهدید کرد که نیروگاههای این کشور را «تخریب» خواهد کرد؛ تهدیدی که میتواند درگیری را از کنترل خارج سازد. این اظهاراتِ ناروشن در جنگی که هفتۀ چهارم خود را سپری میکند، به الگویی تکراری بدل گشته است.
تهدیدی که جنگ را به نقطۀ جوش میرساند
به نوشته سیانان، ترامپ پیشتر از همپیمانان آمریکا خواسته بود که کشتیهایی را برای بازگشایی تنگه هرمز (کلید صادرات نفت) ارسال کنند. هنگامیکه آنها از اجابت این درخواست طفره رفتند، ترامپ گفت که نیازی به کمک ندارد و درضمن آن متحدان را فاقد شجاعت توصیف کرد. او پیش از درخواست خود مبنی بر اینکه ایران باید ظرف ۴۸ ساعت تنگه را باز کند یا با حمله به نیروگاههایش روبرو خواهد شد، ادعا کرد که تنگه در نهایت خودش بهطور طبیعی باز خواهد شد. در نهایت هم روز دوشنبه ادعا کرد این تصمیم را ۵ روز به تعویق انداخته است.

این تغییرات سریع، نمایانگر اهمیت حیاتی تنگۀ هرمز و تأثیر بسته شدن آن است؛ امری که به گیر افتادن دهها کشتی نفتی، بحران قیمت انرژی و تهدید رکود جهانی انجامیده است و میتواند به میلیونها نفر آسیب برساند. ترامپ اما به نقطهای رسیده است که در آن دیگر سخنرانیهای گیجکننده و تهدیدات متناقض نمیتوانند پیامدهای گزینشهای او را مخدوش کنند. اکنون او در حال آزمایش این است که افزایش درگیری، یا بتواند بهنحوی راهی را برای خروج فراهم آورد یا آنکه پیامدهای اقتصادی و سیاسی را که هماکنون در حال دستوپنجه نرم کردن با آنهاست، تشدید کند.
خطوط قرمز تازه ترامپ و اصلیترین ابزار قدرت ایران
رئیسجمهور آمریکا در کوتاهمدت خط قرمز تازهای را برای خود ترسیم کرده است؛ بدون هیچ نشانهای مبنی بر اینکه ایران قرار است تا مهلت تعیینشده تهدید خود در رابطه با حمله به کشتیهای عبوری از تنگه را کنار بگذارد. این مسئله اصلیترین ابزار قدرت ایران در این درگیری است.
ترامپ هنگام خروج از کاخ سفید در 20 مارس 2026 از پاسخ به خبرنگاران خودداری کرد. اگر رئیسجمهور آمریکا دستور حمله به نیروگاهها را صادر کند، احتمالاً شدیدترین واکنش ایران تا این لحظه را به همراه خواهد داشت که میتواند بازارهای نفت جهانی را ویران کند. اگر اقدام نکند و تنگه هرمز بسته بماند، به تهران این امکان را داده که بگویند علیرغم اینکه از نظر تسلیحاتی از توان کمتری برخوردارند، باز میتوانند قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل را به چالش بکشند.
حمله به نیروگاهها ممکن است فشار تازهای بر ایران وارد کند و بخش عمدهای از زیرساختهای شهری را به خطر بیاندازد. این کار خطر بحران انسانی در کشوری را در بر دارد که از بحران کمبود غذایی و انرژی رنج میبرد. بیمارستانها و آبوفاضلاب به برق پایدار نیاز دارند.

در سطح گستردهتر، این چالش تازۀ ترامپ، نگرانی و انتقادهایی را دربارۀ این دامن میزند که او راهبرد یا پایانبندی برای جنگی که بدون مشورت کنگره و بدون توضیح پیرامون هزینههای آن برای مردم آمریکا آغاز کرده، ندارد. حیکم جفریز، رهبر اقلیت دموکرات در مجلس نمایندگان، در گفتگو با سی.ان.ان. میگوید: «آنها هیچ دیدگاه، برنامه یا استراتژی خروجی ندارند. آنها به وضوح چیزهایی را که اتفاق افتاده، پیشبینی نکردهاند، از جمله بسته شدن تنگه هرمز،».
سیگنالهای دلسردکننده؛ جنگ از کنترل خارج شده؟
یک تشدید تنش دیگر احتمالاً واکنش جهانی به جنگی را که در درون آمریکا نامحبوب است، بدتر خواهد کرد. اکنون ایالات متحد و اسرائیل با ریسک از دست دادن جنبۀ سیاسی و اقتصادی جنگ هم روبهرو هستند.
«رئیسجمهور سرهمبندی نمیکند»؛ این گفتۀ مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، در گفتگو با فاکس نیوز است: «برخلاف پیشینیانش، او به خط قرمزهای خود پایبند است و اجازه نخواهد داد ایران ذخایر انرژی و اقتصاد جهان را به گروگان بگیرد.» همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، در گفتگو با اِن.بی.سی میگوید: «گاهی اوقات باید تنش را بالا برد تا تنش کاهش یابد.»

این اظهارنظر همانندیهای دلسردکنندهای با جنگهای ایالات متحد در دوران مدرن، از ویتنام گرفته تا عراق، دارد که از جنگی در مقیاس کوچک آغاز شدند، اما به جنگهای گسترده و زیانبار بدل گشتند. گفتمان گسترش جنگ دولت ترامپ همچنین فرصت سیاسی را برای دموکراتها در شرایطی فراهم آورد که مطابق نظرسنجی سی.بی.اِس نیوز/یوگاو تقریباً از هر 10 آمریکایی 6 نفر باور دارند که جنگ بهطور بدی پیش میرود.
«دولت ترامپ بهتمامی از واقعیت جدا شده است،» این گفتۀ کریس مورفی، سناتور دموکرات ایالت کنتیکت، به اِن.بی.سی است؛ به گفتۀ او: «این جنگ از کنترل خارج شده است. قیمتها برای میلیونها آمریکایی افزایش یافتهاند ... هیچ پایانی در افق دیده نمیشود.»
بااینوجود، مدافعان راهبرد دولت استدلال میکنند که حملات هوایی ایران را ناتوان کرده است و حملات اسرائیل به رهبران (از جمله کشتن رهبر عالی این کشور) به زودی نتیجه خواهد داد. رابرت هاروارد، آدمیرال بازنشستۀ نیروی دریایی آمریکا، در گفتوگو با سی.اِن.اِن گفت: «هرچه جنگ بیشتر ادامه یابد، نمادی از ناتوانی دولت و راهبرد آن بیرون آوردن ترامپ است؛ که فکر نمیکنم این اتفاق بیفتد».
آیا گزینۀ زمینی هم روی میز است؟
برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ ممکن است با حمله به مرکز صادرات نفت ایران در جزیره خارگ یا با تلاش برای شناسایی مراکز موشکی و پهپادی واقع در تنگۀ هرمز، مقاومت ایران را در هم بشکند؛ اما چنین عملیاتی چهبسا نیازمند استفاده از نیروهای زمینی باشد که بخت بالاتری در مقایسه با حملات وعده داده شده به نیروگاههای ایران دارد.

تاکنون هیچ نشانهای از شکست در ایران وجود ندارد. زمانیکه یک موشک ایران به ساختمانی در شهر اراد، واقع در جنوب اسرائیل، برخورد کرد و دستکم ۸۴ نفر را مجروح ساخت، این کشور نشان داد که هنوز توان تخریبی دارد. نشانههای تداوم توانایی ایران، تصمیم ترامپ در رابطه با تهدید حمله به نیروگاهها را بسیار حائز اهمیتتر میگرداند. نیروی مسلح ایران روز یکشنبه هشدار داد که تنگۀ هرمز را بهطور نامحدود خواهد بست و به زیرساختهای انرژی و ارتباطات در اسرائیل و کشورهایی که پایگاههای آمریکا را در اختیار دارند، حمله خواهد کرد. افزایش تنشها، قیمت نفت برنت (معیار جهانی) را با افزایش ۱.۶۹ درصدی به میزان ۱۱۴.۰۹ دلار در بشکه رساند. این افزایش قیمت، مصرفکنندگان آمریکایی را که پیشتر با قیمتهای بالاتر بنزین مواجه بودند، بیشتر تحت فشار قرار خواهد داد.
«تنها گزینههای بد»
گامهای بعدی ترامپ بسیار حیاتی خواهند بود. او میتواند به تهدید خود عمل کند، اما این کار جنگ را گسترش میدهد؛ یا آنکه میتواند بهدنبال توافق با ایران باشد، اما نظام ایران که بهواسطۀ جنگ سرسختتر شده، احتمالاً از توافق خودداری خواهد کرد.
دانی سیترینوویچ، رئیس سابق شاخۀ ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در گفتگو با برنامۀ فرید زکریای سی.اِن.اِن. گفت: «ما به نقطۀ تصمیمگیری نزدیک شدهایم؛ و برای آمریکا شوربختانه گزینههای خوبی وجود ندارند؛ تنها گزینههای بد وجود دارند.»
ترامپ با معادلهای با متغیرهای کمتر و کمتر روبهروست. او چهبسا برای نگاهداری اعتبار خود و یافتن راهی برای خروج، جنگ را تشدید کند؛ اما این کار درگیریای را تشدید خواهد کرد که قبلاً ادعا میکرد در آن پیروز شده است.
ورود بدون استراتژی به جنگ یا ابهام استراتژیک؟
در همین شرایط، دیوید سنگر، تحلیلگر نیویورکتایمز هم نوشت، ترامپ بالاخره به دنبال راه خروج از مخمصهٔ ایران است و واشنگتن درگیر این سؤال است که چه زمانی او به پایان کار خود خواهد رسید - حتی اگر بسیاری از اهداف جنگی او هنوز محقق نشده باشند.

به نوشتهٔ سنگر، مثل همیشه، پیامهای ترامپ متناقض است و منتقدانش آن را بهعنوان مدرکی دال بر ورود او به این درگیری بدون هیچ استراتژی ذکر میکنند و در مقابل، هوادارانش آن را بهعنوان ابهام استراتژیک تشویق میکنند. با اعزام هزاران تفنگدار دریایی دیگر به منطقه و سرعت گرفتن حملات آمریکا و اسرائیل، ترامپ روز جمعه به خبرنگاران گفت که هیچ علاقهای به آتشبس ندارد، زیرا ایالات متحده در حال «نابود کردن» ذخایر موشکی، نیروی دریایی، نیروی هوایی و پایگاه صنعتی دفاعی ایران است.
چند ساعت بعد، شاید به دلیل حساسیت به پایگاه جمهوریخواهان که بهطور قابل درکی نگران اثرات سیاسی است، نوشت: «ما در حالی که در حال بررسی کاهش تلاشهای نظامی بزرگ خود در خاورمیانه هستیم، به اهداف خود بسیار نزدیک میشویم.» سپس ضربالاجلی ۴۸ ساعته برای بازگشایی تنگه هرمز همراه با تهدید به حملات زیرساختی و نیروگاهها اعلام کرد و در نهایت ۵ روز آن را به تعویق انداخت.
به نوشته سنگر، مورخان نظامی مدت زیادی این درگیری را موشکافی خواهند کرد. اما در حال حاضر مشخص است که ایران چالشی متفاوت از ونزوئلا و امثالهم است. ترامپ شروع به استفاده از کلمه «گشت و گذار» در مورد ایران کرد تا نشان دهد که این فقط یک سفر کوتاه و یک انحراف کوتاه است. اما هیچ پایان واقعی در چشمانداز نیست.