در این میان هنوز مهمترین متغیر، موضع تهران است که نشانهای قطعی از پذیرش این مسیر بروز نداده است. چون ایران شروع کننده این جنگ تحمیلی نبوده و آمریکا در دو دور مذاکرات با تهران با شروع جنگ دیپلماسی را سلاخی کرده است.
پس از برگزاری نشست چهارجانبه وزرای خارجه عربستان سعودی، ترکیه، مصر و پاکستان در اسلامآباد، اسلامآباد سعی دارد ابتکار عمل سیاسی تا حد زیادی در اختیار بگیرد. این نشست بهصورت رسمی با هدف «کاهش تنشها» برگزار شد، اما در عمل به بستری برای هماهنگی جهت ورود به فاز احتمالی گفتوگو میان ایران و آمریکا تبدیل شده است.
در همین چارچوب، اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان از برگزاری «قریبالوقوع» گفتوگوها میان تهران و واشنگتن خبر داده و اعلام کرده که کشورش آماده میزبانی این روند است. او با تأکید بر اعتماد دو طرف به نقش میانجیگرانه پاکستان، این موقعیت را یک دستاورد مهم دیپلماتیک توصیف کرده است.
با این حال، در سوی ایران، نشانهها از احتیاط و حتی تردید حکایت دارد. مقامهای رسمی تهران صراحتاً تأکید کردهاند که تاکنون هیچ مذاکره مستقیمی با آمریکا انجام نشده و آنچه وجود داشته، صرفاً انتقال پیامها از طریق واسطهها بوده است. این موضع، عملاً فاصلهای جدی با روایت آمریکاییها ایجاد میکند.
در مقابل، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا از «مذاکرات جدی» با ایران سخن گفته و حتی مدعی شده که تهران تا حد زیادی با پیشنهادهای واشنگتن همراهی نشان داده است. او همزمان با ادبیاتی تهدیدآمیز، هشدار داده که در صورت عدم دستیابی به توافق یا بازگشایی سریع تنگه هرمز، گزینههای سختتری علیه زیرساختهای ایران در نظر گرفته خواهد شد.
این دوگانگی در روایتها، نشان میدهد که فضای دیپلماتیک هنوز به نقطهای نرسیده که بتوان از آغاز یک روند مذاکره واقعی سخن گفت؛ بهویژه آنکه ایران در میانه یک درگیری نظامی، اولویت خود را «پایان جنگ با تضمین عدم تکرار آن» اعلام کرده و نه صرفاً یک آتشبس یا توافق موقت.
در این میان، سفر اسحاق دار به پکن و دیدار با وانگ یی، بعد تازهای به تحولات افزوده است. این سفر میتواند نشانهای از تلاش پاکستان برای وارد کردن چین به روند میانجیگری باشد. کشوری که اگرچه تاکنون با احتیاط حرکت کرده، اما بهدلیل وابستگی شدید به انرژی خلیج فارس، نمیتواند نسبت به تحولات تنگه هرمز بیتفاوت بماند.
چین اعلام کرده آماده ایفای «نقشی سازنده» است، اما در عمل، تلاش دارد میان روابط خود با ایران، کشورهای عربی و همچنین مدیریت رقابت با آمریکا، توازن برقرار کند. همین رویکرد باعث شده پکن هنوز از ورود مستقیم به بحران خودداری کند و بیشتر در سطح دیپلماتیک باقی بماند.
در سطح میدانی، مسئله تنگه هرمز همچنان یکی از گرههای اصلی بحران است. انسداد عملی این آبراه، فشار قابلتوجهی بر بازار جهانی انرژی وارد کرده و ایدههایی مانند دریافت هزینه عبور از کشتیها نیز در حال طرح است. با این حال، ایران این اهرم را بخشی از معادله فشار خود میداند و بعید است بدون دریافت امتیازات مشخص، بهسادگی از آن صرفنظر کند.
از سوی دیگر، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرده که کارزار نظامی آمریکا ممکن است ظرف چند هفته به اهداف خود برسد و پس از آن، موضوع تنگه هرمز تعیین تکلیف خواهد شد؛ چه از مسیر دیپلماسی و چه از طریق ائتلافهای بینالمللی.
با این همه، آنچه بیش از هر چیز مسیر آینده را تعیین میکند، تصمیم تهران است. ایران نه تنها هنوز وارد هیچ چارچوب مذاکرهای نشده، بلکه با بدبینی آشکار نسبت به نیتهای آمریکا، بر تجربههای گذشته و بیاعتمادی ساختاری تأکید دارد.
در چنین شرایطی، اگرچه پاکستان در حال تثبیت جایگاه خود بهعنوان میانجی و چین در آستانه ورود محتاطانه به این پرونده است، اما بدون تغییر در محاسبات راهبردی دو طرف، این تلاشها ممکن است صرفاً در حد تحرکات دیپلماتیک باقی بماند.