اکوایران: در حالی‌که آتش‌بس شکننده و فضای پرابهام سیاسی همچنان بر منطقه سایه انداخته، طرح سه‌مرحله‌ای ایران برای پیشبرد مذاکرات با آمریکا به کانون توجه بازگشته است؛ پیشنهادی که با وجود تمرکز بر مدیریت تدریجی بحران، با تردید در واشنگتن و هشدار تحلیلگران درباره تبعات اقتصادی و سیاسی آن مواجه شده است.

به گزاش اکوایران، در شرایطی که آتش‌بس موجود همچنان شکننده و فضای سیاسی منطقه با ابهامات جدی همراه است، بار دیگر ایده‌ای تازه در مسیر مذاکرات ایران و آمریکا مطرح شده است؛ طرحی که این‌بار با یک پیشنهاد سه‌مرحله‌ای از سوی تهران در مرکز توجه قرار گرفته است.

بر اساس گزارش منابعی مانند المیادین و آکسیوس، ایران از طریق پاکستان چارچوبی را به طرف آمریکایی ارائه کرده که در گام نخست بر توقف کامل درگیری‌ها و تثبیت وضعیت امنیتی منطقه تمرکز دارد. در مرحله دوم، موضوع راهبردی تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی وارد روند گفت‌وگوها می‌شود و در نهایت، پرونده هسته‌ای در مرحله سوم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در مقابل، گزارش‌هایی از جمله نیویورک تایمز حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا نسبت به آخرین پیشنهاد ایران درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان تنش‌ها رضایت چندانی نشان نداده و همچنان بر دستیابی به یک توافق سریع و مستقیم تأکید دارد. همچنین الجزیره هم خبر داد که ترامپ و شماری از مقامات امنیت ملی آمریکا نسبت به طرح تهران دچار تردیدهای عمیقی هستند.

این اختلاف رویکرد، شکاف میان مدل «مذاکره مرحله‌ای» از سوی تهران و نگاه «توافق فوری و حداکثری» در واشنگتن را بیش از پیش آشکار کرده است.

احمدی: تاخیر در رسیدن به توافق به ضرر اقتصاد ایران تمام می‌شود

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان، در همین خصوص در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی ابعاد این پیشنهاد و پیامدهای احتمالی آن برای روند مذاکرات پرداخته است.

کوروش احمدی

احمدی با اشاره به ایده «خُرد کردن اختلافات در سه مرحله»، گفت این رویکردی است که آمریکا باید در مورد پذیرش آن نظرش را اعلام کند. اما ما باید در مرحله اول آنرا در بستر شرایط عمومی کشور خودمان و منافع خودمان مورد بررسی قرار دهیم.  او معتقد است که چنین الگویی اگر قرار باشد، سه مرحله زمان‌بر را در دستور کار طرفین قرار دهد، در شرایط اقتصادی کنونی کشور، که با تورم فزاینده و مشکلات اشتغال و بیکاری مواجه است، می‌تواند موجب طولانی شدن شرایط تعلیق و بلاتکلیفی کنونی در فضای اقتصادی کشور شود.

به گفته او، در وضعیت فعلی، هرچه سریع‌تر به مرحله حل نهایی و خروج از حالت تعلیق و بلاتکلیفی و مشخص شدن تکلیف بنگاه‌های اقتصادی برسیم، به نفع اقتصاد ملی است؛ چراکه ادامه وضعیت ابهام می‌تواند به تشدید مشکلات اقتصادی بیانجامد و به اصطلاح بیکاری بیکاری بیشتر بیاورد و تورم موجب تشدید تورم شود.

این دیپلمات پیشین در عین حال تأکید کرد که اگر روند پیشنهادی به‌صورت پیوسته و بدون فاصله زمانی پیش برود، به‌گونه‌ای که ابتدا مسئله توقف قطعی جنگ نهایی شود، بعد مسئله تنگه هرمز و کاهش تنش‌های مربوطه حل شود، و همزمان مسئله محاصره اقتصادی و در نهایت پرونده هسته‌ای در دستور کار قرار گیرد، ممکن است از منظر زمانی تفاوت بنیادینی با یک بسته جامع نداشته باشد. به اعتقاد او، مسئله «توالی زمانی و فاصله میان مراحل» مهم است؛ چراکه طولانی شدن هر مرحله می‌تواند به ضرر ایران تمام شود.

چالش اصلی طرح ایران برای واشنگتن

احمدی در بخش دیگری از تحلیل خود به ملاحظات سیاسی در واشنگتن اشاره کرده و گفت: ضمن اینکه صرف این تحرک دیپلماتیک از سوی ایران قابل تمجید است، اما یکی از چالش‌های اصلی در پذیرش چنین طرحی از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، ممکن است مسئله «بازگشت به خانه اول» باشد. به بیان او، اگر در پایان یک روند چندمرحله‌ای شامل جنگ چهل روزه و آتش بس شکننده کنونی و محاصره دریایی، نتیجه‌ای جز بازگشت به خانه اول یعنی شرایط قبل از شروع جنگ حاصل نشود، یعنی بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره اقتصادی، بدون حل مسئله هسته‌ای، تحقق یابد، این امر ممکن است در فضای سیاسی داخلی آمریکا به‌عنوان عقب‌نشینی ترامپ تلقی شود و برای او هزینه‌ساز باشد. البته اگر توالی بین این مراحل به گونه ای بدون وقفه باشد، ممکن است امکان پذیرش آن برای ترامپ بیشتر شود.

او در این زمینه تأکید کرد که مسئله اصلی برای واشنگتن همچنان برنامه غنی‌سازی ایران، به‌ویژه ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد است؛ موضوعی که از نگاه آمریکا در مرکز اختلافات قرار دارد و تعیین‌کننده سرنوشت هر توافق احتمالی خواهد بود.

این دیپلمات پیشین همچنین به یکی از ابهامات مهم در طرح ایران اشاره کرده و آن را «نحوه تعریف بازگشایی تنگه هرمز» دانست. به گفته او، هنوز روشن نیست که  منظور تهران از پرداختن به نحوه مدیریت و اداره تنگه هرمز چیست. به عبارت دیگر اگر منظور تهران بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به شرایط عادی قبل از شروع جنگ نباشد، در این صورت بعید است که پیشرفت به آسانی ممکن باشد.

او توجه داد که در صورت پذیرش بازگرداندن وضعیت تنگه به شرایط قبل از جنگ، ایران ممکن است ابزار تنگه را از دست بدهد؛ در حالی که مدل بازگشایی کنترل شده و محدود  کنترل‌شده نیز ممکن است برای طرف آمریکایی قابل قبول نباشد و روند مذاکرات را با بن‌بست مواجه کند. دو عامل دیگر که ممکن است به ضرر طرح جدید ایران کار کند این است که به ترامپ امکان اعلام پیروزی در داخل نخواهد داد و دیگر اینکه ممکن است ترامپ بخواهد منتظر تاثیر محاصره اقتصادی بماند.

احمدی در جمع‌بندی اظهارات خود تأکید کرد که دو عامل کلیدی در این روند تعیین‌کننده است: نخست، سرعت پیشبرد مذاکرات و پرهیز از طولانی شدن هر مرحله، و دوم، کسب اطلاع از جزئیات پیشنهاد ایران، به‌ویژه در حوزه تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای. به باور او، بدون اطلاع از جزئیات طرح ایران مشکل می تواند در مورد آن اظهار نظر قطعی کرد.