اکوایران: با تداوم تنش‌های سیاسی و امنیتی میان ایران و ایالات متحده و هم‌زمانی آن با تحرکات دیپلماتیک و فشارهای اقتصادی، پرسش درباره امکان دستیابی به توافق پایدار همچنان بی‌پاسخ مانده است. در حالی که برخی ابتکارات مذاکراتی در جریان است، تحلیلگران معتقدند اختلافات بنیادین، به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی و منطقه‌ای، همچنان مانعی جدی در مسیر هرگونه تفاهم بلندمدت محسوب می‌شود. در همین چارچوب، مهدی ذاکریان، استاد روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی ریشه‌های این تعارض و چشم‌انداز آینده آن پرداخته است.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که تنش‌های جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا وارد مرحله‌ای پیچیده و چندلایه شده، هم‌زمانی گفت‌وگوهای دیپلماتیک، تهدیدهای نظامی و رقابت‌های منطقه‌ای باعث شده تصویر روشنی از آینده این پرونده در دست نباشد.

از یک‌سو تلاش‌هایی برای باز نگه داشتن مسیر مذاکره ادامه دارد و از سوی دیگر، اختلافات بنیادین همچنان به‌عنوان مانعی جدی در برابر هرگونه توافق پایدار مطرح است. در چنین فضایی، تحلیلگران روابط بین‌الملل معتقدند فهم واقعی از ماهیت این منازعه، فراتر از تیترهای سیاسی روزمره و در بطن تعارض‌های راهبردی طرفین قرار دارد.

در همین خصوص مهدی ذاکریان، استاد روابط بین‌الملل و کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی لایه‌های پنهان و چشم‌انداز پیش‌روی این تقابل پرداخته است.

مهدی ذاکریان

«امنیتی‌سازی از مسیر ناامنی» به ثبات پایدار منجر نمی‌شود

ذاکریان با اشاره به چشم‌انداز ازسرگیری درگیری میان ایران و ایالات متحده تأکید کرد که در شرایط کنونی، طرح‌هایی مانند پیشنهادهای ۱۴ ماده‌ای ارائه‌شده از سوی دو طرف، شانس چندانی برای تحقق ندارند.

به گفته او، این پیشنهادها بیشتر جنبه «ویترینی» دارند و نه آمریکایی‌ها آمادگی پذیرش واقعی پیشنهادهای ایران را دارند و نه پیشنهادهای مطرح‌شده از سوی واشنگتن با ماهیت مطالبات تهران همخوانی دارد.

او با انتقاد از روند فعلی مذاکرات و نحوه تحلیل و مدیریت آن توسط رسانه‌ها، کارشناسان و حتی برخی مدیران مذاکره‌کننده، معتقد است که درک دقیق و عمیقی از ماهیت این منازعه وجود ندارد. به باور ذاکریان، آنچه برای آمریکا در این پرونده از اهمیت بالاتری نسبت به موضوعات نیابتی، تنگه هرمز یا حتی پرونده هسته‌ای برخوردار است، «تضمین امنیت اسرائیل» است.

این استاد روابط بین‌الملل توضیح داد که حتی موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای ایران یا بحث نیروهای نیابتی نیز در نهایت در چارچوب نگرانی‌های امنیتی اسرائیل تعریف می‌شود. به اعتقاد او، محور اصلی سیاست آمریکا در این پرونده، نه صرفاً مهار ایران در سطح منطقه‌ای، بلکه حفظ و تضمین بقای اسرائیل است.

ذاکریان با تأکید بر ریشه‌ای بودن اختلافات میان ایران و آمریکا تصریح کرد که تا زمانی که مسئله اسرائیل به‌عنوان یک موضوع بنیادین در سیاست خارجی ایران و نگرانی‌های ایالات متحده باقی بماند، امکان دستیابی به یک تفاهم پایدار بسیار محدود خواهد بود. او ادامه داد: حتی در صورت شکل‌گیری توافق، این توافق‌ها ماهیتی کوتاه‌مدت خواهند داشت و اختلافات بنیادین همچنان در بلندمدت پابرجا خواهند ماند.

او در ادامه با اشاره به تجربه برجام نیز یادآور شد که مهم‌ترین مخالفان این توافق در سطح بین‌المللی اسرائیل و در مرحله بعد عربستان سعودی بودند و در داخل ایران نیز برخی جریان‌ها با آن مخالفت داشتند. به گفته او، این سابقه نشان می‌دهد که حتی در صورت دستیابی به توافق جدید، سایه اختلافات ساختاری همچنان بر روابط دو طرف باقی خواهد ماند.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، ذاکریان به موضوع «محاصره دریایی» و فشارهای اقتصادی آمریکا اشاره کرد و تأکید ‌کرد که این اقدامات نباید به‌عنوان مقدمه‌ای برای حمله نظامی تفسیر شود، بلکه بخشی از یک روند مستمر فشار در قالب‌های مختلف است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل معتقد است در غیاب روابط حسنه، کشورها از ابزارهای متنوعی مانند اقتصاد، دیپلماسی، حقوق بشر و سایر اهرم‌ها برای اعمال فشار استفاده می‌کنند و محاصره نیز یکی از همین ابزارهاست. به باور او، این سیاست یک روند مقطعی نیست، بلکه نوعی رویکرد پایدار در چارچوب مواجهه است که در اشکال مختلف ادامه می‌یابد.

ذاکریان همچنین درباره موضوع تنگه هرمز تأکید کرد که تبدیل این گذرگاه راهبردی به یک ابزار صرفاً تنش‌زا، در بلندمدت به ضرر امنیت منطقه خواهد بود. او هشدار داد که «امنیتی‌سازی از مسیر ناامنی» نمی‌تواند به ایجاد ثبات پایدار منجر شود و بر ضرورت اعتمادسازی و حرکت به سمت امنیت‌سازی جمعی در منطقه تأکید می‌کند.

به گفته این استاد روابط بین‌الملل، استفاده از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی مانند تنگه هرمز باید در چارچوب راهبردهای دیپلماتیک و امنیتی پایدار تعریف شود، نه به‌عنوان ابزار تشدید تنش.