اکوایران: در حالی که بحران ایران و آمریکا از سطح یک منازعه دوجانبه عبور کرده و به بخشی از رقابت گسترده‌تر میان قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه واشنگتن و پکن تبدیل شده، مجموعه‌ای از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه در حال ورود به مرحله‌ای از «تعلیق راهبردی» است؛ وضعیتی میان جنگ و صلح که در آن نه امکان تثبیت یک توافق پایدار وجود دارد و نه چشم‌انداز روشنی از بازگشت به درگیری تمام‌عیار دیده می‌شود. از نگاه کارشناسان، تنگه هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم جهانی، اکنون به گره‌هایی تبدیل شده‌اند که سرنوشت این بحران را فراتر از مرزهای منطقه‌ای رقم می‌زنند.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که بحران ایران و آمریکا از یک منازعه دوجانبه فراتر رفته و به بخشی از رقابت گسترده قدرت‌های جهانی تبدیل شده، مجموعه‌ای از کارشناسان بین‌الملل معتقدند خاورمیانه وارد مرحله‌ای از «تعلیق راهبردی» شده است؛ وضعیتی که در آن نه جنگ تمام‌عیار محتمل است و نه صلح پایدار در دسترس.

خواجویی: چین در حال گذار از «نظاره‌گر» به «کنشگر محتاط» است

محمد خواجویی، کارشناس مسائل بین‌الملل، با اشاره به افزایش نقش چین در معادلات ایران و آمریکا معتقد است که بحران تنگه هرمز اکنون به موضوعی جهانی تبدیل شده و طبیعی است که در دیدارهای سطح بالای واشنگتن و پکن نیز مطرح شود.

او می‌گوید آمریکا تلاش دارد چین را به فشار بر ایران برای مدیریت وضعیت تنگه هرمز وادار کند، اما پکن تمایلی ندارد در تقابل مستقیم با تهران یا واشنگتن قرار گیرد. به گفته خواجویی، چین از یک «نظاره‌گر فعال» به سمت «کنشگری محتاط» در حال حرکت است، اما همچنان اولویت آن حفظ ثبات منطقه‌ای و جلوگیری از گسترش بی‌ثباتی است، نه حل ریشه‌ای بحران.

او تأکید می‌کند که چین در عین حفظ روابط با ایران، نمی‌خواهد در برابر آمریکا به سمت یک رویارویی مستقیم حرکت کند و ترجیح می‌دهد وضعیت منطقه در سطحی کنترل‌شده باقی بماند.

احمدی: پکن حاضر نیست روابط خود با آمریکا را قربانی ایران کند

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران، نگاه واقع‌گرایانه‌تری به نقش چین دارد و معتقد است پکن در اولویت‌بندی سیاست خارجی خود، روابط اقتصادی با ایالات متحده و کشورهای عربی خلیج فارس را بر ایران مقدم می‌داند.

او تأکید می‌کند که وابستگی عمیق اقتصاد چین به بازار آمریکا و نظام مالی دلاری باعث شده پکن در بحران ایران و آمریکا رویکردی کاملاً محتاطانه اتخاذ کند. به گفته احمدی، حجم بالای تجارت چین با کشورهای عربی خلیج فارس نیز یکی دیگر از دلایل پرهیز پکن از ورود به یک تقابل جدی در حمایت از تهران است.

با این حال، او اضافه می‌کند که چین در عین احتیاط، تمایلی به فروپاشی یا بی‌ثباتی شدید در ایران ندارد و ترجیح می‌دهد تهران در سطحی از ثبات سیاسی و امنیتی باقی بماند تا تعادل منطقه‌ای حفظ شود.

مجیدزاده: واشنگتن به دنبال «بی‌ثباتی کنترل‌شده» در خلیج فارس است

رضا مجیدزاده، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، معتقد است سیاست آمریکا در خلیج فارس بر پایه ایجاد یک «نااطمینانی مدیریت‌شده» استوار شده است؛ وضعیتی که به واشنگتن اجازه می‌دهد حضور امنیتی و نظامی خود را در منطقه توجیه کند.

او می‌گوید هدف آمریکا صرفاً مدیریت بحران ایران نیست، بلکه استفاده از فضای امنیتی خلیج فارس برای مهار نفوذ چین نیز دنبال می‌شود. به باور مجیدزاده، امنیتی‌سازی تنگه هرمز به ابزاری برای تثبیت نقش آمریکا در معماری امنیتی منطقه تبدیل شده است.

او همچنین تأکید می‌کند که واشنگتن به‌دنبال پایان سریع بحران نیست، بلکه ترجیح می‌دهد وضعیت در سطحی از تنش کنترل‌شده باقی بماند؛ شرایطی که نه به جنگ گسترده منجر شود و نه به صلح پایدار.

شفیعی: بحران ایران و آمریکا به «مناقشه یخ‌زده» نزدیک شده است

نوذر شفیعی، استاد روابط بین‌الملل، با نگاهی ساختاری به بحران، معتقد است مواضع ایران و آمریکا در ماه‌های اخیر تغییر بنیادینی نداشته و همین امر چشم‌انداز هرگونه توافق را مبهم کرده است.

او وضعیت فعلی را مشابه یک «مناقشه یخ‌زده» توصیف می‌کند؛ یعنی بحرانی که نه حل می‌شود و نه به جنگ تمام‌عیار تبدیل، بلکه در سطحی فرسایشی و کنترل‌شده ادامه پیدا می‌کند.

شفیعی تأکید دارد که آمریکا به‌خوبی می‌داند ورود به جنگ گسترده هزینه‌زا خواهد بود، بنابراین احتمالاً به سیاست فشار و محاصره محدود ادامه می‌دهد. از سوی دیگر، ایران نیز در چارچوب توان خود به مقابله ادامه می‌دهد و هیچ‌یک تمایل به تغییر بنیادین مواضع ندارند.

او در سطح کلان‌تر، این بحران را بخشی از رقابت راهبردی چین و آمریکا می‌داند و معتقد است ایران تا حدی در این رقابت ژئوپلیتیکی گرفتار شده است؛ جایی که هر دو قدرت تلاش می‌کنند از موقعیت ایران برای تضعیف یا مهار رقیب استفاده کنند.

بحران ایران و آمریکا؛ از تقابل دوجانبه تا بازی بزرگ چین و آمریکا

مجموع دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که بحران ایران و آمریکا دیگر صرفاً یک پرونده دوجانبه نیست، بلکه در بستر رقابت بزرگ‌تر چین و آمریکا در حال بازتعریف است. در این میان، چین با سیاستی محتاطانه در تلاش است هم از ثبات انرژی جهانی محافظت کند و هم از درگیر شدن مستقیم در تقابل با واشنگتن پرهیز نماید.

در مقابل، آمریکا با ترکیبی از فشار امنیتی و اقتصادی تلاش می‌کند هم ایران را تحت کنترل نگه دارد و هم موازنه قدرت در برابر چین را در خاورمیانه حفظ کند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری یک نظم ناپایدار اما کنترل‌شده است؛ نظمی که در آن بحران نه پایان می‌یابد و نه به جنگ فراگیر تبدیل می‌شود، بلکه در قالبی فرسایشی ادامه پیدا می‌کند.