توضیح اکوایران: این گزارش مفصل را شماری از تحلیلگران خبرگزاری رویترز نوشتهاند که در تاریخ 21 مه 2026 منتشر گردید. اکوایران ترجمه کاملی از این گزارش را ارائه میدهد.
تهدیدهای دونالد ترامپ، فرستادگان شخصی او و سفارتخانههای تضعیفشده آمریکا دارند حضور واشنگتن در جهان را بازتعریف میکنند. متحدان آمریکا از اروپا تا آسیا در حال بازنویسی قواعد تعاملاند؛ آنها لفاظیهای رئیسجمهور را نادیده میگیرند و کانالهای دیپلماتیک تازهای ایجاد میکنند تا سیاست خارجی آمریکا را مدیریت کنند؛ سیاستی که بیش از پیش بر پایه شخصیتها بنا شده است و بر پایه نه نهادها.
تهدید آخرالزمانی ترامپ
زمانیکه دونالد ترامپ در ۷ آوریل به ایران هشدار داد که «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد»، یک دیپلمات اروپایی در واشنگتن گفت دولتش خواهان پاسخی فوری به پرسشی هولناک بود: آیا رئیسجمهور آمریکا در حال بررسی استفاده از سلاح هستهای است؟
در سرتاسر اروپا و آسیا، نگرانیها فراتر از این بود که آیا تهدید آخرالزمانی ترامپ را واقعی یا صرفاً بلوف بدانند؟ به گفته این دیپلمات، یکی از نگرانیها این بود که مبادا روسیه از این فرصت برای توجیه تهدیدهای مشابه در اوکراین استفاده کند و بحرانی هستهای را در دو قاره رقم بزند.
دولتهای اروپایی بیدرنگ از طریق یک کانال سنتی به دنبال اطمینان خاطر رفتند: وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا. بااینحال، به گفته این دیپلمات، مقامهای آنجا پاسخی نگرانکننده دادند: آنها نمیدانستند ترامپ دقیقاً چه منظوری دارد یا سخنانش ممکن است به چه اقداماتی منجر شود.
روایتی از «آشفتگی دیپلماتیک»
این ماجرا که پیشتر گزارش نشده بود، نشانه فروپاشی تاریخی در دیپلماسی آمریکاست. در زمانی که یک رئیسجمهور بهشدت پیشبینیناپذیر آمریکا با اظهارات نمایشی خود بازارها و پایتختها را به لرزه انداخته است، دولتهای سرتاسر جهان برای یافتن شفافیت دستوپا میزنند، اما درمییابند که نقاط تماس معمولشان، در سفارتخانههای آمریکا یا درون واشنگتن، غایب، خاموش یا بیاطلاعاند. اکنون دستکم نیمی از ۱۹۵ پست سفارت آمریکا در سرتاسر جهان خالی مانده است.
جدال لفظی ونس و ترامپ با زلنسکی در حضور روبیو در کاخ سفید/ عکس از خبرگزاری رویترز
مارگارت مکمیلان، استاد تاریخ بینالملل دانشگاه آکسفورد، گفت دولت ترامپ در حال فرسایش توانایی آمریکا برای درک جهانی است که در آن فعالیت میکند؛ امری که خطر بیثباتی جهانی را افزایش میدهد. او گفت: «دیگر نخواهیم توانست مانند گذشته از دیپلماسی استفاده کنیم: برای ساختن روابط، دستیابی به توافقهایی که به سود هر دو طرف باشد و برای جلوگیری یا پایان دادن به جنگها.»
دولت ترامپ این تصور را که فروپاشیای در کار است، رد میکند و میگوید تغییرات انجامشده دیپلماسی آمریکا را تقویت کرده و روند تصمیمگیری را کارآمدتر ساخته است. تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه، گفت: «رئیسجمهور حق دارد تعیین کند چه کسی نماینده مردم و منافع آمریکا در سرتاسر جهان باشد.»
این روایت از آشفتگی دیپلماتیک آمریکا بر پایه مصاحبه با بیش از ۵۰ دیپلمات ارشد، مقام کاخ سفید و سفیر بازنشسته اخیر و نیز دهها مقام، دیپلمات و قانونگذار خارجی در اروپا و آسیا تهیه شده است.
جایگزینی اشخاص با سازوکارها
درحالیکه دیپلماتهای حرفهای آمریکا اخراج یا به حاشیه رانده میشوند، متحدان این کشور دارند شیوه تعامل خود با واشنگتن را تغییر میدهند. دولتهای خارجی میگویند بهجای اتکا به سفارتخانهها یا کانالهای رسمی، دیپلماسی خود را پیرامون حلقه کوچکی از افراد دارای دسترسی مستقیم به رئیسجمهور بازتنظیم کردهاند؛ وضعیتی که بسیاری را به کانالهای غیررسمی وابسته کرده تا بتوانند با ابرقدرتی کنار بیایند که سیگنالهایش هر روز آشفتهتر میشود.
برخی متحدان آمریکا اکنون معتقدند که مؤثرترین واکنش به رئیسجمهوری بیثبات، این است که لفاظیهای او را صرفاً «نویز پسزمینه» تلقی کنند.
این محاسبه پس از تهدید ترامپ به نابودی ایران که ترس از جنگ هستهای را برانگیخت، آشکار شد. در واکنش، مقامهای بریتانیا، فرانسه و آلمان همان روز بیانیه مشترکی تهیه کردند که یک دیپلمات اروپایی آن را «تند» توصیف کرد؛ اما آنها تصمیم گرفتند آن را منتشر نکنند، زیرا به این نتیجه رسیدند که سخنان ترامپ صرفاً بلوف است و سرزنش آشکار او ممکن است باعث ادامه بمبارانها شود. تا عصر همان روز، ترامپ اعلام کرد که آتشبسی دو هفتهای با ایران برقرار شده است. وزارتخانههای خارجه بریتانیا، فرانسه و آلمان به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
این ماجرا که آن هم پیشتر گزارش نشده بود، رویکردی را نشان میدهد که اکنون بسیاری از متحدان آمریکا در پیش گرفتهاند: خویشتنداری بهجای تقابل؛ اما دیپلماتها گفتند که نادیده گرفتن مکرر تهدیدهای ترامپ نیز خطرناک است، زیرا ممکن است آنها را در برابر بحران بعدی غافلگیر کند.
برخی کشورها راههای غیرمتعارفی برای ارتباط با رئیسجمهور آمریکا یافتهاند. ژاپن پیامهای خود را از طریق ماسایوشی سان، مدیرعامل سافتبانک و شریک گلف ترامپ، ارسال کرده است/عکس از خبرگزاری رویترز
بیش از یک سال از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ گذشته و نفوذ و اطلاعات بهطور فزایندهای از طریق تعداد اندکی فرستاده ویژه منتقل میشود. برجستهترین آنها: جرد کوشنر، داماد ترامپ و استیو ویتکاف، دوست قدیمی رئیسجمهور و فعال حوزه املاک. کوشنر هیچ عنوان رسمی دولتی ندارد و ویتکاف نیز هیچ تجربه قبلی دیپلماتیک نداشته است؛ اما رویترز دریافته است که برخی دولتهای خارجی اکنون ارتباط با آنها را بر کانالهای رسمی ترجیح میدهند. کوشنر و ویتکاف به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
کشورهای دیگر نیز خطوط ارتباطی غیرمتعارف خود را با کاخ سفید ایجاد کردهاند. مقامهای کره جنوبی، مذاکرهکنندگان تجاری آمریکا را دور زدند تا با سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، رابطه برقرار کنند: فردی که احساس میکردند میتواند نیت واقعی ترامپ را توضیح دهد، آن هم در زمانیکه با تعرفههای ۲۵ درصدی او مقابله میکردند. ژاپن نیز واسطهای نامعمول پیدا کرد: ماسایوشی سون، بنیانگذار سافتبنک و یکی از همبازیهای گلف ترامپ.
کوچکسازی وزارت خارجه آمریکا
وزارت خارجه آمریکا یکی از نخستین اهداف ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش بود. در آوریل ۲۰۲۵ مارکو روبیو، وزیر خارجه، این وزارتخانه را «بوروکراسی متورم» گرفتار «ایدئولوژی سیاسی رادیکال» خواند و از «طرحی جامع برای بازسازماندهی» خبر داد. زمینه این اقدام در پروژه ۲۰۲۵ پیشبینی شده بود؛ برنامهای سیاستی که در سال ۲۰۲۳ بنیاد هریتیج، اندیشکدهای راستگرا در واشنگتن، آن را منتشر شد. این طرح خواستار وزارت خارجهای کوچکتر با انتصابهای سیاسی بیشتر و حذف سفیران حرفهایای بود که نسبت به دولت خصومت دارند.
حدود ۳ هزار کارمند سال گذشته وزارت خارجه را ترک کردند؛ نزدیک به نیمی اخراج شدند و بقیه بستههای خروج داوطلبانه را پذیرفتند. این یعنی حدود ۱۵ درصد کاهش در کارکنان مستقر در آمریکا. سپس در دسامبر، روبیو دستور بازگشت بیسابقه حدود ۳۰ سفیر در سرتاسر جهان را صادر کرد.
روبیو سال گذشته وعده داده بود که این بازسازی، وزارت خارجه را «از پایین به بالا، از دفاتر تا سفارتخانهها» توانمند خواهد کرد؛ اما امروز، بنا به اعلام انجمن خدمات خارجی آمریکا (اتحادیه دیپلماتها)، ۱۰۹ مورد از ۱۹۵ پست سفارت آمریکا در جهان خالی است. یک مقام کاخ سفید گفت که این تغییرات «دولت ما را کارآمدتر، کمحجمتر و تواناتر در اجرای مؤثر سیاست خارجی رئیسجمهور کرده است.»
مارکو روبیو به عنوان وزیر امور خارجه، خواستار بازنگری گسترده در وزارت امور خارجه شده است/عکس از خبرگزاری رویترز
ساختار تازه باعث شده است که واشنگتن در یکی از مهمترین مناطق جنگی، دیپلماتهای ارشد کمتری در محل داشته باشد. پنج کشور از هفت کشوری که با ایران مرز دارند و چهار کشور از شش دولت حاشیه خلیج فارس، سفیر آمریکا ندارند.
اکنون بسیاری از سفارتخانههای آمریکا را کارداران اداره میکنند؛ یعنی دیپلماتهایی که بهطور موقت مسئولیت را برعهده دارند و نه سفیرانی که سنا آن را تأیید کرده باشد. این موضوع را برخی کشورها تنزل دیپلماتیک تلقی میکنند. سفیران سابق آمریکا و مقامهای وزارت خارجه گفتند کاهش حضور دیپلماتیک، به هرجومرج در روند تخلیه شهروندان آمریکایی از منطقه پس از آغاز جنگ ایران توسط ترامپ دامن زد.
باربارا لیف، دیپلمات حرفهای بازنشسته که در دولت نخست ترامپ سفیر آمریکا در امارات متحده عربی بود و در دولت جو بایدن معاون وزیر خارجه در امور خاور نزدیک شد، گفت: «وقتی درگیر جنگ هستید، همه این مأموریتها باید سفیر داشته باشند. در لحظهای بحرانی و این بحرانی بیپایان است، این دولت این مأموریتها را در وضعیتی اسفناک رها کرده است.»
پیگوت گفت سفارتخانههای آمریکا در جریان جنگ ایران عملکرد خوبی داشتهاند و «بیش از حد کافی نیرو دارند.»
خاطره بد یک سفیر
برای بریجت برینک، شکاف میان دولت ترامپ و دیپلماتهای پراکندهاش در جهان میتوانست مسئله مرگ و زندگی باشد.
برینک زمانیکه ترامپ دوباره به قدرت بازگشت، سفیر آمریکا در کییف بود. در مارس ۲۰۲۵، تنها چند روز پس از دیدار انفجاری ترامپ با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در کاخ سفید، آمریکا کمکهای نظامی و تبادل اطلاعات با اوکراین را متوقف کرد. برینک گفت این تسلیحات شامل مهمات پدافند هوایی بود که نهتنها از اوکراینیها بلکه از کارکنان سفارت آمریکا در برابر پهپادها و موشکهای روسیه محافظت میکرد.
بریجت برینک گفت که توقف موقت کمکهای نظامی دولت ترامپ به اوکراین در زمانی که او سفیر آمریکا در کییف بود، بیتوضیح بود و جان اوکراینیها و آمریکاییها را به خطر انداخت/عکس از خبرگزاری رویترز
او در مصاحبهای گفت: «من هزار نفر، همگی غیرنظامی، روی زمین داشتم؛ و اوکراینیهایی که از تجهیزات آمریکایی و دیگر تجهیزات استفاده میکردند، از ما محافظت میکردند.»
او گفت توقف کمک نظامی بدون هشدار انجام شد: «وقتی سعی کردیم بفهمیم چرا متوقف شده، هیچ پاسخی نگرفتیم.» برینک با پنتاگون، وزارت خارجه و کاخ سفید تماس گرفت: «هرجایی که میتوانستیم، چون واقعاً نگران بودیم این مسئله نهتنها برای اوکراینیها بلکه برای امنیت خود ما چه معنایی دارد.» پنتاگون به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد.
برینک گفت کارکنانش پشتپرده تلاش کردند دولت ترامپ را قانع کنند تا کمکها را از سر بگیرد؛ اقدامی که سرانجام در ۱۱ مارس پذیرفته شد. او اما گفت که هرگز تأیید رسمی درباره علت اولیه توقف کمکها دریافت نکرد.
کوچکسازی در شورای امنیت ملی آمریکا
اخراجها در شورای امنیت ملی آمریکا، یعنی نهادی که بهطور سنتی سیاست خارجی و دفاعی را در کاخ سفید هماهنگ میکند، نیز روابط میان دولت ترامپ و سفارتخانهها را بیش از پیش تیره کرد. در سال ۲۰۲۵ ترامپ شورای امنیت ملی را از صدها نفر به چند ده نفر کاهش داد.
به گفته سه مقام فعلی و سابق آمریکا در واشنگتن، کارکنان شورای امنیت ملی ماهها هیچ نشست منظمی برگزار نکردند و عملاً از برگزاری جلسات بینسازمانی درباره امنیت ملی و سیاست خارجی منع شده بودند. مقام کاخ سفید گفت شورای امنیت ملی جلسات را متوقف نکرده است، بلکه آنها کوچکتر و متمرکز بر اولویتهای ترامپ شده بودند.
در آن دوره، چندین مقام گفتند که کارکنان تقریباً هیچ راهنمایی رسمی درباره موضوعات بزرگی مانند جنگ اوکراین یا آینده ناتو دریافت نمیکردند. در عوض، آنها حساب کاربری ترامپ در «تروث سوشال» را برای یافتن سیگنالهای سیاستی زیر نظر داشتند. این مقامها گفتند که بسیاری از کارکنان شورای امنیت ملی صفحه حساب ترامپ را دائماً روی یک نمایشگر اختصاصی باز نگه میداشتند و بهمحض انتشار پست تازه واکنش نشان میدادند.
در دولت بایدن، برینک مرتباً در نشستهای شورای امنیت ملی شرکت میکرد تا سیاست پیچیده زمان جنگ میان واشنگتن و سفارت آمریکا در کییف را هماهنگ کند؛ اما در دوران ترامپ، این نشستها متوقف شدند. برینک گفت به او گفته شد که «فقط به افراد زنگ بزن؛» رویکردی بداهه که او آن را در منطقهای جنگی ناکارآمد و اجرا ناشدنی میدانست؛ جاییکه حملات روسیه هر شب ادامه داشت. او گفت: «ما هفت ساعت جلوتر هستیم و تقریباً هر شب در پناهگاهیم.»
حملات پهپادی روسیه، مانند این حمله که در ماه آوریل در شهر بندری اودسا در اوکراین به تصویر کشیده شده، اهمیت دیپلماسی در خط مقدم را برجسته میکند/عکس از خبرگزاری رویترز
به گفته او آخرین ضربه، سیاست «مماشات» ترامپ در قبال اوکراین بود؛ یعنی تلاش برای نزدیکی به ولادیمیر پوتین درحالیکه اوکراین را مسئول تجاوز روسیه معرفی میکرد. برینک در آوریل ۲۰۲۵ به نشانه اعتراض استعفا داد. دو ماه بعد اعلام کرد که بهعنوان نامزد حزب دموکرات از ایالت میشیگان برای مجلس نمایندگان آمریکا رقابت خواهد کرد.
وزارت خارجه در ۲۸ آوریل اعلام کرد جانشین او، جولی دیویس که بهعنوان کاردار فعالیت میکرد، نیز در ژوئن کنارهگیری و بازنشسته خواهد شد. پیگوت گفت دیویس پس از «۳۰ سال خدمت برجسته» در دستگاه دیپلماسی بازنشسته میشود.
بسیاری دیگر از دیپلماتهای حرفهای نیز مأموریتهای سفارت خود را ناگهان نیمهکاره رها کردند. یک هفته پیش از کریسمس، به حدود ۳۰ نفر گفته شد تا اواسط ژانویه پستهای خود را تخلیه کنند؛ فراخوانی که عمدتاً بدون هشدار یا توضیح انجام شد. برخی سفیران در حال خروج در محافل خصوصی این اقدام را «کشتار شنبه شب» نامیدند؛ عبارتی متعلق به دوران واترگیت که اکنون برای توصیف اخراج دستهجمعی مقامها به کار میرود.
دیپلمات «حرفهای» در برابر منصوب سیاسی
سفیران آمریکا در دو دسته قرار میگیرند: دیپلماتهای حرفهای و منصوبان سیاسی. هر دو را رئیسجمهور معرفی و سنای آمریکا تأیید میکنند. دیپلماتهای حرفهای معمولاً به غیرحزبی بودن خود افتخار میکنند و اغلب دههها تجربه دارند. منصوبان سیاسی معمولاً حامیان مالی بزرگ کارزارها، قانونگذاران پیشین یا متحدان نزدیک رئیسجمهور هستند و ممکن است تجربه دیپلماتیک بسیار اندک یا هیچ تجربهای نداشته باشند.
طبق دادههای انجمن خدمات خارجی آمریکا، در دولتهای مختلف طی نزدیک به ۵۰ سال گذشته، دیپلماتهای حرفهای معمولاً بین ۵۷ تا ۷۴ درصد سفیران را تشکیل میدادند؛ اما در دوره دوم ترامپ، تنها حدود ۹ درصد از منصوبان سفیر او دیپلمات حرفهای هستند؛ کاهش چشمگیری در تخصص نهادیای که بهطور تاریخی راهنمای دیپلماسی آمریکا بوده است.
بیشتر سفیرانی که در ماه دسامبر فراخوانده شدند، دیپلماتهای حرفهای بودند که در دولت بایدن به سمت فعلی منصوب شدند، اما در دولتهای جمهوریخواه، از جمله دولت اول ترامپ، نیز خدمت کرده بودند. برای مثال، برینک تحت ریاستجمهوری پنج رئیسجمهور، اعم از دموکرات و جمهوریخواه، از جمله ترامپ در دوره اول، خدمت کرده بود.
وزارت خارجه اعلام کرد این فراخوان گسترده «روندی استاندارد» بوده و جانشینان تازه نماینده ترامپ و پیشبرنده دستورکار «اول آمریکا» خواهند بود؛ دستورکاری که کاخ سفید میگوید «از منافع بنیادین آمریکا دفاع خواهد کرد.»
بیش از ۱۰۰ سمت سفارت در جهان همچنان خالی مانده است. برایان نیکولز، سفیری که بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ در دولتهای دموکرات و جمهوریخواه در پرو و زیمبابوه خدمت کرد، گفت: «ما با یک دست بسته پشت سر، دیپلماسی انجام میدهیم.» در چنین فضایی، مسیر تازهای از دیپلماتهای همسو با دستورکار ترامپ در حال شکلگیری است.
مبارزه با تبعیض علیه محافظهکاران
«بورسیه بن فرانکلین» که در سال ۲۰۲۴ تأسیس شد، محافظهکاران درون وزارت خارجه را شناسایی و برای ارتقای آنان تلاش میکند و با آنچه رهبرانش «تبعیض علیه محافظهکاران» مینامند، مقابله میکند. فیلیپ لیندرمن، یکی از بنیانگذاران، با اشاره به برنامههای تنوع، برابری و شمول دولتهای پیشین گفت: «خیلی از کارمندان میانهرو، مردها، مردهای سفیدپوست، پیش ما میآیند و میگویند: "DEI کاملاً ما را به حاشیه رانده است."»
این گروه اکنون حدود ۹۵ عضو را در تارنمای خود فهرست کرده که از جمله آنها کریستوفر لاندو، معاون وزیر خارجه، است. لیندرمن، دیپلمات سابق، گفت ۲۵۰ عضو دیگر (عمدتاً دیپلماتهای فعال) برای جلوگیری از تلافی احتمالی در دولتهای دموکرات آینده، هویت خود را پنهان نگه میدارند.
یکی از بزرگترین حامیان مالی این برنامه، بنیاد هریتیج، طراح پروژه ۲۰۲۵، است. این بنیاد سال گذشته ۱۰۰ هزار دلار کمک مالی به گروه داد و عملاً به پیشبرد یکی از توصیههای اصلی پروژه ۲۰۲۵ کمک کرد: بازسازی نیروی کاری که آن را نسبت به دولتهای محافظهکار خصمانه میداند. بنیاد هریتیج به رویترز گفت که از بسیاری سازمانهای آمریکایی حمایت میکند، اما هیچ «کنترل مستقیمی» بر آنها ندارد.
لیندرمن و مت بویس، دیپلمات سابق دیگر و از بنیانگذاران این برنامه و عضو ارشد مؤسسه هادسون، گفتند هدف این طرح کمک به ترامپ است تا از انتصاب کارکنان وزارت خارجهای که ممکن است در برابر دستورکار او مانع ایجاد کنند، جلوگیری شود. این گروه سمینارهای شبکهسازی برگزار میکند، در دانشگاهها عضوگیری میکند و به دولت ترامپ درباره دیپلماتهای حرفهایای که آنها را فعالان ایدئولوژیک میدانند مشاوره میدهد. بویس به رویترز گفت: «ما کمک میکنیم اگر بخواهند بدانند، چه کسی بخشی از مقاومت است.»
هجده سفیر سابق ابراز نگرانی کردند که اعضای بورسیه بن فرانکلین با سرعتی غیرعادی به سمتهای ارشد میرسند، آن هم جلوتر از افراد باتجربهتر. پیگوت گفت وزارت خارجه «تصمیمات پرسنلی را بر اساس عضویت در گروههای بیرونی یا سهمیههای جمعیتی اتخاذ نمیکند.»
ظهور دولتِ فرستادگان ویژه
ترامپ بهطور فزایندهای سفارتخانهها را دور زده و دیپلماسی حساس را به فرستادگان ویژه سپرده است؛ بهویژه کوشنر و ویتکاف که مذاکرهکنندگان اصلی او در جنگهای اوکراین، غزه و ایران هستند.
ترامپ برای انجام دیپلماسی حساس و پرمخاطره خارج از کانالهای سنتی، به جرد کوشنر و استیو ویتکاف (که در این تصویر در کنار جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا دیده میشوند) متکی است/عکس از خبرگزاری رویترز
پیش از جنگ ایران، کوشنر و ویتکاف در اواخر فوریه در ژنو با مقامهای ایرانی دیدار کردند، اما بنا به گفته مقامهای اروپایی حاضر در مذاکرات، هیچ متخصص هستهای آمریکایی را همراه خود نبردند. در نه ماه پیش از آن، دولت ترامپ دستکم شش کارشناس هستهای مرتبط با ایران را اخراج کرده بود، از جمله نیت سوانسون، دیپلمات حرفهایای که در دولتهای مختلف روی پرونده ایران کار کرده بود.
سوانسون در اجرای توافق هستهای ۲۰۱۵ دولت اوباما با ایران نقش داشت؛ سندی بسیار فنی که در آن ایران پذیرفته بود برنامه هستهای خود را بهطور قابلتوجهی محدود کند و در مقابل، تحریمهای اقتصادی مرتبط با هستهای برداشته شود. این توافق را تیمهای بزرگی از دیپلماتها و کارشناسان تدوین کرده بودند. ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. سوانسون گفت ویتکاف در آوریل سال گذشته با او تماس گرفت تا دوباره به مذاکرات با تهران بپیوندد. آن زمان، سوانسون در دفتر هماهنگی تحریمهای وزارت خارجه کار میکرد.
اما به گفته سوانسون، هفتهها گذشت بیآنکه جلسهای درباره ایران برگزار شود. او درباره ویتکاف گفت: «او واقعاً سرش شلوغ بود؛» چرا که همزمان مذاکرات اوکراین و غزه را نیز مدیریت میکرد: «ما عملاً هیچ ورودیای نداشتیم.» سوانسون گفت خیلی زود دولت «اصلاً دیگر از ما مشورت نخواست.»
کمتر از دو ماه پس از پیوستن به تیم مذاکرهکننده ویتکاف، سوانسون اخراج شد؛ آن هم پس از آنکه لورا لومر، اینفلوئنسر راستگرا، در شبکههای اجتماعی او را «بازمانده دوران اوباما» خواند. او از آن زمان بهعنوان عضو ارشد به اندیشکده شورای آتلانتیک پیوسته است. لومر به درخواست اظهارنظر رویترز پاسخ نداد.
یک دیپلمات ارشد اروپایی گفت در مذاکرات آخرینلحظهای ژنو، تیم آمریکایی برای درک اهمیت سطوح مختلف غنیسازی اورانیوم و دیگر عناصر برنامه هستهای ایران دچار مشکل بود و مقامهای اروپایی مجبور شدند توضیح دهند. او گفت: «چطور میتوانید مذاکره کنید وقتی اصول اولیه را نمیفهمید؟»
در ۲۸ فوریه، پس از شکست مذاکرات ژنو، آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند. همان روز و دوباره در ۳ مارس، ویتکاف خبرنگاران را درباره مذاکرات توجیه کرد. به گفته کلسی داونپورت از انجمن کنترل تسلیحات، این توضیحات نشان میدادند که او پیشنهاد ایران را اشتباه فهمیده است و با خلط میان غنیسازی محدود اورانیوم و تسلیحاتیسازی فوری آن، تهدید هستهای ایران را بزرگنمایی کرده است. داونپورت فایلهای صوتی و متن نشستها را بررسی کرده بود.
او گفت اظهارات ویتکاف مملو از خطاهایی بود که «ناتوانی فنی» را نشان میداد. برای مثال، او سانتریفیوژ IR-6 ایران را «احتمالاً پیشرفتهترین سانتریفیوژ جهان» توصیف کرده بود، درحالیکه حتی پیشرفتهترین سانتریفیوژ خود ایران هم نیست. داونپورت گفت: «ویتکاف لازم نیست متخصص هستهای باشد تا توافق خوبی مذاکره کند؛ اما اگر نیست، باید اطرافش پر از کسانی باشد که هستند.»
دو فرستاده ارشد ترامپ همچنین از سوی دموکراتهای کنگره آمریکا به دلیل احتمال تضاد منافع مورد انتقاد قرار گرفتهاند؛ کوشنر به دلیل مذاکره احتمالی توافقهای صلح با کشورهایی که با آنها معاملات میلیارد دلاری دارد و ویتکاف بهدلیل نقش خانوادهاش در یک شرکت رمزارز مرتبط با ترامپ که به دنبال نفوذ در خاورمیانه است. هر دو هرگونه تضاد منافع را رد کردهاند.
مقام کاخ سفید این ادعاها را «روایتی تکراری» دانست که دموکراتها مطرح میکنند و گفت هر دو نفر «پیشنهادهای ایران را کاملاً درک کرده بودند.»
تمرکز تصمیمگیری در دستان شخص ترامپ
بیش از ۹۰ درصد سفیرانی که ترامپ در این دوره منصوب کرده، وفاداران سیاسی بودهاند نه دیپلماتهای حرفهای؛ افرادی که به دلیل ارتباطشان با حلقه نزدیکان رئیسجمهور، قدرتی نامعمول دارند. دو مقام اروپایی یادآور شدند که چارلز کوشنر، پدر جرد و سفیر آمریکا در فرانسه، سال گذشته در جلسهای مقابل همتایان خارجی مستقیماً با جرد تماس گرفت تا نزدیکی خود به مرکز قدرت را نشان دهد. سفارت آمریکا در پاریس از اظهارنظر خودداری کرد.
ترامپ برای سفارت در پکن نیز یکی دیگر از وفادارانش را منصوب کرد: دیوید پردیو، سناتور و تاجر سابق ایالت جورجیا که ادعاهای نادرست ترامپ درباره تقلب در انتخابات ۲۰۲۰ را تکرار کرده بود. سه مقام دولتی آمریکا که بر چین تمرکز دارند گفتند پردیو مستقیماً با ترامپ تماس میگرفت تا درباره تصمیمات و پرسشهای حلنشده دیپلماتیک هماهنگی کند، درحالیکه حتی دیپلماتهای ارشد آمریکا نیز از روند تصمیمگیری کنار گذاشته میشدند. آنها گفتند هنگام برنامهریزی سفرهای سطح بالا، کارکنان سفارت اغلب منتظر میماندند تا پردیو ابتدا با ترامپ تماس بگیرد و سپس ترتیبات نهایی را قطعی کنند؛ تغییری نسبت به گذشته که چنین تصمیمهایی در سطوح پایینتر گرفته میشد.
ولفگانگ ایشینگر، سفیر پیشین آلمان در واشنگتن، گفت رویکرد فعلی آمریکا بازتاب تمرکز شدید قدرت سیاست خارجی در دست یک نفر است: ترامپ. او گفت: «آن شخص تصمیمها را میگیرد؛ گاهی یکشبه، گاهی در جلسه رسمی، گاهی هم نه. این بسیار متفاوت است و مطمئن نیستم شیوه تصمیمگیری ترامپ تضمینی برای تصمیمات خوب باشد.»
برخی کشورها مسیرهای غیرمتعارفی به سوی کاخ سفید ایجاد کردهاند. در آوریل ۲۰۲۵، ترامپ تعرفه ۲۵ درصدی بر کره جنوبی اعلام کرد که اقتصاد صادراتمحور این کشور را تهدید میکرد. کانگ هونسیک، رئیس دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی، در یک پادکست گفت در مذاکرات تجاری بعدی، مقامهای کرهای نمیتوانستند مطمئن شوند که طرفهای آمریکایی بهراستی مواضع ترامپ را منتقل میکنند یا نه. بنابراین، آنها مستقیماً با سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، وارد تعامل شدند. این سازوکار غیرمعمول بود. کانگ معمولاً طرف مذاکره آمریکا در سیاست خارجی، امنیت یا تجارت نیست و وایلز نیز مذاکرهکننده تجاری محسوب نمیشود. دفتر رئیسجمهور و وزارت خارجه کره جنوبی به درخواست اظهارنظر پاسخ ندادند.
ژاپن نیز به ماسایوشی سون، بنیانگذار سافتبنک و دوست گلف ترامپ، روی آورد. شیگرو ایشیبا، که تا اکتبر ۲۰۲۵ نخستوزیر ژاپن بود، به رویترز گفت زمانی که در قدرت بود، ژاپن از این غول فناوری بهعنوان کانال غیررسمی برای ارتباط با ترامپ استفاده میکرد؛ نخستین باری که نقش سون آشکارا تأیید میشود. ایشیبا گفت سون عمدتاً در راستای منافع تجاری خودش عمل میکرد، اما تأیید کرد دولتش پیامهایی را از طریق او به ترامپ منتقل کرده است. به گفته او ارتباط مستقیم با ترامپ حیاتی بود، زیرا «همه اطرافیانش فقط بلهقربانگو هستند.» سافتبنک و سون از اظهارنظر خودداری کردند. وزارت خارجه ژاپن استفاده از سون بهعنوان کانال غیررسمی را رد کرد، اما درباره اینکه آیا ایشیبا چنین کاری کرده بود یا نه، نظری نداد.
پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه، گفت «این فرض را رد میکند که تصمیمات کلیدی بدون مشارکت معنادار متخصصان باتجربه گرفته شدهاند.» او استفاده ترامپ از فرستادگان ویژه و ارتباط مستقیم برخی کشورها با کاخ سفید را مؤثر توصیف کرد. او گفت: «تعامل مستقیم و مستمر از بالاترین سطوح این دولت در سرتاسر جهان یک مزیت است و هرکس خلاف آن را بگوید نمیداند درباره چه صحبت میکند.»
جهان در حال بازآرایی است
ترامپ با جریان مداوم تهدیدها، علیه دشمنانی چون ایران و همچنین متحدانی مانند دانمارک، کانادا و ناتو، هنجارهای دیپلماتیک را برهم زده است. دولتها مجبور شدهاند بسنجند که آیا واکنش علنی تنشها را کاهش میدهد یا بدتر میکند.
همین اتفاق اوایل آوریل پس از هشدار ترامپ درباره نابودی تمدن ایران رخ داد. مقامهای بریتانیا، فرانسه و آلمان بیانیه مشترکی تهیه کردند که یک دیپلمات اروپایی آن را «تند» توصیف کرد؛ اما در نهایت تصمیم گرفتند منتشرش نکنند. آن دیپلمات که در تهیه متن مشارکت داشت گفت: «در نهایت فکر کردیم هر وقت او اینطور سروصدا میکند، گاز نمیگیرد.» مقامهای اروپایی معتقد بودند آتشبس میان آمریکا و ایران همچنان ممکن است و نگران بودند که سرزنش علنی، ترامپ را به ادامه بمبارانها سوق دهد؛ بنابراین سکوت کردند. تا پایان روز، ترامپ آتشبس را اعلام کرد.
این ماجرا درسی را برای بسیاری از متحدان آمریکا تقویت کرد: سکوت میتواند امنترین واکنش به افراطیترین تهدیدهای ترامپ باشد.
برخی دیپلماتهای اروپایی این را «روش مرکل» مینامند؛ اشارهای به واکنش خونسردانه آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان، در دوره اول ترامپ: تحمل تحریکها بدون واکنش علنی، درحالیکه همزمان قاطعانه از منافع ملی دفاع میکرد. شمار اندکی از متحدان آمریکا، از جمله استرالیا و نیوزیلند، از سخنان ترامپ درباره ایران انتقاد کردند؛ اما برخی دیگر، از جمله ژاپن، سکوت اختیار کردند.
تاکشی ایوایا، سیاستمدار حزب حاکم لیبرال دموکرات ژاپن که تا اکتبر ۲۰۲۵ وزیر خارجه بود، گفت: «اظهارات رئیسجمهور ترامپ دائماً تغییر میکرد، بنابراین بهمرور دیگر به تکتک آنها واکنش نشان ندادیم. واکنش نشان دادن فقط میتواند پاسخهای غیرضروری را تحریک کند.»