به گزارش اکوایران، در شرایطی که فضای سیاسی میان ایران و ایالات متحده بار دیگر با موجی از گمانهزنیها درباره امکان توافق یا تشدید تنشها همراه شده، نشانههای متناقضی از تحرکات دیپلماتیک، پیامهای رسانهای و تغییرات رفتاری در واشنگتن بر پیچیدگی این معادله افزوده است.
از یکسو، رفتوآمدهای دیپلماتیک و افزایش تماسها میان برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، این تصور را تقویت کرده که امکان شکلگیری یک چارچوب توافقی ـ ولو محدود و غیررسمی ـ همچنان روی میز قرار دارد. از سوی دیگر، ابهام در تصمیمگیریهای سیاسی در آمریکا و بهویژه نقش شخص دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا در تغییر ناگهانی مواضع، موجب شده تحلیلها درباره آینده این روند با احتیاط و تردید بیشتری همراه شود.
در چنین فضایی، کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در گفتوگو با اکوایران تلاش کرده است تا از خلال کنار هم قرار دادن نشانههای دیپلماتیک، رفتارهای سیاسی و زمینههای رسانهای، تصویری از وضعیت فعلی مذاکرات و احتمالهای پیشرو ارائه دهد.

احمدی: ترامپ فاقد یک اندیشه منسجم است
احمدی در بخش نخست سخنان خود با اشاره به طرح برخی موضوعات درباره ایران و احتمال توافقهای مرتبط با آن اظهار کرد که بحثهایی نظیر وضعیت ایران، هرچند با تردیدهایی مطرح شدهاند، اما بخش مهمتری از مباحث به موضوع رفع تحریمهای ایران مربوط میشود که به گفته او «بهنظر میرسد در چارچوب توافق نیز قرار دارد». او تأکید کرد که در صورت تحقق چنین روندی، این مسئله میتواند به شکلگیری یک فرصت سیاسی جدید منجر شود.
او در ادامه با اشاره به تأثیر این تحولات بر فضای سیاسی آمریکا گفت: چنین روندهایی میتواند برای دموکراتها این امکان را ایجاد کند که با مقایسه سیاستهای گذشته و حال، به موضوع امتیازگیریهای هستهای و برجام در دوره باراک اوباما، رئیسجمهوری پیشین آمریکا اشاره و استدلال کنند که در گذشته دستکم در چارچوب توافق هستهای امتیازاتی اخذ شده بود، در حالی که اکنون ترامپ، علیرغم انتقادات و کنایههایش به دولت اوباما، بدون دریافت امتیاز مشابه، امتیازدهی در حوزه تحریمها مطرح شود.
این دیپلمات پیشین همچنین تصریح کرد که مجموعه این عوامل احتمالاً در کاهش نسبی مواضع سختگیرانه دونالد ترامپ نقش داشته است. او با این حال تأکید کرد که حتی در صورت وقوع عقبنشینی، احتمال دستیابی به نوعی توافق همچنان بهطور کامل منتفی نیست و ممکن است توافقی با «لحن متفاوت» و در قالبی دیگر شکل بگیرد.
احمدی در عین حال اشاره کرد که همین تحولات موجب شده فضای خوشبینی نسبت به روزهای گذشته کاهش یابد و نوعی بدبینی نسبی جای آن را بگیرد.
او در ادامه در پاسخ به پرسشهایی درباره نقش موضوعاتی مانند تنگه هرمز، برنامه هستهای ایران و همچنین داراییهای بلوکهشده، تاکید کرد که این مسائل در سالهای اخیر و حتی در دورههای پرتنش، از جمله در جریان جنگ ۴۰ روزه، همواره در دستور بحثها بودهاند. به گفته او، اعطای برخی پیامهای مثبت درباره این موضوعات میتواند در چارچوب یک بازی دیپلماتیک و حتی روانی برای زمانخریدن نیز قابل تفسیر باشد.
احمدی در بخش دیگری از این گفتوگو به نشانههای رفتوآمد و تحرکات سیاسی روزهای اخیر اشاره کرد و گفت: در آن مقطع نوعی امیدواری نسبت به شکلگیری توافق وجود داشت. به گفته او، در روزهای جمعه و شنبه تغییراتی در برنامههای دونالد ترامپ ایجاد شد؛ از جمله لغو یا تغییر برنامههایی نظیر سفر به نیوجرسی یا حضور در مراسم عروسی پسرش، و همین مسئله در کنار بازتاب گسترده رسانهای، باعث افزایش گمانهزنیها درباره احتمال توافق شد.
او افزود که علاوه بر این نشانهها، تردد فشرده و رفتوآمدهای دیپلماتیک نیز بر این فضای خوشبینی افزوده بود؛ از جمله سفرهای مکرر مقامات پاکستانی، حضور وزیر کشور و فرمانده ارتش پاکستان و همچنین اعزام هیاتی از قطر. به گفته احمدی، این سطح از رفتوآمدها نشان میداد که احتمال وقوع یک تحول جدی در جریان است و این احتمال نیز در آن مقطع کاملاً جدی تلقی میشد.
او در ادامه علت تغییر فضای خوشبینی و کاهش احتمال توافق را در نوع تصمیمگیری و رفتار سیاسی دونالد ترامپ دانست و اظهار کرد که به نظر میرسد فشارهای مختلف باعث تغییر در تصمیمات او شده است؛ تصمیماتی که به گفته او میتواند تحت تأثیر دیدارها و مشورتهای حضوری و غیررسمی اتخاذ یا تغییر کند.
احمدی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از ساختار تصمیمگیری ترامپ اظهار داشت که او فاقد یک اندیشه منسجم، استراتژی و تاکتیک مشخص یا ایدئولوژی پایدار است و عمدتاً در لحظه و تحت تأثیر فشارهای مختلف تصمیمگیری میکند. به گفته وی، تصمیمات رئیسجمهوری آمریکا عمدتاً فردی و شخصی است و از یک فرآیند نهادمند و مبتنی بر مشاوران حرفهای تبعیت نمیکند. او افزود که حتی مشاوران ترامپ نیز عمدتاً افرادی غیرحرفهای و مشابه خود او هستند و همین امر موجب تغییرات ناگهانی در تصمیمات وی میشود.
این دیپلمات پیشین در ادامه تأکید کرد که چنین ویژگیهایی، کار تعامل با ترامپ را برای رهبران جهان دشوار کرده است، بهگونهای که بسیاری از کشورها تلاش میکنند از طریق ایجاد رابطه شخصی با او، مسائل را به صورت فردی مدیریت کنند.
او در پایان تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران از این امتیاز برخوردار نیست، زیرا هیچگونه رابطه شخصی یا حتی تماس مستقیم مستمر میان مقامات ایرانی و دونالد ترامپ وجود نداشته است؛ موضوعی که به گفته او باعث شده ایران در مقایسه با برخی دیگر از کشورها در موقعیت متفاوتی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات رئیسجمهوری آمریکا قرار گیرد.