اکوایران: در شرایطی که توان مسکو در جنگی طولانی‌مدت با اوکراین در حال فرسایش است، خبرهای نگران‌کننده‌ای هم از ناحیه خودمختار چچن و سلامتی رمضان قدیروف به گوش می‌رسند که می‌تواند اوضاع را برای کرملین وخیم‌تر سازد.

به گزارش اکوایران، درحالی‌که جنگ ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور جمهوری فدراسیون روسیه، در اوکراین به‌خوبی پیش نمی‌رود، ممکن است به‌زودی با باتلاق دیگری در منطقه خودمختار چچن روبه‌رو شود.

بیماری دست‌نشانده پوتین در چچن

نشریه فارن پالسی در گزارشی با عنوان «دومین دردسر بزرگ پوتین» در رابطه با رویدادهای داخلی روسیه می‌نویسد:

این روزها ولادیمیر پوتین نگرانی‌های زیادی دارد. آنچه او در ابتدا به‌عنوان یک عملیات سریع برای تغییر رژیم در اوکراین برنامه‌ریزی کرده بود، اکنون از جنگ اتحاد جماهیر شوروی علیه آلمان نازی نیز طولانی‌تر شده است و کی‌یف به‌طور فزاینده‌ای جنگ را به قلب خاک روسیه می‌کشاند. (در ۳ ژوئن، مهمانان مجمع بین‌المللی نمایشی پوتین در سن‌پترزبورگ با منظره آتش‌سوزی‌های گسترده ناشی از پهپادهای اوکراینی از خواب بیدار شدند.) اقتصاد روسیه نیز نشانه‌های جدی فشار را بروز می‌دهد. حتی چین، مهم‌ترین دوست و حامی پوتین، نشان داده است که حاضر نیست بی‌حدوحصر از مسکو حمایت کند.

اما مشکل دیگری نیز در پس‌زمینه در حال شکل‌گیری است؛ مشکلی که می‌تواند در زمانی که پوتین کمترین توان تحمل آن را دارد، بی‌ثباتی جدی ایجاد کند. کرملین با یک بحران بالقوه انفجاری جانشینی در چچن روبه‌رو است؛ جمهوری‌ای در قفقاز شمالی که سابقه‌ای طولانی در ایجاد آشوبی بسیار فراتر از اندازه کوچک خود دارد.

مشکل این است که رهبر قدرتمند و بلامنازع چچن، رمضان قدیروف، ۴۹ ساله، به بیماری شدیدی مبتلاست که احتمالاً لاعلاج است و ممکن است هر لحظه او را از صحنه خارج کند. جانشین مورد نظر قدیروف، پسر ۱۸ ساله‌اش، آدم قدیروف، هنوز بیش از حد جوان است که بتواند زمام قدرت را در دست بگیرد. پوتین می‌تواند تلاش کند با اجازه دادن به آدم برای اعمال کنترل اسمی تحت هدایت یک متحد مورد اعتماد یا حتی یک نایب‌السلطنه از مسکو، خانواده قدیروف را در قدرت نگه دارد؛ اما چنین راه‌حلی ممکن است بسیار دشوارتر از آن باشد که به نظر می‌رسد.

عامل خشن مسکو در گروزنی

حکومت سخت‌گیرانه رمضان در ۲۲ سال گذشته که باعث شده برخی او را «کیم جونگ ایل قفقاز» بنامند، انبوهی از کینه‌ها و دشمنی‌ها را در فرهنگی مبتنی بر طایفه و سنت‌های عمیق انتقام‌جویی خونین بر جای گذاشته است. او همچنین بسیاری از رقبای خود را به تبعید رانده است؛ افرادی که سال‌هاست با صبر و حوصله در انتظار فرصت تسویه‌حساب هستند.

چچن

ولادیمیر پوتین در جریان سفر خود به چچن در ۲۰ اوت ۲۰۲۴ در گروزنی (مرکز جمهوری خودمختار چچن)، در کنار رئیس جمهوری چچن، رمضان قدیروف (مرکز-راست) و مفتی چچن، شیخ صلاح‌حاجی مژیف (چپ) راه می‌رود/عکس از اسپوتنیک

در چهار سال گذشته، عامل پیچیده‌کننده دیگری نیز به این معادله اضافه شده است: جنگ اوکراین، جایی که چچنی‌ها در هر دو طرف درگیری می‌جنگند. اوکراینی‌ها که در سال ۲۰۲۲ استقلال چچن از روسیه را به رسمیت شناختند، هر کاری از دستشان برمی‌آید انجام داده‌اند تا مخالفان قدیروف را جسورتر کنند؛ زیرا به‌خوبی می‌دانند که آغاز جنگی جدید در چچن می‌تواند منابع روسیه را در زمانی که پوتین وارد مرحله‌ای خطرناک از جنگ خود علیه کی‌یف شده، به‌شدت تحلیل ببرد.

اوکراینی‌ها چیزی را به یاد دارند که بسیاری از غربی‌ها فراموش کرده‌اند. پوتین با تکیه بر شهرت خود به‌عنوان سرکوبگر بی‌رحم شورشیان چچنی در اواخر دهه ۱۹۹۰ به ریاست‌جمهوری رسید. این مأمور سابق کا‌گ‌ب محبوبیت خود را میان رأی‌دهندگان روس با وعده تعقیب بی‌امان جدایی‌طلبان چچنی افزایش داد. او یک بار مشهورانه گفت: «اگر آن‌ها را در توالت پیدا کنیم، ببخشید، همان‌جا نابودشان می‌کنیم.»

در واقع، او این رویکرد خشن را با تعامل عمل‌گرایانه با یکی از رهبران جنبش مقاومت ترکیب کرد: احمد قدیروف، که شش سال عالی‌ترین مقام مذهبی مسلمانان جمهوری بود.

قدرت چگونه به خاندان قدیروف رسید؟

احمد قدیروف در نخستین شورش چچن از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ در کنار شورشیان جنگیده بود؛ زمانی‌که ملی‌گرایان چچنی از ضعف دولت مرکزی تحت رهبری بوریس یلتسین بهره بردند. شورشیان چچنی در جنگی خونین ارتش روسیه را متوقف کردند و استقلالی عملی را اعلام کردند که تا سال ۱۹۹۹ ادامه یافت؛ زمانی‌که جنگ دوم چچن آغاز شد.

چچن

دیدار ولادیمیر پوتین با رمضان قدیروف/عکس از وبگاه ریاست‌جمهوری روسیه

پوتین که در آن زمان نخست‌وزیر بود، رویکردی سخت‌گیرانه در میدان نبرد اتخاذ کرد. تاکتیک‌های بی‌تمایز روس‌ها که شمار زیادی از غیرنظامیان را کشت، پیش‌درآمدی بر خشونتی بود که بعدها در جنگ اوکراین نیز دیده شد.

در همان حال، پوتین به احمد قدیروف نزدیک شد؛ کسی که با جهادی‌های افراطی که به‌تدریج بر جنبش استقلال‌طلبی مسلط می‌شدند، مخالفت کرده بود. او و پوتین به‌تدریج به توافق رسیدند: اگر قدیروف و طایفه‌های متحدش شورش را سرکوب و حاکمیت کرملین را به رسمیت بشناسند، پوتین به حاکم تازه اجازه خواهد داد چچن را هر طور که صلاح می‌داند اداره کند؛ سطحی از خودمختاری که هیچ استان دیگری در روسیه از آن برخوردار نیست.

زمانی که احمد قدیروف در سال ۲۰۰۴ در انفجاری کشته شد، قدرت به پسرش رمضان منتقل شد؛ کسی که از آن زمان تاکنون کنترل سختگیرانه‌ای بر جمهوری حفظ کرده است. رمضان قدیروف توانسته است با خشونتی بی‌وقفه پادشاهی پرآشوب خود را آرام نگه دارد. گروه‌های حقوق بشری او را به شکنجه، قتل و ربودن منتقدانش، از جمله روزنامه‌نگاران و اعمال مجازات جمعی علیه خانواده مخالفان متهم کرده‌اند.

خدمات متقابل پوتین و قدیرف به یکدیگر

شاید چشمگیرترین موضوع آن باشد که قدیروف نوعی حکومت فوق‌محافظه‌کار مبتنی بر شریعت برقرار کرده و از چندهمسری حمایت کرده است؛ اقدامی که در دیگر نقاط فدراسیون روسیه غیرقانونی است. ممکن بود پوتین از چنین نقض آشکاری نسبت به تصویری که از خود به‌عنوان یک سنت‌گرای مسیحی ساخته، خشمگین شود؛ اما در عوض، دیکتاتور چچنی را با پول و تمجید فراوان مورد حمایت قرار داده است.

چچن

رمضان قدیروف، رئیس چچن، در کرملین در مسکو در ۲۹ آوریل با ولادیمیر پوتین دیدار می‌کند/عکس از اسپوتنیک

کرملین سالانه ۳.۸ میلیارد دلار به چچن منتقل می‌کند؛ رقمی که حدود ۹۲ درصد بودجه این جمهوری را تشکیل می‌دهد. این مبلغ در عمل به صندوقی عظیم در اختیار قدیروف تبدیل شده است که او آن را مطابق میل شخصی خود خرج می‌کند. او افزون بر تأمین سبک زندگی مجلل خود، از این پول برای ایجاد نیروهای امنیتی شخصی استفاده کرده است؛ نیروهایی که در مجموع ۳۳ هزار نفر هستند و فقط به او وفادارند.

این نیروها می‌توانند در هر انتقال قدرت پس از قدیروف نقش مهمی ایفا کنند. او بسیاری از آن‌ها را برای تقویت تلاش جنگی روسیه به اوکراین فرستاده است؛ هرچند بنا بر بیشتر گزارش‌ها، این نیروها بیش از آنکه در نبرد مؤثر باشند، در انتشار ویدئوهای تبلیغاتی از خود موفق بوده‌اند.

در واقع، آمارهای اخیر نشان می‌دهد چچن کمترین نرخ تلفات جنگی را در میان تمام مناطق فدراسیون روسیه داشته است. به گفته مایکل پی. دنیس، این موضوع نشان می‌دهد پوتین تا چه اندازه به دست‌نشانده خود آزادی عمل داده است. دنیس اشاره می‌کند که پوتین حتی از انتقاد به جنجالی‌ترین اقدامات قدیروف نیز خودداری کرده است؛ از جمله انتصاب پسر نوجوانش آدم به ریاست شورای امنیت چچن در سال گذشته. پوتین همچنین از بررسی علنی گزینه‌های احتمالی جانشینی قدیروف پرهیز کرده است.

تمهیدات پوتین و قدیروف برای آینده‌ای خطرناک

این سکوت‌ها قابل توجه هستند. پوتین به‌راحتی دیگر رهبران منطقه‌ای را در برابر دوربین‌ها سرزنش یا برکنار می‌کند، اما آشکارا مسئله قدیروف را موضوعی می‌داند که باید با احتیاط مدیریت شود. خود رمضان قدیروف نیز آشکارا نگران آینده پس از خود است. تلاش او برای انتصاب فرزندانش به سمت‌های مهم، با وجود ناآمادگی آشکار آنان، نشان می‌دهد که برای تثبیت قدرت به نفع وارثانش عجله دارد.

چچن

محمد آل نهیان، ولیعهد ابوظبی و معاون فرمانده کل نیروهای مسلح امارات متحده عربی و رمضان قدیروف، رئیس چچن/عکس از خبرگزاری تاس

در سال‌های اخیر، او همچنین کوشیده است فرزندانش را با اعضای طایفه‌های بانفوذ دیگر ازدواج دهد؛ اقدامی که برای حفظ میراث سیاسی و حتی امنیت شخصی خانواده‌اش طراحی شده است. اختلافات در چچن می‌توانند خیلی سریع به خشونت کشیده شوند.

قدیروف به این اقدامات بسنده نکرده است. او طی سال‌ها روابط نزدیکی با شماری از رهبران جهان اسلام ایجاد کرده که برجسته‌ترین آن‌ها محمد بن زاید آل نهیان است. اکنون روشن شده که این روابط صرفاً برای تقویت اعتبار اسلامی او نبوده‌اند. قدیروف همچنین مبالغ هنگفتی پول در امارات ذخیره کرده و اعضای طایفه خود را به سرمایه‌گذاری گسترده در بازار املاک امارات تشویق کرده است. یکی از برادرزاده‌های او پیشاپیش برای دریافت تابعیت امارات درخواست داده و به نظر می‌رسد دیگران نیز همین مسیر را دنبال کنند.

اگر کرملین روزی قدیروف را از قدرت برکنار کند، او از قبل پناهگاهی امن برای خود آماده کرده است. اگر هم پیش از تثبیت جانشینی بمیرد، خانواده‌اش خواهند دانست که به کجا پناه ببرند. تصور اینکه کسی در کرملین واقعاً باور داشته باشد انتقال قدرت پس از قدیروف به‌سادگی مدیریت خواهد شد، دشوار است. کافی است به یاد بیاوریم که رمضان قدیروف، با وجود سال‌ها حاکمیت بی‌رقیب پدرش، دست‌کم پنج سال زمان نیاز داشت تا پس از به قدرت رسیدن دشمنان خود را سرکوب کند؛ آن هم در شرایطی که پدرش راه را کاملاً برای او هموار کرده بود.

در سال ۲۰۰۸، چهار سال پس از به قدرت رسیدن رمضان، نیروهای او در نبردی مسلحانه با چریک‌های وفادار به سلیم یامادایف، یکی از دشمنان قسم‌خورده خاندان قدیروف، درگیر شدند؛ نبردی که ۱۸ کشته برجای گذاشت. یک سال بعد، یامادایف در پارکینگ یک ساختمان در دبی ترور شد.

کرملین این تاریخ را به‌خوبی می‌شناسد. کارشناسان قفقاز در مسکو بی‌شک شبانه‌روز روی سناریوهای پس از قدیروف کار می‌کنند؛ اما در حال حاضر، یک نکته قطعی است: ظرفیت بی‌ثباتی جدی در روسیه پوتین هر روز بیشتر می‌شود.