به گزارش اکوایران- درآمد سهماهه چهارم لیناس نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۷۰ درصد افزایش یافته و از ۱۷۰.۲ میلیون دلار استرالیا به ۲۸۸.۹ میلیون دلار استرالیا رسیده است. نکته قابل توجه آن است که این رشد چشمگیر، بیش از آنکه ناشی از افزایش تولید باشد، نتیجه جهش قیمت فروش محصولات بوده است. متوسط قیمت فروش هر کیلوگرم اکسید عناصر نادر خاکی از ۶۰.۲ دلار استرالیا به ۹۸.۲ دلار استرالیا افزایش یافته؛ یعنی رشدی حدود ۶۳ درصدی، در حالی که تولید تنها ۸.۴ درصد افزایش داشته است. این ارقام نشان میدهد موتور اصلی رشد درآمد شرکت، افزایش ارزش محصولات در بازار بوده است، نه رشد ظرفیت تولید.
عامل اصلی این تحول را باید در تغییرات ژئوپلیتیکی بازار جستوجو کرد. چین طی دو دهه گذشته بین ۸۵ تا ۹۰ درصد عناصر نادر خاکی فرآوریشده جهان را تأمین میکرد، اما اعمال محدودیتهای صادراتی این کشور بر برخی عناصر و مواد فرآوری، نگرانی درباره امنیت عرضه را به شدت افزایش داده است. در نتیجه، کشورهای غربی دیگر خرید این مواد را تنها یک تصمیم اقتصادی نمیدانند، بلکه آن را بخشی از راهبرد امنیت صنعتی و کاهش وابستگی به چین تلقی میکنند.
در همین راستا، توافق کشورهای گروه هفت (G7) در ژوئن ۲۰۲۶ مبنی بر اینکه تا سال ۲۰۳۰ هیچ کشوری نباید بیش از ۶۰ درصد واردات عناصر نادر خاکی اعضا را تأمین کند، نشانهای از تغییر سیاستهای جهانی در این حوزه است. این رویکرد در عمل تقاضای پایدارتری برای تولیدکنندگان خارج از چین ایجاد میکند و به شرکتهایی مانند لیناس مزیت رقابتی میبخشد.
البته عملکرد مالی لیناس بدون چالش نبوده است. درآمد اعلامشده این شرکت حدود ۲۰ درصد کمتر از پیشبینی تحلیلگران بود. کارشناسان سه عامل را برای این اختلاف مطرح میکنند: زمانبر بودن انتقال قراردادهای خرید از تأمینکنندگان چینی، تفاوت قیمت قراردادهای بلندمدت با قیمتهای لحظهای بازار و محدودیتهای فرآوری در برخی واحدهای تولیدی. با این حال، این شرکت همچنان بالاترین درآمد چهار سال اخیر خود را ثبت کرده و روند صعودی درآمدهای آن ادامه یافته است.
مزیت اصلی لیناس تنها در رشد قیمتها خلاصه نمیشود. این شرکت مالک معدن Mount Weld در استرالیاست که یکی از غنیترین ذخایر عناصر نادر خاکی جهان به شمار میرود. عیار بالای این معدن، هزینه استخراج و فرآوری را کاهش داده و در کنار توانایی فرآوری صنعتی خارج از چین، موقعیت راهبردی این شرکت را تقویت کرده است؛ مزیتی که به سادگی قابل تکرار نیست.
در سوی تقاضا نیز چشمانداز بازار همچنان مثبت ارزیابی میشود. رشد تولید خودروهای برقی، توسعه نیروگاههای بادی فراساحلی، افزایش بودجههای دفاعی و ایجاد کارخانههای تولید آهنرباهای دائمی در اروپا، ژاپن و آمریکای شمالی، همگی نیاز به عناصر نادری مانند نئودیمیوم، پرازئودیمیوم، دیسپروزیم و تربیوم را افزایش دادهاند. این روند نشان میدهد تقاضا برای تولیدکنندگان غیرچینی، تنها یک موج کوتاهمدت نیست، بلکه از پشتوانهای ساختاری برخوردار است.
در مجموع، بازار عناصر نادر خاکی وارد مرحلهای شده که در آن ژئوپلیتیک به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده قیمت تبدیل شده است. اگر این روند ادامه یابد، تولیدکنندگانی که خارج از چین فعالیت میکنند، نهتنها از افزایش قیمتها، بلکه از جایگاه راهبردی خود در زنجیره تأمین جهانی نیز سود خواهند برد، تغییری که میتواند آینده صنعت مواد معدنی حیاتی را برای سالهای پیش رو بازتعریف کند.