به گزارش اکوایران، حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را غافلگیر کرد، اما حملات تلافیجویانه سنگین ایران ظاهراً به جای متحد کردن این بلوک، شکافهای موجود را عمیقتر کرد.
وقتی هدف مشترک هم نمیتواند متحد کند
به نوشته پولتیکو، درحالیکه آمریکا حملات روزانه خود به ایران را ادامه میدهد و کشورهای عربی که در حملات تلافیجویانه تهران آسیب دیدهاند، تلاش میکنند برای ترسیم مسیری به سوی صلح متحد شوند؛ اما تنشهای دیرینه در حال ایجاد مانع هستند.
در هفتههای اخیر، وزیران ارشد امارات متحده عربی و عربستان سعودی برای نشان دادن آشتی دو کشور در برابر دوربینها ظاهر شدهاند؛ اردن و شش عضو شورای همکاری خلیج فارس در وزارت خارجه آمریکا و کنگره دیدارهایی داشتهاند؛ و شورای همکاری خلیج فارس موجی از بیانیههای مشترک در محکومیت حملات ایران صادر کرده است؛ بااینحال، به گفته دیپلماتهای عرب، مقامهای کنونی و پیشین آمریکایی و دیگر افرادی که با روندهای منطقه آشنا هستند، اگرچه این کشورها در هدف مشترک باز نگه داشتن تنگه هرمز اتفاق نظر دارند، اما اولویتهای متفاوت آنها برای رسیدن به این هدف، پیشرفت را دشوار کرده است.
این اختلافات شامل مجموعهای از منافع متضاد است که به عواملی مانند دسترسی کشورها به مسیرهای جایگزین برای انتقال کالا و انرژی بهجای تنگه، میزان درهمتنیدگی زیرساختهای آنها با ایران و شدت آسیب اقتصادی هر کشور در جریان بحران بستگی دارد. یک مقام عراقی که به دلیل نداشتن مجوز برای بیان علنی دیدگاه خواست نامش فاش نشود، گفت: «آنها برای دیدار با کنگره و وزارت خارجه با یکدیگر همکاری میکنند و پیامهای خود را هماهنگ میسازند، اما در واقع همنظر نیستند».
شورای همکاری آکنده از شکاف
شورای همکاری خلیج فارس شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است. این شورا در سال ۱۹۸۱ و در سایه جنگ ایران و عراق تأسیس شد و پیش از آغاز درگیری کنونی نیز با اختلافات داخلی مواجه بود. جنگ ایران اکنون این شکافها را بیش از پیش آشکار کرده است.
مقامات خلیج فارس برای عکس دستهجمعی در نشست شورای وزیران در کویت ژست میگیرند/عکس از وزارت خارجه سعودی
شکافها در میان کشورهای همسایه ایران، دستیابی به هرگونه راهحل دیپلماتیک برای جنگ یا تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز را بسیار دشوارتر کرده است. برخی خواهان اتخاذ موضعی سختتر در برابر ایران هستند، درحالیکه برخی دیگر بازگشایی تنگه را در اولویت قرار میدهند.
به گفته آلیسون ماینور که در دولت نخست ترامپ مدیر امور یمن و عمان در شورای امنیت ملی بود: «بعید است آنها قادر به پایان دادن به جنگ باشند، اما میتوانند در مدیریت پیامدهای جنگ مؤثرتر عمل کنند». به گفته او، کشورهای خلیج فارس میتوانند با کشورهای اروپایی برای نظارت بر تنگه هرمز همکاری کنند و بهطور غیرعلنی چین را متقاعد کنند که از نفوذ خود برای تحت فشار قرار دادن ایران جهت بازگشایی تنگه استفاده کند. به گفته جان فوزی میلر، معاون سابق نیروی دریایی آمریکا و فرمانده پیشین ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، اید این بحران به شکلی حل شود که در نهایت آنها متحمل همه هزینهها و پیامدهای آن نشوند.
اختلافات از کجا ناشی میشوند؟
به گفته مایکل راتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان سعودی: «عمانیها بیش از همه با ایران همراهی میکردند. قطریها تا حدی کمتر، اما همچنان درگیر گفتوگو و میانجیگری بودند. امارات بیش از همه آمادگی داشت به شکلی قاطع وارد عمل شود. عربستان در میانه این طیف قرار داشت».
اسحاق هرتزوگ در ۴ فوریه ۲۰۲۲ با شیخ محمد بن زاید آل نهیان دیدار میکند/عکس از گتی ایمجز
عمان در ابتدا ظاهراً در حال مذاکره با ایران برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز بود؛ طرحی که ترامپ در ماه مه آن را رد کرد. او به خبرنگاران گفت: «عمان هم مانند همه دیگران رفتار خواهد کرد، وگرنه مجبور میشویم آن را بمباران کنیم». در سوی دیگر، گزارشها حاکی از آن بود که امارات و عربستان هر دو حملات هوایی و پهپادی علیه ایران انجام دادهاند و امارات نیز روابط دفاعی خود با اسرائیل را تقویت کرده است.
اولویتهای متفاوت کشورهای خلیج فارس تا حدی ناشی از میزان آسیبپذیری متفاوت آنهاست. عربستان، امارات و عمان میتوانند برای صادرات نفت و گاز خود تنگه هرمز را دور بزنند، اما قطر، کویت و بحرین چنین امکانی ندارند. اختلاف بر سر جنگ در بستری از زخمهای تاریخی شکل گرفته است. اواخر سال گذشته، عربستان پس از آنکه محمولهای تسلیحاتی از امارات وارد یمن شد، این کشور را بمباران کرد. دو رقیب همچنین در جنگ داخلی سودان در دو سوی مخالف قرار دارند. تنها چند سال از پایان محاصره قطر توسط عربستان و امارات میگذرد.
به گفته راتنی، تفاهمنامهای که آمریکا و ایران در ۱۵ ژوئن امضا کردند، برای مدتی کشورهای منطقه را به شکلی جدید به یکدیگر نزدیک کرد. او گفت: «در مقطعی، همه آنها فقط میخواستند نفت و گاز در جریان باشد، زیرا به این نتیجه رسیده بودند که اهداف مختلف جنگی قرار نیست محقق شوند». اما اکنون که منطقه بیش از پیش به سمت یک جنگ تمامعیار پیش میرود، بیاعتمادی همچنان بالاست. ماینور گفت: «هر کشور نگران است که کشور دیگری به تهران پول منتقل کند تا ایران آن کشور را هدف قرار ندهد و این اقدام به قیمت آسیب دیدن همسایگانش تمام شود.» رویترز در ماه ژوئن گزارش داده بود که امارات قصد دارد میلیاردها دلار در اختیار ایران قرار دهد؛ ابوظبی این گزارش را رد کرد.
همزمان، درحالیکه قطر طرح آتشبسی را برای کاهش تنش مطرح کرده، گزارشها حاکی از آن است که کویت و بحرین مواضعی را در ایران هدف قرار دادهاند. نیت سویانسون، که در دولتهای بایدن و ترامپ از طرف آمریکا با ایران مذاکره کرده است، گفت: «هیچ وحدتی در شورای همکاری خلیج فارس وجود ندارد. بهترین چیزی که میتوان به آن امید داشت، هماهنگی است».
اختلاف در واشنگتن
به گفته متیو کرونیگ، که در دولت نخست ترامپ به پنتاگون درباره راهبرد دفاعی جهانی مشاوره میداد، شکاف موجود در آمریکا بر سر نحوه تعامل با کشورهای منطقه نیز شرایط را پیچیدهتر کرده است. او گفت: «خود کاخ سفید برای روابط با کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان و امارات، ارزش قائل است. آنها به توافقهای ابراهیم افتخار میکردند و دولت بایدن را به دلیل سختگیری بیش از حد در قبال سعودیها مورد انتقاد قرار میدادند.»
مارکو روبیو در کنار عبداللطیف بن راشد الزیانی، وزیر امور خارجه بحرین، پس از دیدار با وزرای امور خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در منامه در ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶ قدم میزند/عکس از پول فوتو
در مقابل، به گفته او، پنتاگون بیشتر با ورود آمریکا به یک جنگ بیپایان مخالف بوده است. از این منظر، «کاهش خسارتها و واگذار کردن مسئله به کشورهای منطقه لزوماً نتیجه بدی نخواهد بود.»
داگلاس سیلیمن، سفیر پیشین آمریکا در عراق و کویت، گفت اگر کشورهای خلیج فارس بتوانند متحد شوند، هدف اصلی آنها این خواهد بود که ایران نتواند آنها را یکییکی هدف قرار دهد. بااینحال، ممکن است ناامیدی مشترکی نیز نسبت به دولت ترامپ در حال شکلگیری باشد. او گفت: «درک فزایندهای در حال شکلگیری است که آنها باید بیش از گذشته با یکدیگر همکاری کنند. همه ناامید هستند. من کمکم نشانههای خشم نسبت به آمریکا را میشنوم.»
کشورهای خلیج فارس خواهان نقش در تصمیمگیری هستند
دستکم، کشورهای خلیج فارس خواهان داشتن جایگاهی بر سر میز مذاکرات هستند. پس از آنکه شورای همکاری خلیج فارس در ماه ژوئن میزبان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در نشست شورا در بحرین بود، جاسم محمد البداوی، دبیرکل شورا، بر همین موضوع تأکید کرد. او گفت: «در این نشست تأکید شد که هرگونه تفاهم یا ترتیبات آینده باید الزامات کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را دربر بگیرد تا منافع آنها حفظ شود.» این اظهارنظر در خلاصه وزارت خارجه آمریکا از این نشست دیده نمیشد.
پرچمهای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در خیابانها، پیش از برگزاری چهلمین نشست سران شورای همکاری خلیج فارس در ریاض، عربستان سعودی، در ۹ دسامبر ۲۰۱۹ به اهتزاز درآمدهاند/عکس از خبرگزاری رویترز
کشورهای خلیج فارس همچنین در حال توسعه زیرساختهای جدیدی هستند تا خود را با واقعیتی سازگار کنند که در آن تنگه هرمز دیگر بهطور قابل اتکا باز نیست. امارات در حال ساخت خط لوله جدیدی به بندر فجیره در ساحل دریای عمان است. شرکت دولتی نفت کویت، کِیپیسی، نیز در حال مذاکره با عربستان و امارات برای انتقال نفت خام و فرآوردههای نفتی خود از طریق خطوط لوله آنهاست.
بااینحال، اگر جنگ پایان نیابد، هر یک از این پروژههای جدید نیز در معرض حملات ایران قرار خواهند داشت. حمله حوثیها به نفتکشهای سعودی نیز درباره امنیت خط لوله زمینیای که عربستان از آن برای دور زدن تنگه هرمز استفاده میکند، تردیدهایی ایجاد کرده است. هماینک، هیچ نشانه روشنی از پایان جنگ دیده نمیشود. اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «این ضربات ویرانگر تا زمانی ادامه خواهد داشت که رئیسجمهور تصمیم بگیرد آنها متوقف شوند.»