بیش از هزار جلسه و ۱۳ سال مذاکره لازم بود تا یک پروژه بزرگ بازآفرینی در توکیو به رضایت حدود ۹۰ درصد ساکنان برسد؛ پروژه‌ای که بعد از این دوره طولانی گفت‌وگو تنها سه سال زمان برای ساخت نیاز داشت. در نشست «هفت‌شهر» تجربه ماچیزوکوری در ژاپن بررسی شد و بحث به ایران رسید؛ جایی که به گفته حاضران نهادهای محلی وجود دارند اما هیچگاه از سوی مدیران شهری به رسمیت شناخته نمی‌شوند.

 

به گزارش اکوایران،‌ قرار بود معبری در یکی از محله‌های قدیمی توکیو تعریض شود تا خودروهای امدادی در زمان زلزله و آتش‌سوزی بتوانند وارد بافت شوند. ساکنان البته مخالف بودند. می‌گفتند بازشدن مسیر رفت‌وآمد خودرو را بیشتر می‌کند و آلودگی و خطر برای کودکان را افزایش می‌دهد. مخالفت آنها به رد طرح محدود نماند. جلسات محلی تشکیل دادند و متخصصان را دعوت کردند و راه دیگری پیشنهاد دادند؛ زمین‌های خالی محله به فضاهای باز کوچک تبدیل شود، زیر بعضی از آنها مخزن آب ساخته شود، مسیرهای پیاده تقویت شود و ساختمان‌های بسیار فرسوده در اولویت مداخله قرار گیرند.

میثم معصومی در نشست «تجربه ژاپن؛ ماچیزوکوری و بازآفرینی شهری مردم‌نهاد» این تجربه را یکی از نمونه‌های ورود مستقیم مردم به تصمیم‌های شهری دانست. این نشست هفته گذشته در خانه آفرینش‌های شهری ایران برگزار شد. 

معصومی در ابتدا گفت: ماچیزوکوری یک الگوی ثابت یا سازمان مشخص نیست. در محله‌های مختلف شکل متفاوتی دارد اما یک اصل در آن تکرار می‌شود؛ مردم فقط در پایان کار برای اظهارنظر درباره یک طرح آماده دعوت نمی‌شوند و می‌توانند از مرحله تعریف مسئله وارد تصمیم‌گیری شوند.

در نمونه نخست توکیو مخالفت ساکنان در نهایت به تشکیل شورای داوطلبانه‌ای رسید که در سال ۱۹۸۲ به رسمیت شناخته شد و به گفته معصومی هنوز هم در پروژه‌های محلی نقش دارد. راه‌حل جایگزین ساکنان نیز اجرا شد و بدون بازکردن معبر تازه در قلب محله بخشی از خطر آتش‌سوزی و بحران کاهش پیدا کرد.

نمونه دوم اما مسیر کاملا متفاوتی داشت. این بار محدوده‌ای فرسوده در توکیو برای یک توسعه بزرگ در نظر گرفته شده بود و شرکت موری به عنوان توسعه‌دهنده وارد پروژه شد. ورود شرکت با مقاومت مردم روبه‌رو شد. موری در خود محله دفتر باز کرد، نشریه محلی منتشر کرد و گفت‌وگوی خانه‌به‌خانه با ساکنان را آغاز کرد.

این فرایند ۱۳ سال ادامه پیدا کرد. بیش از هزار جلسه و گفت‌وگو برگزار شد تا در نهایت حدود ۹۰ درصد ساکنان با پروژه موافقت کردند. به گفته معصومی پروژه از نظر قانونی با رضایت کمتری هم قابلیت اجرا داشت اما توسعه‌دهنده برای رسیدن به توافق بیشتر چند سال دیگر صبر کرد.

در مذاکرات فقط درباره شکل و ارتفاع ساختمان‌ها صحبت نمی‌شد. بخشی از ساکنان قدیمی بازنشسته بودند و می‌گفتند تا آن زمان در خانه‌های خود زندگی کرده‌اند و توان پرداخت هزینه بالای نگهداری برج را ندارند. برای همین بخشی از فضای درآمدزای مجموعه به پشتوانه هزینه‌های مشاع اختصاص پیدا کرد تا فشار شارژ بر ساکنان قدیمی کمتر شود.

موضوع دیگری که مردم بر آن ایستادند حفظ یک برکه و درختان ساکورا «گیلاس» بود. زمینی که متعلق به شرکت بود و امکان ساخت‌وساز در آن وجود داشت اما در نهایت برکه و فضای سبز باقی ماند.

با وجود این پروژه بعدها به یکی از مجموعه‌های گران‌قیمت توکیو تبدیل شد و مسئله اعیانی‌شدن آن نیز در نشست مطرح شد. معصومی گفت در زمان افتتاح بخش بزرگی از ساکنان قدیمی به مجموعه جدید منتقل شدند اما اینکه بعد از نزدیک به ۲۰ سال چند نفر از آنها هنوز در همان محدوده زندگی می‌کنند نیازمند مطالعه جداگانه است.

او تأکید کرد دو تجربه مطرح‌شده از نظر کالبدی کاملا متفاوت‌اند. در یکی تلاش شده بافت موجود تا حد ممکن حفظ شود و در دیگری یک توسعه بزرگ و عمودی شکل گرفته است. وجه مشترک آنها حضور مردم در شکل‌گیری تصمیم است.

معصومی درباره امکان استفاده از این تجربه در ایران گفت کپی‌کردن یک مدل خارجی برای مسائل پیچیده شهری راه‌حل مناسبی نیست و هر جامعه باید سازوکار خودش را پیدا کند. به گفته او هم شهروند باید باور کند که می‌تواند در محیط زندگی خود اثرگذار باشد و هم نظام اداری باید این نقش را به رسمیت بشناسد.

در ادامه عبدالرضا گلپایگانی،‌ معاون اسبق شهرداری تهران  گفت نمونه‌های همکاری محلی در شهرهای ایران کم نیست اما بسیاری از آنها از سوی ساختار رسمی دیده نمی‌شوند. او از تجربه‌ای در منطقه چهار تهران گفت که ساکنان برای استفاده از جای پارک‌های خالی میان خودشان گروهی تشکیل داده بودند و اطلاعات را با هم به اشتراک می‌گذاشتند.

گلپایگانی گفت: در بازآفرینی وقتی می‌گوییم ابتدا باید نهادسازی کنیم گاهی فراموش می‌کنیم که ممکن است خود نهاد از قبل در محله وجود داشته باشد. اگر دولت یا شهرداری این نهاد را بشناسد و از ظرفیت آن استفاده کند کار آسان‌تر می‌شود اما اگر بخواهد نهادی ساخته‌شده از بالا را به جامعه تحمیل کند کار دشوار می‌شود.

او به تجربه اسلام‌آباد تهران اشاره و تاکید کرد: با استقرار دفتر توسعه محلی مشخص شد تصویر بیرونی از مالکیت در محله دقیق نیست و بخش قابل توجهی از ساکنان ریشه مالکیت دارند. به گفته او شناخت تاریخ محله نیز اهمیت دارد؛ اسلام‌آباد در ادامه ونک بوده اما احداث بزرگراه چمران این پیوند را قطع کرده و امروز ممکن است به اشتباه محدوده‌ای جداافتاده تصور شود.

شفق متولی معمار و طراح شهری نیز یکی از مشکلات تجربه‌های مشارکتی در ایران را ناپایداری ساختارهای تسهیلگری دانست. او گفت: با تغییر سیاست مدیریتی یا سلیقه مدیر دفتر تسهیلگری از بین می‌رود و سرمایه اجتماعی که طی مدت طولانی شکل گرفته مثل برف در دست آب می‌شود.

متولی تاکید کرد: نتیجه چنین روندی بی‌اعتمادی بیشتر مردم است و وقتی دوباره سراغ آنها می‌رویم مشارکت سخت‌تر می‌شود. او همچنین تأکید کرد نهاد محلی هرچه بیشتر از خود جامعه بیرون بیاید و داوطلبانه باشد امکان دوام بیشتری دارد.

حسین ایمانی جاجرمی جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بحث را از شناخت جامعه محلی آغاز کرد. او گفت پیش از هر مداخله باید دانست چه کسانی در محله زندگی می‌کنند، از کجا آمده‌اند، چه تاریخی دارند و چه می‌خواهند.

جاجرمی از تجربه اکباتان مثال زد؛ جایی که شرکت مترو قصد داشت ورودی دوم را مقابل بلوک ۱۳ ایجاد کند اما اعتراض و پیگیری ساکنان باعث شد مدیرعامل مترو از محل بازدید کند. به گفته او مدیرعامل بعد از دیدن شرایط پذیرفت که ورودی جدید می‌تواند ازدحام را بیشتر کند.

جاجرمی گفت این تجربه نشان می‌دهد کار اجتماعی در ایران هم وجود دارد اما تصمیم‌گیری بدون شناخت محل می‌تواند مسئله‌ساز شود.

او همچنین به تجربه‌ای در کوالالامپور اشاره کرد که در آن یک شرکت سرمایه‌گذاری چند سال با ساکنان یک محله فرسوده مذاکره کرده بود و در نهایت بخشی از ساکنان خانه‌های کوچک خود را با واحدهای بزرگ‌تر جایگزین کرده بودند و سرمایه‌گذار نیز در قسمت دیگری از پروژه برج لوکس و مرکز تجاری ساخته بود.

جاجرمی در پایان یک مانع اساسی را کوتاه‌بودن عمر مدیریت در ایران دانست و گفت: شاید مسئله ما بیش از جامعه کوتاه‌مدت دولت کوتاه‌مدت باشد. وقتی عمر مدیریت یک سال یا یک سال و نیم است مدیر سراغ تصمیمی نمی‌رود که ۱۰ یا ۱۵ سال زمان برای گفت‌وگو با مردم بخواهد.

در بخش پایانی نشست درباره رابطه ماچیزوکوری با نظام رسمی برنامه‌ریزی نیز بحث شد. معصومی گفت در ژاپن برخی توافق‌های محلی امکان ورود به ساختار قانونی را دارند و بعضی دیگر بیشتر بر اعتبار اجتماعی میان ساکنان متکی‌اند.

یکی از حاضران در پایان پرسید بعد از ۱۳ سال مذاکره ساخت پروژه توسعه مجدد چقدر زمان برده است. معصومی هم در پاسخ گفت: عملیات اصلی حدود سال ۲۰۰۰ آغاز شد و پروژه در سال ۲۰۰۳ به بهره‌برداری رسید؛ ۱۳ سال مذاکره و حدود سه سال ساخت.